در دل دنیای اکوسیستمهای متنوع، جایی که شبکههای پیچیده شرکتها، پلتفرمها و بازیگران متنوع همچون ارگانیسمی زنده با هم تعامل میکنند، مقاله "بررسی مفهوم اکوسیستم — به سمت طراحی اکوسیستم منسجم" نوشته ماساهارو تسوجیموتو و همکارانش در سال ۲۰۱۸، تلاش ارزشمندی است برای تبیین مفهوم اکوسیستم. نویسندگان مقاله با بررسی سیستماتیک ۹۰ مقاله برتر منتشرشده در مجلات معتبر تا سال ۲۰۱۴، نشان میدهند که مفهوم "اکوسیستم" اغلب بدون تعریف دقیق یا پایه نظری محکم به کار میرود، اما در عین حال، پتانسیل عظیمی برای توضیح پویاییهای مدیریت دارد. ایده مرکزی مقاله این است که اکوسیستم نه تنها یک استعاره از طبیعت، بلکه ابزاری تحلیلی برای درک تکامل یا انقراض شبکههای اجتماعی-تجاری است، جایی که بازیگران با اصول رفتاری و تصمیمگیری متفاوت، نتایج ناخواستهای برای خود و دیگران ایجاد میکنند.

فرآیند بررسی نویسندگان دقیق و ساختیافته است: آنها از پایگاههایی مانند Scimago و Web of Science استفاده کردهاند تا مقالات Q1 را غربال کنند، و در نهایت چهار دیدگاه اصلی را شناسایی میکنند:
دیدگاه اول، اکولوژی صنعتی، ریشه در مفهوم اکوسیستم صنعتی دارد و بر بهینهسازی جریان مواد، انرژی و پایداری تمرکز میکند — مثلاً در پارکهای صنعتی مانند جزیره جورونگ سنگاپور، جایی که symbiosis بین کارخانهها، سیستم را پایدار نگه میدارد. این دیدگاه، با روشهایی مانند تحلیل جریان مواد، نشاندهنده تلاش برای تبدیل سیستمهای صنعتی به مدلهای طبیعی است، اما کمتر به جنبههای رقابتی کسبوکار میپردازد.
دیدگاه دوم، اکوسیستم کسبوکار، مرزهای سازمانی را گسترش میدهد و بر روابط پیچیده بین شرکتها، تامینکنندگان و مکملها تأکید دارد. اینجا، نویسندگان به نظریههایی مانند مرزهای کارایی، قدرت و شایستگی اشاره میکنند، و مثالهایی از صنایع دیجیتال یا نیمهرساناها میآورند که در آنها، تصمیم یک شرکت مرکزی میتواند کل شبکه را تکان دهد.
دیدگاه سوم، مدیریت پلتفرم، بر رهبری پلتفرمهایی مانند پلتفرم اپل یا گوگل تمرکز دارد، جایی که تعادل بین باز بودن و کنترل، رشد اکوسیستم را تعیین میکند — برای نمونه، تحلیل پلتفرمهای بازی ویدئویی نشان میدهد که منطق "برنده همه را میبرد" همیشه موفق نیست، و مدلهایی مانند Gompertz بهتر میتوانند دینامیک تطبیق در پلتفرمها را توضیح دهند.
دیدگاه چهارم، شبکه چند-عاملی، مرزهای اکوسیستم را فراتر میبرد و بازیگرانی مانند دولت، دانشگاهها، کارآفرینان و کاربران را شامل میشود. این دیدگاه، بر روابط غیرخطی و نتایج ناخواسته تأکید دارد، مانند تأثیر سیاستهای دولتی بر نوآوری خورشیدی در آمریکا.
نویسندگان با ادغام این چهار دیدگاه در یک مدل یکپارچه، نشان میدهند که اکوسیستم از لایه سختافزاری شروع میشود و به شبکههای اجتماعی پویا میرسد، جایی که هدف، کشف الگوهای تکاملی است.

دستاورد اصلی مقاله، پیشنهاد تعریف جدیدی از اکوسیستم است: "اکوسیستم یک شبکه اجتماعی چندلایه است که به طور تاریخی خودسازماندهیشده یا با اعمال مدیریت طراحیشده است، و شامل بازیگرانی است با ویژگیها، اصول تصمیمگیری و باورهای متفاوت، برای ارائه یک سیستم محصول/خدمت." این تعریف، پنج دیدگاه تحلیلی کلیدی را برجسته میکند: نیاز به مطالعه و مشاهده طولی اکوسیستمها، پیچیدگی خودسازماندهی، لایهبندی، روابط فراتر از کسبوکار، و تفاوتهای بازیگران که نتایج ناخواسته ایجاد میکنند. مفهوم محوری "انسجام اکوسیستم" — نسبتی از رفتار بازیگران که با اصولشان همخوانی دارد — به عنوان کلید توضیح پایداری یا افول در اکوسیستمها معرفی میشود، و نویسندگان تحلیل میکنند که چگونه عدم انسجام در اکوسیستم میتواند به انقراض آن منجر شود، در حالی که طراحی هوشمندانه، تکامل اکوسیستم را تضمین میکند.
از منظر تحلیلی، این مقاله ارزش افزوده مفهوم اکوسیستم را در پنج منظر برجسته میکند: تحلیل جنبههای منفی مانند رقابت و نابودی، تمرکز بر نتایج ناخواسته، گسترش مرزها فراتر از قراردادها، نیاز به دینامیک طولی، و کشف الگوهای تصمیمگیری. این مقاله مفهوم اکوسیستم را از ایدههایی مانند سیستم نوآوری ملی (محدود به مرزهای جغرافیایی) یا مدیریت زنجیره تأمین (تمرکز بر بهینهسازی لجستیک) متمایز میکند، زیرا اکوسیستم روابط نامرئی اجتماعی و غیرتجاری را شامل میشود. در نهایت، این مقاله نشان میدهد که طراحی اکوسیستم منسجم، کلیدی برای نوآوری پایدار در عصر دیجیتال است، جایی که درک دینامیکهای پیچیده، تفاوت بین موفقیت و شکست را رقم میزند.
منبع:
Tsujimoto, M., Kajikawa, Y., Tomita, J., & Matsumoto, Y. (2018). A review of the ecosystem concept—Towards coherent ecosystem design. Technological forecasting and social change, 136, 49-58.