قهرمان افسانهای اتومبیلرانی، آیرتون سنا، یک جمله ماندگار دارد: «در هوای آفتابی نمیشود از ۱۵ ماشین سبقت گرفت، اما وقتی باران میبارد، میشود.» اگر بخواهیم یک استعاره دقیق برای شرایط این روزهای کسبوکارها در ایران و جهان پیدا کنیم، همین است. بارانی از بحرانها – جنگ، تورم، اختلال در زنجیرههای تأمین، فشارهای اقلیمی و تحولات دیجیتال – جاده پیش روی مدیران را لغزنده کرده و خیلیها فقط سعی میکنند آرامتر برانند تا از مسیر خارج نشوند.

اما نتایج تحلیل دادههای مکنزی از بیش از ۱۲۰۰ شرکت بزرگ نشان میدهد، آنهایی که در همین هوای بارانی و طوفانی جرئت میکنند گاز بدهند، یعنی در عین محافظت از پایههای کسبوکار، جسورانه روی فرصتهای تازه سرمایهگذاری میکنند، در نهایت جلو میزنند. برای مثال، در سال ۲۰۲۲ که شاخص نزدک نزدیک به ۳۵ درصد سقوط کرد و سهام فناوری ریزش شدیدی داشتند، برخی خردهفروشان آمریکایی با سرمایهگذاری بر روی لجستیک دادهمحور توانستند سهم بازارشان را حتی دو برابر کنند. یا تصمیم بزرگ و پرهزینه ۲۵ میلیارد دلاری BP برای خروج از روسیه، نمونهای از جسارت در تصمیمگیری و تعهد سریع به ارزشهای آینده بود.
اگر از زاویه «استراتژیپردازی» نگاه کنیم، این یعنی فرایند استراتژی دیگر یک تمرین سالانه و روی کاغذ نیست، بلکه یک جریان زنده و تعاملی در دل سازمان و محیط آن است. در شرایط بحرانی، مدیران باید به جای عقبنشینی کامل یا حمله بیمحابا، نقطه تعادل کسبوکار خود را پیدا کنند: یاد بگیرند بهموقع داده جمع کنند، سریع تصمیم بگیرند و چابک عمل کنند. استراتژیپردازی شجاعانه و هوشمندانه یعنی همین: تبدیل بحران به فرصت، ساختن مزیت رقابتی در دل بیثباتی، و آماده بودن برای سبقت گرفتن وقتی جاده برای رقبا ترسناک است. باران که میبارد، جاده تازه معنا پیدا میکند؛ برای آنهایی که جرئت راندن دارند.