ویرگول
ورودثبت نام
علی جابری
علی جابری
علی جابری
علی جابری
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

قدرت میدان، پایه و اساس دیپلماسی مقتدر

بسم الله الرحمن الرحیم

▫️جمهوری اسلامی ایران همیشه نسبت به مذاکره با آمریکا بدبین بوده است. تجربه تلخ برجام در دهه ۹۰ و مذاکرات اخیر که به جنگ ۱۲ روزه ختم شد، ثابت کرده که اعتماد به واشنگتن امری محال است. رهبری کشور بارها به صراحت نشان داده است که هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد. با این حال، سه شرطی که آمریکا برای مذاکره تعیین کرده — توقف صنعت هسته ای و انتقال مواد هسته‌ای، محدودسازی صنعت موشکی و کنار گذاشتن حمایت از گروه‌های مقاومت در منطقه– نشان می‌دهد که نظام هیچ‌گاه حاضر به پذیرش این شروط تمامیت‌خواهانه نیست. حتی اگر مذاکرات صرفاً هسته‌ای باشد، باز هم مجموعه حاکمیت حاضر به امتیاز دادن نخواهد بود. پس چرا جمهوری اسلامی ایران به سمت میز مذاکره حرکت کرده است؟

▫️پاسخ روشن است: جمهوری اسلامی ایران نمی‌خواهد در دام تصویر «متجاوز» یا «تهدیدکننده» بیفتد. در سه سال اخیر، نظام ثابت کرده که سیاستش دوری از موضع اتهام است. هدف این است که هم به جامعه بین‌الملل و هم به افکار عمومی داخلی نشان داده شود: جنگ آخرین گزینه است و حتی اگر هیچ اعتمادی به میز مذاکره وجود ندارد، ایران آماده است برای کاهش تنش‌ها گام بردارد. اظهارات آقای پزشکیان در خصوص درخواست کشورهای دوست منطقه نشان می‌دهد که حفظ وجهه صلح‌طلب و در عین حال مقتدر، برای نظام اهمیت حیاتی دارد.

▫️گواه این مسئله، تلاش‌های رسانه‌ای دشمن است که در روزهای اخیر می‌خواستند القا کنند که ایران دنبال مذاکره نیست و اگر درگیری پیش بیاید، آمریکا از سر ناچاری وارد خواهد شد، در واقع رسانه‌هایشان به‌دنبال القای تصویری غیرقابل تعامل از جمهوری اسلامی ایران بودند. جمهوری اسلامی ایران می‌خواهد به وضوح نشان دهد که در عین پافشاری بر تمامیت ارضی و حق استقلال خویش، حاضر به مذاکره و تعامل می‌باشد، و این طرف مقابل است که غیرقابل تعامل است.

▫️با توجه به تجارب تاریخی حاکمیت از میز مذاکره، بنظر می‌رسد که نکات حیاتی وجود دارد که حتما باید آنها را در نظر گرفت:

▫️اول: هیچ غافلگیری امنیتی، نظامی یا اطلاعاتی نباید دوباره تکرار شود. تجربه ضربات اولیه جنگ‌ گذشته فراموش نخواهد شد. مبادا دوباره در حین مذاکرات دچار غافلگیری شویم، اینگونه غافلگیری‌ها هربار توان و تاب دستگاه را کاهش می‌دهد و موجب ضعف سیستم می‌شود.

▫️دوم: دشمن با بازی دوگانه «جنگ یا مذاکره»، فشار اقتصادی و حملات رسانه‌ای، قصد دارد بر مردم فشار وارد کند. و چه بسا همزمان، خطوط آفندی و پدافندی خود را در منطقه تقویت نماید. ایران نباید منفعل باشد. باید از اهرم‌های فشار خود استفاده کند: مدیریت و ناامن‌سازی تنگه هرمز، حفظ اتحاد جبهه مقاومت و هزینه‌سازی منطقه‌ای، ابزارهای مطلوبی برای حفظ توازن قدرت هستند.

▫️سوم: در طول مذاکرات، حتی اندکی ضعف نباید از جانب حاکمیت منعکس شود. اظهاراتی مانند «ما دنبال جنگ نیستیم» نباید القای ترس کند. جمهوری اسلامی ایران به دنبال جنگ نیست، اما اگر طرف مقابل به خاک کشور دست‌درازی کند، با مجهزترین و برترین سلاح‌ها آماده پاسخ است.

▫️اصلا امروز طرف مقابل است که در موضع ضعف قرار دارد. شاید از او باید بپرسیم، رییس‌جمهوری که ادعای پیروزی مقابل ایران داشت و کار ایران را تمام شده می‌پنداشت، چرا امروز دوباره ما را تهدید کرده و سپس پیشنهاد مذاکره می‌دهد؟ خودش حرف‌های دیروز و امروزش را نقض می‌کند. یا به قولی سر‌ و ته حرف‌هایش به هم ارتباطی ندارند.

▫️در نهایت این را بدانید که اگر آمریکا بعد از تهدیدها و رزمایش‌های نظامی‌اش، پیشنهاد مذاکره می‌دهد، دلیل اصلی آن آمادگی و پتانسیل بالای ایران در میدان است. قدرت نظامی و راهبرد هجومی ایران باعث شده تا حتی در دیپلماسی نیز زمان و مکان مذاکره را ما تعیین کنیم و بدون پذیرش شروط آمریکا، وارد گفت‌وگو شویم.

▫️دهان کسانی که دیروز دوگانه کاذب دیپلماسی و میدان می‌ساختند را گل بگیرید، و به آنها نشان دهید که قدرت میدان، پایه و اساس دیپلماسی مقتدر جمهوری اسلامی ایران است.

🆔 @kdnews_net

افکار عمومیقدرت نظامیمذاکرات هسته‌ای
۱
۰
علی جابری
علی جابری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید