ویرگول
ورودثبت نام
KianLivre
KianLivreزندگی نوشتنی زیاد دارد، اما کیست که به نوشتن تن دهد؟
KianLivre
KianLivre
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

جای ساچمه ها

آشفته و سردرگم با چشمانی که می‌سوزند و بدنی که ساچمه‌ها بهش تازیانه زدند می‌نویسم.پ

ما همچنان ایستاده‌ایم...

این اواخر به مردم بدبین شده بودم اما در این چند شب فهمیدم که چقدر این خاک انسان های بزرگ و با شرف دارد، احتمالا نا‌خواسته فریب رسانه‌ای را خوردم که فقط آدم های آشغال و پس مانده جامعه را نشان می‌دهد و محیطی سمی که در آن قرار گرفته بودم و آدم خوبی درش وجود نداشت.

در این شب ها تا بر زمین و خیابان می‌افتادم مردم به کمکم می‌‌آمدند، بهم آب، دستمال کاغذی، دود و کمک پزشکی می‌رساندند و من دست تک تک شان را میبوسم، آزادی و یک زندگیه خوب و پر رفاه فقط حق چنین مردمی ست، مردمی که شریف، مهربان و فداکار هستند، تا چند روز پیش تنها برای آینده خویش میجنگیدم، اما اکنون آزادی‌ای که این مردم شاملش نباشند را نمی‌خواهم.

و اینگونه بود که دست سرنوش و درایت زندگی توانست مرا از نو به همه چیز و همه کس امیدوار کند...

در آخر بگویم که درود بر همه شما فرشتگان شریف زمینی که در مقابل ظلم سکوت نکردید؛ حتی اگر نور خورشید فردا را نبینم بدانید حسرت این بر دلم می ماند که همه تان را در آغوش بگیرم.

دوست دار شما م.ک.د

مردمآزادیتجربهایرانایرانی
۱۰
۲
KianLivre
KianLivre
زندگی نوشتنی زیاد دارد، اما کیست که به نوشتن تن دهد؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید