در ستایشِ ایستادن؛ برای مردمِ میدان
میدان، تنها یک مکان نیست؛ یک «بودنِ» تمامعیار است. میدان، جاییست که نقابها میافتند و جانِ آدمها عریان میشود. و مردمِ میدان، کسانیاند که معنای زندگی را نه در کنجِ عافیت، که در متنِ حادثه یافتهاند.
دلیریِ آنها، از جنسِ هیاهو نیست؛ از جنسِ سکوتِ محکمی است که در برابرِ طوفانها برمیگزینند. آنها همانهایی هستند که وقتی دیگران به «نبودن» و «رفتن» فکر میکنند، بندهایِ کفشِ خود را سفت میکنند و در میانه، چنان ایستادهاند که گویی کوه، در وجودشان ریشه دوانده است.
آنان برایِ فردایی که شاید خود نبینند، جان میدهند و این، بالاترین شکلِ عاشقی است؛ این مردم، نه به دنبالِ مدالاند و نه در پیِ نام؛ آنها فقط میدانند که «اگر من ایستادهام، پس حق هنوز نفس میکشد».
سلام بر دستانِ خالی اما پرتوانشان، سلام بر آن نگاههایی که حتی در سختترین لحظات، برقی از امید را در خود حفظ کردهاند. شما که «طراحِ چیزهای جدید» هستید، خوب میدانید که گاهی برای ساختنِ یک بنایِ عظیم، باید به پایهها نگاه کرد؛ و این مردم، همان ستونهایِ استوارِ میداناند که تاریخ، برای همیشه به احترامشان کلاه از سر برخواهد داشت.#حسین_زین_العابدین_پور
#مردم_میدان #دلیری #ایستادگی #عاشقی حسین_زین_العابدین_پور#حسین_زین_العابدین_پور