عمیقأ نوشتن را دوست دارم اما فکر میکنم اولین کلمه ای که مینویسم خیانتی ست به تمام کلماتی که نمی نویسم!میدانید بعضی حرفها را نمیشود گفت؛ نمیشود نوشت
باید با خشم فریاد زد.
شعار من همیشه این بود که نوشتن برای من عین رقصیدن در جهان کلمات است...
هر فعل یک توقف کوتاه است و هر نقطه یک چرخش، اما این روزها کلماتم مغموم و گرفته اند دیگر نه میرقصند و نه میشود با آنها رقصید قلمم نیز ناتوان است گویی ماتم گرفته اند برای وطن
برای بی نوایی وطن
برای جوان پرپر شده وطن
برای آرزوهای در گورستان خفته وطن
برای دل مادران جگر سوخته وطن
برای فرزند رنج بر باد رفته وطن
برای...
۲۸دی سال ۴
ثنا ا......
برای...