چیز های زیادی هستند که برای ما جذابیت دارند،
گاهی چیز های خوب و اغلب چیز های بد!
اصلا شاید انگار اکثر چیز های بد جذاب ترند!
و باید باور کنید که بیشتر وقت ها انقدر جذابیت دارند که با اینکه میدانیم کارمان اشتباه است اما انجامش میدهیم؛
اما برای چه؟
مگر چه چیزی پشتش است؟
یه احساس کوتاه و کوچک ناشی از یه هورمون؟
دوپامین، هورمونی عجیب و دوست داشتنی که اگر حواسمان به زندگیمان نباشد شاید زود از کنترل ما خارج شود.
دوپامین یک هورمون مفید و شادی بخش است که برای مغز جذابیت زیادی دارد.
نمیخواهم برایش مثال بزنم که مثلا فلان کار را انجام بدهیم دوپامین ترشح میکنیم
و مثلا اگر فلان کار اشتباه را انجام بدهیم به دوپامین سیاهی میرسیم؛
یا اینکه اگر حتی در دوپامین های سالم و سفید هم زیاده روی کنیم ممکن است معتادش شویم و سفیدش را سیاه کنیم.
مثال نمی آورم چون از ذهن خلاقتان مطمئن هستم که هزاران مثال برایتان می آورد.
ولی دوپامین های سیاه خیلی خطرناکند، اما چرا؟
باورش شاید سخت باشد، اما آدم هایی را دیدم که
بسیار پشیمان از کار اشتباهشان بودند،
می پرسید چه زمانی؟
متعجب میشوید که بگویم: ن فقط بعد اشتباه، بلکه در حین اشتباه و حتی قبل از اشتباه هم پشیمان و نادم بودند!
اما واقعا چه چیزی انقدر قدرتمند است که با همه ی اینها ما را مجاب به انجام آن میکند؟
درست هست که دوپامین قدرمند است و دوپامین های سیاه قدرتمند تر هستند،
اما شاید نکند این ما هستیم که ضعیف شده ایم؟
یعنی انگار دیگر روانمان تاب مقابله با دوپامین های سیاه را ندارد؛
یا شاید دیگر انقدر همه چیز در این جغرافیا و زمان، سیاه است که تیرگی این دوپامین ها دیده نمی شود!؟
هر چه که باشد من میدانم ما قوی تر از آنی هستیم که خودمان فکر میکنیم،
و این یعنی میتوانیم قید هر چیز سیاه حتی دوپامین های جذاب سیاه را بزنیم و کاری را که میدانیم اشتباه است را انجام ندهیم.
میتوانیم خودمان را درگیر توسعه ی خودمان کنیم،
که به بهترینِ خودمان تبدیل شویم،
اینطوری هم از دوپامین های خوب لذت سالم را می بریم و هم به موفقیت و سروتونین می رسیم.