ویرگول
ورودثبت نام
تنهایی
تنهاییعاشق کتاب خوندنم و همین باعث شده عاشق نویسندگی هم باشم. از چیزهایی می‌نویسم که تو قلبم سنگینی میکنن:)
تنهایی
تنهایی
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

احمق یا خوش قلب؟!

...
...

نمیدونم چرا بعد از تمام اتفاقاتی که بینمون افتاده ، هنوزم ، همیشه پیامتو جواب میدم .

حتی جرئت ندارم بهت متلک بندازم یا بی محلی کنم یا طوری رفتار کنم انگار ازت دلخورم .

ولی ، دلم نمیاد . دلم نمیاد رو تختت دراز بکشی رو گریه کنی که چرا اینطوری باهات حرف میزنم .

اما حقیقت اینه که...خیلی ازت دلخورم ‌‌. دلخورم چون من رو به یکی دیگه ترجیح دادی ‌. و می‌دونی بدتر از همه چیه ؟

اینکه کاری که باهام کردی رو ، انکار می‌کنی . انکار می‌کنی که به سادگی از کنارم گذشتی. انکار می‌کنی که بهم آسیب زدی. تو بهترین دوستت رو دور انداختی و بعدطوری باهام رفتار کردی انگار مشکل از منه‌.

و اینو بدون که، تو هیچوقت قرار نیست چیزی که من تجربه کردم رو تجربه کنی. چون من مثل تو عوضی و خودخواه نیستم.و احساسات دیگران برام مهمه.

تو به من گفتی باید عوض بشم ، تو گفتی شخصیتی که دارم بده چون مثل تو نیستم . تو وقتی که انتظار داشتم حامی من باشی و حمایتم کنی ، به اونها ملحق شدی و بهم خندیدی .

تو تنها کسی بودی که هرگز از بودن در کنارش خسته نمی‌شدم. و حالا از شنیدن صدات موقع گفتن اون حرفهای مزخرف متنفرم.

تو من رو کنار گذاشتی ، کسی که همیشه دوستت داشت و بهت تکیه کرده بود . تو دیواری که بهش تکیه داده بودم رو نابود کردی.

تو داری با دوست های جدیدت خوش میگذرونی ، و من مجبورم تمام استوری هاتو چک کنم . اما من دیگه اون آدم سابق نمیشم .

و حالا ، من موندم و ماهیچه ای که بیهوده در درونم میتپه ، بدون تو .

–از جمله حرف های ناگفته–

تجربهرفتار
۳
۰
تنهایی
تنهایی
عاشق کتاب خوندنم و همین باعث شده عاشق نویسندگی هم باشم. از چیزهایی می‌نویسم که تو قلبم سنگینی میکنن:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید