
دیوانگی هم عالمی دارد ، کاش دیوانه باشم ، اما اینگونه نباشم .
میدانید چه چیز دیوانگی آنقدر جذاب است ؟
اینکه هیچ چیز و هیچکس برای یک دیوانه اهمیت ندارد . میخواهم دیوانه باشم و بدون توجه به این مردم نادان ، هر کاری دوست دارم انجام دهم .
اصلا وسط خیابان چرخ و فلک بزنم و وسط بازار بدوم و فریاد بزنم . و هر کاری هم که بکنم ، در نهایت میگویند:
« دیوانه است دیگر »
کاش دیوانه باشم و انقدر همه چیز برایم مهم نباشد ، کاش دیوانه باشم و مردم همینگونه درباره ام صحبت کنند و به من حق بدهند که چرا چنین رفتاری دارم .
در عالم دیوانگی ، لذت و شادی خاصی موج میزند ، لذتی که یک فرد به ظاهر سالم هرگز آن را تجربه نخواهد کرد .
دوست دارم دیوانه باشم و بدون هیچ دلیل خاصی ، بخندم و از ته دل قهقهه بزنم . خنده ای که مدت هاست لذتش رو فراموش کرده ام.
...دوست دارم دیوانه باشم...دوست دارم دیوانه باشم...
_انجمن دیوانگان پنهان_