
وقتی زن و شوهری تصمیم میگیرن زیر یه سقف زندگی کنن و خانوادهای تشکیل بدن، طبیعیه که هر دو باید زحمتهایی بکشن؛ تو خونه کارهایی بکنن، خدماتی بدن، چه تو رابطه زوجیشون، چه وقتی که پدر و مادر میشن و بچهدار میشن. اینا همه بخشی از زندگیه.
اما یه نکتهی مهم اینه که زحمت کشیدن هم برای خودش قاعده و قانون داره. نمیشه هر کی هرجور دلش خواست کار کنه یا خدمات بگیره. دربارهی این قضیه کمتر صحبت شده، درحالیکه خیلی مهمه. باید بشینیم و دربارهش گفتگو کنیم، چون هم اشتباهات رایج اصلاح میشن، هم نگاههامون نسبت به خودمون و طرف مقابلمون درستتر میشه.
قبل از هر چیز، باید نگاهمون به همسر و حتی به خودمون رو درست کنیم.
یه خانم نباید همسرش رو نوکر خودش بدونه؛ که هر چی خواست باید براش مهیا بشه.
و یه آقا هم نباید همسرش رو خدمتکار بدونه؛ که فقط برای غذا پختن و جارو زدن و بچهداریه.
باید حواسمون باشه که نقش همسر بودن با نقش نوکری یا کلفتی زمین تا آسمون فرق داره.
حتی بعضی وقتا خود ما نگاه درستی به خودمون نداریم.
یه مادری خودش رو فقط در حد یه خدمه برای بچههاش میبینه.
یه پدر خودش رو صرفاً یه کارت عابر بانک تصور میکنه.
این یعنی چی؟ یعنی حتی خودمون هم به ارزش و جایگاهمون بیتوجهیم.
نکتهی مهم اینه که وقتی خودمون رو پایینتر از جایگاهمون ببینیم، بچههامون هم دیگه ما رو «مادر» یا «پدر» نمیبینن. ما رو به چشم خدمتکار نگاه میکنن.
همین اتفاق تو رابطهی زن و شوهری هم میافته. مرد یا زنی که خودش رو فقط در قالب زحمتکش و خادم ببینه، کمکم احترام جایگاهش هم از بین میره.
پس باید به خودمون یادآوری کنیم:
من مادر این خونهام، نه کلفت.
من پدر این خونهام، نه نوکر.
من همسر این خونهام، نه یه خدمترسان بیتوقع.
یکی از اشتباهات رایج اینه که خدمات خونه به ابزاری برای امتیاز گرفتن تبدیل میشن.
مثلاً خانم یه کار خونه میکنه، توقع داره آقا براش خرید خاصی بکنه.
آقا سر کار میره، منت میذاره که من اینهمه دارم زحمت میکشم.
باید حواسمون باشه که محبت و زحمت توی خونه، معامله نیست.
اگه قراره خدمتی انجام بدیم، باید از روی علاقه و عشق باشه.
نه برای گرفتن امتیاز، نه برای گرفتن باج عاطفی، نه برای کنترلگری.
تازه بعضیها خدماتشون هم از روی نمایش و ریاکاریه؛
مثلاً جلوی جمع با احترام با همسرشون صحبت میکنن، ولی توی خلوت خونه یه جور دیگهن.
یا به بچهها بیشازحد محبت میکنن، اما برای اینکه جلو فامیلها بگن: «نگاه کن من چه مامان/بابای خوبیام.»
اینجاست که صمیمیت واقعی از بین میره.
کارهایی که توی خونه انجام میدیم، خیلیهاش وظیفهمونه.
وقتی من مسئولیت تشکیل خانواده رو پذیرفتم، یعنی پذیرفتم بخشی از زحمات هم روی دوش من باشه.
پس دیگه چرا باید منت بذارم؟
مثلاً اینکه بگم «من اینهمه دارم کار میکنم برای خونه»، خب طبیعیه! قرارمون همین بوده دیگه.
وقتی هر کدوم از ما جایگاهمون رو بشناسیم، به وظایفمون عمل کنیم، بدون اینکه دنبال امتیاز باشیم یا منت بذاریم، اونوقته که فضای خونه گرم میمونه و رابطهها قشنگتر میشن.
اگه بخوایم توی زندگی مشترک راحت و خوشحال باشیم، باید قوانین زحمت کشیدن توی خونه رو بشناسیم:
1. نگاهمون رو اصلاح کنیم؛ هم نسبت به خودمون، هم نسبت به همسرمون.
2. خدمت رو با محبت انجام بدیم، نه برای امتیاز گرفتن.
3. منت نذاریم، چون خیلی از کارها وظیفهمونه.
4. نمایش ندیم؛ واقعی باشیم، چه تو خلوت، چه تو جمع.
خلاصه اینکه:
خونهای که عشق توش جریان داره، جای معامله و قدرتنمایی نیست.
جاییه برای درک، همراهی، محبت... و البته زحمت، اما از نوع درستش.