مقدمه
تا حالا شده فقط با دیدن قیافهی کسی یا شنیدن یکیدو جمله ازش، در ذهنت دربارهاش تصمیم بگیری؟
«اه، این آدم خیلی مغروره!»🤨
یا «چقدر خونسرده، حتماً بیاحساسه!»😐
همهمون این تجربه رو داریم. ذهن ما عاشق قضاوت کردنه. چون میخواد سریع تصمیم بگیره، زودتر از خطرها فرار کنه و دنیا رو قابل پیشبینی نگه داره.
اما مشکل از اونجایی شروع میشه که این قضاوتها، بین ما و دیگران دیوار میسازه. باعث میشه بهجای دیدن آدمها، فقط برچسبهایی رو ببینیم که خودمون چسبوندیم.
برای ما کوچها، قضاوت مثل یک سم پنهانه؛ چون وقتی قضاوت میکنیم، دیگه نمیشنویم. دیگه حضور نداریم. و مراجع ما هم اون امنیت درونی رو حس نمیکنه که بتونه خودش رو واقعی نشون بده.
ذهن ما چطور قضاوت میکند؟
دنیل کانمن، روانشناس برندهی نوبل، میگه ذهن انسان دو بخش داره:
یکی سریع، یکی کند.
ذهن سریع، همون بخشیه که وقتی یه نفر رو میبینیم، در چند ثانیه دربارهاش نظر میده. قضاوتها و پیشداوریها از همینجا میان؛ از مسیرهای میانبُر ذهنی که بهشون میگن «سوگیری شناختی».
مثلاً:
سوگیری تأیید: فقط چیزهایی رو میبینیم که با باورهای قبلیمون جور درمیاد.
اثر هالهای: اگه از یه ویژگی کسی خوشمون بیاد، بقیهی ویژگیهاش رو هم خوب میبینیم.
قضاوت احساسی: وقتی حال خودمون خوب نیست، رفتار بقیه رو هم منفیتر تعبیر میکنیم.
در واقع ذهن ما دنبال “راحتی فکری” میگرده، نه حقیقت.
و این یعنی خیلی وقتها، قضاوتها نتیجهی تنبلی ذهناند، نه تیزبینی.
چرا کوچها باید مراقب قضاوت باشند؟
کوچ، آینهی آگاهیه.
وقتی کوچ قضاوت میکنه، تصویر آینه کدر میشه. مراجع خودش رو درست نمیبینه و گفتوگو از مسیر رشد خارج میشه.
قضاوت کوچ معمولاً پنهانه؛ شاید کوچ چیزی نگه، اما لحنش، نگاهش یا حتی سکوتش انرژی خاصی منتقل میکنه.
مثلاً مراجع میگه «دوباره نتونستم کاری رو که قول داده بودم انجام بدم.»
و ذهن کوچ ناگهان میگه: «این آدم مسئولیتپذیر نیست!»
ولی کوچ آگاه قبل از اینکه وارد قضاوت بشه، لحظهای مکث میکنه و از خودش میپرسه:
«من الان چه فکری دربارهی او دارم؟ آیا این فکر واقعیت داره یا برداشت منه؟»
این مکث سهثانیهای گاهی تفاوت بین یک گفتوگوی معمولی و یک گفتوگوی تحولآفرینه.
از پیشداوری تا کنجکاوی
کارول دوک در نظریهی ذهنیت رشد میگه:
«آدمهایی که ذهنیت ثابت دارند، زود قضاوت میکنند چون میخوان بدونن “چه کسی خوبه و چه کسی بد”. اما ذهنیت رشد، بهجای قضاوت، دنبال فهمیدنه.»
بهجاش، به جای اینکه بپرسیم: چرا اینقدر تنبله؟
بهتره بپرسیم: چه چیزی مانع پیشرفتش شده؟
و این تغییر زاویه، دریچهی آگاهی رو باز میکنه. کوچ کنجکاو، نهتنها مراجع رو بهتر درک میکنه، بلکه خودش هم رشد میکنه.
تمرینهایی برای رها شدن از قضاوت
🪞 ۱. تمرین مشاهده بدون تفسیر
در طول روز، فقط چیزی رو که میبینی یا میشنوی یادداشت کن، بدون تعبیر.
مثلاً: «او صدایش را بلند کرد.» نه اینکه: «او عصبانی است.»
این تمرین بهت یاد میده بین “واقعیت” و “تفسیر ذهن” فاصله بگذاری.
⏸️ ۲. مکث سهثانیهای در گفتوگو
قبل از هر پاسخ یا پرسش، سه ثانیه نفس بکش و صبر کن.
این توقف کوتاه، ذهن قاضی را آرام میکند و فضا را برای حضور واقعی باز میگذارد.
💬 ۳. بازنویسی قضاوتها
هر بار که متوجه شدی در ذهنت قضاوتی شکل گرفته، آن را به یک جملهی کنجکاوانه تبدیل کن.
مثلاً: ❌ «او لجبازه.»
✅ «چه نیازی باعث میشه اینقدر مقاومت کنه؟»
🪷 ۴. نوشتن دفتر قضاوتها
در پایان روز، بنویس امروز دربارهی چه کسانی قضاوت کردی.
بپرس: این قضاوت از کجا اومد؟
ترس یا نیاز پشت این قضاوت چیه؟
این تمرین ساده، آگاهی حیرتانگیزی میاره.
پیشداوری از کجا میآید؟
پیشداوری فقط دربارهی دیگران نیست، دربارهی خودمون هم هست.
ما خودمون رو هم قضاوت میکنیم:
«من همیشه اشتباه میکنم»، «من کافی نیستم»، «من باید کامل باشم»...
و جالبه که هرقدر خودمون رو بیشتر قضاوت کنیم، نسبت به دیگران هم سختگیرتر میشیم.
رهایی از پیشداوری، از مهربانی با خود شروع میشه.
وقتی یاد بگیریم خودمون رو با نرمی نگاه کنیم، قضاوت دیگران هم کمکم از بین میره.
نگاه قرآنی به قضاوت
در سوره حجرات آیه ۱۲، خداوند میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید؛ زیرا بعضی از گمانها گناه است.»
این آیه در واقع یادآوری میکند که ذهن انسان پر از گمان است، اما مسئولیت ما انتخاب آن گمانهاییست که بر پایهی خیر و آگاهیاند، نه ترس و قضاوت.
جمع بندی: قضاوت، صدای ترسهای ماست.
وقتی از درون احساس ناامنی میکنیم، ذهن برای حفظ ما شروع به برچسب زدن به دیگران میکند.
اما هر بار که آگاهانه تصمیم میگیری قضاوت نکنی، در واقع داری تمرین عشق میکنی.
برای یک کوچ، رهایی از قضاوت یعنی:
گوش دادن واقعی،
دیدن بدون فیلتر،
و ایجاد فضایی که مراجع خودش را بینقاب تجربه کند.
آگاهی یعنی انتخاب بدون برچسب.
و هر گفتوگوی بدون قضاوت، پلی است میان ذهن و قلب.
منابع:
دنیل کانمن. تفکر، سریع و کند
دانیل گلمن. هوش هیجانی
کارول دوک. طرز فکر
Jon Kabat-Zinn (1990). Full Catastrophe Living
Brené Brown. The Gifts of Imperfection
Tversky & Kahneman (1974). Judgment under
.Uncertainty: Heuristics and Biases