عشق از عشقه آمده.
این شبه علم است. خیلیها میگویند، حتی استادان زبانشناسی، چون گیاهش دور چیزی میپیچد و رهایش نمیکند؛ اما همه بعد از اتمام توضیح اضافه میکنند که البته معلوم نیست، شاید، میگویند، مثل اینکه.
هیچ بدم نمیاید واقعا عشق از عشقه منتج شده باشد. گیاهی که میپیچد و رشد میکند. بالنده است، پیر و جوان دارد، باغبان میخواهد. باغبانی که دستش خوب باشد، نه فقط کسی که به موقع اب بریزد پای خاکش، کود و نور و هوای مرطوب میخواهد. ممکن است بگیرد و کل دیوار را سبز کند، شاید هم خشک شود و بشکند و زمین را کثیف کند.
من هیچ بلد نیستم از گیاهها مراقبت کنم.