در دنياى پرشتاب و پر از حواسپرتى امروز
حضور، (Presence) يكى از ارزشمندترين مهارتها و
ويژگىهای يک كوچ حرفهاى است. حضور به معناي بودن كامل
در لحظه، با آكاهى، تمركز و پذيرش است؛ حالتى كه كوچ
بتواند با تمام وجود در كنار مراجع حضور داشته باشد، بدون
قضاوت، بدون پيش فرض، و با گوشدادن عميق
در كوچينگ، حضور نه فقط يك رفتاربلكه يك حالت وجودى بلکه کیفیت ارتباط واعتمادورشد مراجع را تعيين میکند
حضور در کوچینگ؛ بودنِ واقعی در لحظهی تغییر
گاهی در جلسات کوچینگ، اتفاقی رخ میدهد که هیچ ربطی به سؤالها، ابزارها یا مدلها ندارد؛
لحظهای که فضا ساکت است، اما چیزی در عمقِ گفتوگو تغییر میکند.
انگار کوچ و مراجع هر دو در جایی فراتر از کلمات با هم یکی میشوند.
این همان «حضور» است؛ قلب تپندهی کوچینگ.
حضور یعنی بودن، نه انجام دادن
در کوچینگ، ما یاد میگیریم که کوچ بودن یعنی «در لحظه بودن» با تمام وجود؛
نه فکر کردن به سؤال بعدی، نه تحلیل مراجع، نه ارزیابی خودمان.
حضور یعنی من، به عنوان کوچ، بدون نقاب، بدون قضاوت و بدون ترس، در کنار انسان روبهرویم باشم.
وقتی کوچ در حضور است، مراجع احساس میکند دیده میشود، شنیده میشود و پذیرفته میشود.
در این فضاست که ذهن آرام میشود، احساس امنیت درونی شکل میگیرد و درهای آگاهی باز میشوند.
چرا حضور مهمترین مهارت کوچ است؟
در مدلهای مختلف کوچینگ، از جمله کواکتیو (Co-Active) حضور به عنوان یکی از اصلیترین شایستگیهای کوچ شناخته میشود.
زیرا حضور، پایهی اعتماد، ارتباط و تحول است.
وقتی کوچ حاضر نیست، مکالمه سطحی و ذهنی میشود.
اما وقتی کوچ واقعاً حاضر است، گفتوگو به عمق جان مراجع میرسد.
در حضور، کوچ به جای «انجام کوچینگ»، در حال «بودن کوچ» است —
و همین تفاوت، مرز میان تکنیک و تحول است.
یک کوچ حاضر، ذهنش ساکت و دلش بیدار است.
او در لحظه است، گوش میدهد تا بفهمد نه تا پاسخ دهد.
در سکوت راحت است، چون میداند سکوت هم بخشی از گفتوگوست.
بدنش را احساس میکند، انرژی فضا را میبیند و به شهودش اعتماد دارد.
چنین کوچی نهتنها گوش میدهد، بلکه «میشنود»؛
نهتنها میبیند، بلکه «درک میکند».
موانع حضور"""
همهی ما کوچها گاهی از حضور خارج میشویم.
ذهنمان پر از فکر است:
«آیا درست میپرسم؟»، «آیا مراجع راضی است؟»، «الان باید چه بگویم؟»
این صداهای ذهنی، ما را از لحظهی اکنون بیرون میبرند.
موانع اصلی حضور شامل موارد زیرند:
- تمرکز بر عملکرد به جای ارتباط
- ترس از سکوت یا ندانستن
- نیاز به کنترل جلسه
- خستگی یا ناآگاهی بدنی
- قضاوت نسبت به خود یا مراجع
تمرینهایی برای پرورش حضور
حضور، مهارتی نیست که یکباره بهدست آید؛ تمرینی روزانه است.
چند تمرین ساده اما عمیق برای تقویت *حضور**
1. تنفس آگاهانه قبل از هر جلسه: چند نفس عمیق، رهاسازی بدن و نیت «بودن در کنار مراجع».
2. بازگشت به بدن: وقتی ذهنت پرت میشود، فقط توجه یعنی از فکر به حس واز سر به دل مثلا : پاها روی زمین برگردان.
3. پذیرش سکوت: اجازه بده سکوت باشد؛ در سکوت، آگاهی زاده میشود.
4. بازتاب پس از جلسه: بنویس در کدام لحظهها حاضر بودی و در کدام لحظهها از حضور خارج شدی.
5. مراقبهی روزانه: چند دقیقه در روز، فقط «بودن» را تمرین کن، بدون هدف و قضاوت.
حضور؛ هدیهای به خود کوچ
حضور فقط برای مراجع نیست؛ هدیهایست به خودِ کوچ.
وقتی یاد میگیری در لحظه باشی، ارتباطت با زندگی، با بدن، با احساسات و با جهان عمیقتر میشود.
کوچینگ بهانهای میشود برای تمرین زندگی در اکنون
حضور در کوچینگ یعنی بازگشت به لحظهی نابِ حال؛
جایی که هیچ نیازی به نقش بازی کردن نیست.
در حضور، کوچ و مراجع دو انسان برابرند که در فضای اعتماد و آگاهی، مسیر کشف را طی میکنند.
حضور، هنرِ بودن است هنری که با تمرین، عشق و آگاهی، روزبهروز در ما عمیقتر میشود
✍️
اگر تو هم در مسیر کوچینگ هستی،
از خودت بپرس: امروز چقدر حاضر بودم؟
شاید همین پرسش، آغاز تحولی بزرگ باشد.
است كه كيفيـت ارتباط، اعتماد، و رشد مراجع را تعيين مى