انجیر سیاه باغ ما شیرین است
عشقم به تو ای حبیب من دیرین است
دیشب که به خوابم آمدی خندیدی
تعبیر کتاب ابن سیرین این است
هرچند که زندگانی ات شاداب است
گردد به توبی وفا چو روس وچین است
باشد نظر زهره ،شوی شهره ی شهر
اما نگران ستاره ی پروین است
خواهم که به روی شانه ات بنشیند
کآن طایر شاهانه ما شاهین است
کاری نکن از دست تو غمگین گردم
بنیان کن زندگی بدان نفرین است
الیاس الهی که نگردی محتاج
ازآن لب تو منتظر آمین است
🍀☘🍀☘🌿🌺🌺☘🍀🍀☘🌿