شرشر باران می باره
در دلم امید می کاره
من اگه که مرده باشم
زنده میشم
وقتی که بارون بباره
آب دره جاری میشه
کوه و صحرا ودر ودشت
همگی آبیاری میشه
دوباره مثل قدیما
چه قشنگ
روزگاری میشه
وقتی که بارون می باره
من میرم بیرون دوباره
سیل که از رودخونه اومد
ببینم که چی میاره
وقتی که بارون می باره
چتر مهربونی واکن
بعد بیا منو صدا کن
بزنیم قدم بخندیم
زیربارون یه دعا کن
بگیم ای خدا ی بارون
نکن هیچ کسی رو حیرون
نذا دیگه جنگی باشه
ای خدای رود کارون
