باران بیا باهم براین اوضاع بگرییم
با یاد آن گلرخ دراین مصراع بگرییم
دل مثل غنچه تنگ باشدبانسیمی
صبحی بیا تا لحظهء اشباع بگرییم
باران بیا که قلب من آتشفشان شد
باران بیا بر پونه ونعناع بگرییم
باران بزن برپنجره مارا صداکن
آن سو تو من این سو تا اقناع بگرییم
باید دوباره با تو باغ آباد گردد
برگرد و برگردان تا ارجاع بگرییم
باید دوباره مشورت سازیم باهم
قانون رویش را کنیم ابداع بگرییم
باران بیا الیاس دارد می نویسد
باید به هر گوشه ویا اضلاع بگرییم