هوای اردیبهشت این روزا رو به سردیه دقیقا مثل قلب من که سرد شده نسبت به همه چی. آهنگ عطر تو ابی پلی شده و ناخن های دستام یکی پس از دیگری جویده میشن این یعنی اضطراب پنهان دوباره برگشته.
صبح آزمایش دادم و شب جوابشو گرفتم.چند قطره اشک تو خیابون ریختم و یاد اون تیکه از آهنگ بابک جهانبخش گفتم که میگه”آخر دنیا همینجاست دیر یا زود دیر میشه ، هرچی کابوس دیده بودیم دیر یا زود تعبیر میشه”. و خب اره کابوسی که چند ساله با دیدن مادرم شدت میگیره امروز واسهخودم تعبیر شد. ترس من از مرگ نیست ترس من از زیستن با رنج و درده.
روزهای من اینجوری میگذره ، با کنکاش گذشته و گریه کردن سر قبر خالی آینده…