ویرگول
ورودثبت نام
بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
خواندن ۶ دقیقه·۱ سال پیش

خون و حماسه؛ بقای آرمان فلسطین، وظیفه هفتم اکتبر

بعد از روزهای سخت و سرنوشت‌سازی که‌ اخیرا بر جهان اسلام گذشته؛ حال باید دوباره به عقب بازگردیم و به این سوال کلیدی و پژواک‌واره‌ای که ذهن همه‌مان را درگیر کرده، پاسخ بدهیم.
با توجه به شکست های اثرگذاری در که یک سال اخیر بر جبهه مقاومت حادث شده؛ آیا اجرای عملیات ۷اکتبر انتخاب درستی بود؟!

سرنوشت نهایی مقاومت چه خواهد شد؟

آیا خیالات دُوَل استکباری تعبیر خواهد شد؟

بنابراین برای پاسخ به این سوالات فراگیر نیاز است چند مفهوم را دوباره و به درستی مرور کنیم تا درک درستی از ماهیت آنها داشته باشیم و بتوانیم از وضعیت حال و آینده‌ آن ارزیابی دقیق و عمیقی داشته باشیم.
در ابتدا باید ببینیم مفهوم مقاومت چیست و چه شاخصه هایی دارد؟ و آیا می‌‌شود با مقاومت(با آن هویت و ویژگی ها) به مانند سایر جریانات فکری و  سیاسی تاریخ برخورد کرد؟

مقاومت تنها راه:
"مقاومت به معنای ایستادگی در مقابل سلطه آمریکا و هر سلطه‌گر دیگری است؛ به معنای مبارزه‌ی با وابستگی به این قدرت هاست؛ یعنی ملت‌ها نوکر قدرتِ برتری مثل آمریکا و امثال اینها نشود."[۱]

اصولا اندیشه‌ی ایستادگی و مقاومت در پاسخ به سلطه و به بند کشیدن انسان ها است؛ امری بدیهی که واکنش طبیعی و عملی به جریانی است که می‌خواهد شیره‌ی جان و فکر انسان های دیگر را به مثابه بردگانی بمکد و آن ها را در قفس ذهن هایی زنگ‌زده و جسمانیت جان محصور کند تا آنها خود را از یاد ببرند. خود و آزادی‌شان را.
حتی دیگر به ذهنشان خطور هم نکند؛ چون درکی از حصاری که دورشان هست ندارند و می‌پندارند که آزادند.
چنین روند و جریانی امروزه با اینکه تشکیلات پیدا کرده و جنبه‌ی ساختاری نیز به خود گرفته‌ است لاکن سخت افزار صرف نیست و به آن اتکای مطلق ندارد. زیرا برآمده از یک عقیده و نوع ویژه‌‌ای از نگاه به وجود و محیط است که اولاً ریشه‌ در ذات و فطرت انسان دارد و ثانیا تجربه‌ای آزموده شده‌ است که به مرور برای مرددان در این راه، تنها راه ممکن و پایدار باقی‌ خواهد‌ماند.
اگر بخواهیم  روی زمین صحبت کنیم عملیات ۷ اکتبر در چه اتمسفری اتفاق افتاد؟

حجم خساراتی که به لحاظ تلفات و ویرانی‌ها در جغرافیای مقاومت منطقه رخ داده و روی دست ما مانده؛ ارزش طوفان الاقصی را زیر سوال نمی برد؟
چه مانع نفس‌گیر و خفه کننده‌ای در حال فراگرفتن ما بود که انجام ۷ اکتبر را ضروری و حتمی کرد؟

توطئه فراموشی، معامله‌ی قرن:
برنامه محوری آمریکا برای پروژه صهیونی در منطقه و در این برهه(پیشا طوفان الاقصی) این بود که قضیه‌ی فلسطین را با بازنمایی آن در چهارچوب یک موضوع صرفا مربوط به جامعه عربی با نقش آفرینی عربستان(به عنوان رأس و مرکزیت آن)، در پوشش یک مسئله اقتصادی و یک توافق بر پایه مسئله کریدور آی‌مِک به سمت عادی سازی با آن ببرد. که در ابتدا برای عادی سازی با عربستان،این کشور یک پیوند وابسته ساز اقتصادی با رژیم پیدا کند و یک پله بالاتر نقش حمایتی آمریکا از حکومت عربستان و اعتباردهی آن به جایگاهش در منطقه افزایش چشمگیری پیدا کند. و در نهایت در یک بده بستان، مسئله فلسطین با طرح دو دولتی آمریکا از سطح دولت ها به ملت ها بیاید و قضیه فلسطین برای همیشه در اذهان عمومی پروژه‌ای مختومه و پایان یافته تلقی گردد.
همچنین شواهد اطلاعاتی مهمی وجود داشت که رژیم صهیونی برنامه‌ای برای حمله‌ای غافلگیرانه به منظور ترور رهبران گروه های فلسطینی به ویژه حماس داشت و زمینه‌ را برای نابودی حماس فراهم می‌کرد.
دقیقا در همین نقطه بود که نقطه پایانی بر پروژه فراموش‌سازی فلسطین آغاز شد و تضمین کرد که تا همیشه فلسطین در اذهان عمومی یک مسئله باقی خواهد ماند. اگر طوفان الاقصی اتفاق نمی‌افتاد فلسطین در یک سکوت به سمت نابودی می‌رفت لاکن ۷ اکتبر بار دیگر زنده بودن فلسطین را به وسعت دنیا فریاد کشید.

ذهنیت همیشه زنده:
اما از همه این ها که بگذریم در طول این یک سال، در دامنه‌ی مقاومت ضربات مهمی به پیکره آن وارد شد.
از حجم شهدا به ویژه زنان و کودکان تا ترور رهبران مقاومت و آسیب‌های بسیار سهمگین به زیرساخت‌ها به ویژه در غزه و سوریه. اینها در کنار عملیات های ویژه تکنولوژیک تروریستی(عملیات پیجرها) و برنامه ریزی در جهت ساقط کردن حکومت سوریه بود.
لاکن ببینیم از کجا به کجا رسیدیم. از ۷۶ سال پیش چه روندی در قدرت یابی جریان ضداستکباری در منطقه طی شده؟ (یا بهتر است بگوییم از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران)
همچنین جریان انقلاب اسلامی در منطقه چگونه پیش رفته است. حرکتی که به طور عمده از ایران کلید خورد و توانست جان تازه‌ای به جریان مبارزه‌ با صهیونیسم ببخشد. البته که در کنار آن روند قدرت‌یابی نظامی و  نفوذ سیاسی، پیشرفت تغییر دهنده‌ای در معادلات منطقه داشته است.
پس به طور کلی حتی با در نظر گرفتن فرض محال نابودی تمام جنبه‌های سخت افزاری و ساختاری این مجموعه؛ با توجه به ریشه هایی که به لحاظ فکری در طول تاریخ این جدال، در وجود ملت‌های این منطقه رسوخ یافته و تثبیت شده است؛ باز هم قادر به بازسازی خود و بازتولید بازوهای قدرت غیرنرم خود است.

پس در کنار ناکامی هایی که وجود دارد و طبیعت مبارزه‌ است؛ "جبهه مقاومت نه از پیروزی ها باید مغرور شود؛ و وقتی که به فرود رسیدیم، یک جایی ناکام ماندیم؛ بایست افسرده و مأيوس و دلشكسته نشویم."[۲]

حالا می‌رسیم به این نقطه که بایستی چه بکنیم:
این مهم دو جنبه دارد که از قضا به هم مرتبط و مرز میان آن ها باریک است.
اولین مورد جنبه حمایتی متفاوتی در عرصه میدانی است. با تمام حمایت ها و پشتیبانی هایی که ایران تا کنون داشته و امری بسیار واضح است؛ لاکن برای شکستن تصویر هیمنه‌گونه‌ای که رژیم با اقدامات خود در این مدت سعی در نشان دادن آن دارد؛ باید هجمه‌ای عملیاتی در حد و قواره‌ی جمهوری اسلامی اتفاق افتد که تغییر دهنده ریل عملکرد صهیونیست‌ها شود و اصطلاحا "محاسبات آن‌ها را تغییر دهد".
بنابراین نباید این انگاره شکل بگیرد که با شکست‌های تاکتیکی، نقطه کانونی مقاومت(ایران) در خطر ضربه‌ای مهلک قرار دارد و برای صرف حفظ وجود گروه‌های مقاومت می‌بایست به سمت توافقی حرکت کنیم که ثمره‌اش برجام منطقه‌ای باشد و صرفا گروه‌های مقاومت را در حالت گروه‌های سیاسی حفظ کند و عملا خواست دشمنان را در جهت خلع سلاح آن‌ها محقق سازد.
البته این هجمه عملیاتی نباید جوری اِعمال شود که با اقدامات ایران، دشمن سعی کند قضیه فلسطین را از حالت خود خارج کند و صرفا به منازعه‌ای میان خود و جمهوری اسلامی تغییر دهد.
جنبه دوم اما مهم تر و عمیق‌تر است و آن بحث حرکت به سمت یک امت واحده در پهنای جامعه اسلامی است. چیزی که امروزه وجود ندارد زیرا کشورهای اسلامی در عین تعدد و جمعیتی که نزدیک‌ به دو میلیارد نفر را شامل می‌شوند؛ هماهنگ نیستند و جهت‌گیری منسجمی ندارند و متفرق اند. نکته حیاتی بازتولید تفکری است که جمهوری اسلامی را با آن می‌شناسند تا جبراً مقاومت از سطح ملت ها به سمت دولت ها نیز سرریز شود.


[۱]و[۲]: بیانات در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم درباره تحولات منطقه

سهیل فرهنگ‌رنجبر، کارشناسی علوم سیاسی
مقاومتانقلاب ایرانعلوم سیاسینقش آفرینیفلسطین
۲
۳
بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید