ویرگول
ورودثبت نام
سعیده ملایی
سعیده ملایینویسنده، مترجم.
سعیده ملایی
سعیده ملایی
خواندن ۷ دقیقه·۴ روز پیش

ازدواج مخفیانه توماس جفرسون، رئیس‌جمهور آمریکا با برده سیاه و راز اتاق مخفی

اتاق مخفی توماس جفرسون که در آن با برده‌ای سیاه‌پوست به نام سالی زندگی کرد
اتاق مخفی توماس جفرسون که در آن با برده‌ای سیاه‌پوست به نام سالی زندگی کرد
نویسنده و مترجم: سعیده ملایی
نویسنده و مترجم: سعیده ملایی

اتاق سرد نبود، شومینه‌ای داشت، اما تاریک و مرطوب بود. اندازه‌اش کوچک بود، ۴ در ۴ متر، ولی برای چیزهایی که ساکنش داشت کافی بود. هیچ پنجره‌ای نداشت. این بدترین بخشش بود، چون نور خورشید در صبح‌های آفتابی و روشن ویرجینیا وارد نمی‌شد.

اما نداشتن پنجره یعنی نداشتن چشم‌های فضول... و این مهم‌ترین چیز برای کسی بود که این اتاق را ساخته بود. در آن اتاق تاریک، فرزندانش به دنیا آمدند. شش فرزند، چهار نفرشان زنده ماندند و دو نفر دیگر پس از تولد مردند. با این حال، او نگران از دست دادنشان نبود، چون پدرشان صاحبشان بود تا بزرگ شوند و بعد آزادشان می‌کرد. این قولی بود که داده بود و به آن عمل کرد، مردی که به قولش وفادار بود. به همین دلیل او نزدیک به چهل سال در آن اتاق کوچک تاریک، صبورانه ماند.

توماس جفرسون به برده‌داری اعتقاد نداشت

سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده و نویسنده اعلامیه استقلال از بریتانیا.
سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده و نویسنده اعلامیه استقلال از بریتانیا.

حداقل این چیزی بود که خودش می‌گفت. تمام عمرش با برده‌داری مخالفت کرد و آن را «فساد اخلاقی» و «لکه ننگی زشت» بر آمریکا نامید.

نوشت: «همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند». برده‌داری مخالف قوانین طبیعت است که برای هر فرد حق آزادی شخصی قائل شده.

البته این حرف‌ها زیبا و بزرگانه از زبان یکی از پدران بنیان‌گذار ایالات متحده بود، مردی که اعلامیه استقلال را نوشت و سومین رئیس‌جمهور این ملت نوپا شد.

اما حرف یک چیز است و عمل چیز دیگر. مردم به او طعنه می‌زدند که جفرسون با برده‌داری مخالف است، اما بیش از ۶۰۰ برده داشته!

این واقعیت دارد. او این کار را کرد. گاهی شرایط به تنهایی کافی است تا آدم را در داستانش احمق جلوه دهد.

وقتی جوان بود، جفرسون کمتر از ۲۰ برده خرید و بعد تصمیم گرفت دیگر انسان نخرَد. اما ارث بردن متفاوت بود؛ او ۴۰ برده از پدرش و ۱۳۵ برده دیگر از پدر همسرش به ارث برد.

فکر نمی‌کرد درست باشد که بگذارند بروند. کجا زندگی کنند؟ چطور غذا بخورند؟

در آمریکا کسی برای برده‌های آزادشده صف نمی‌کشید تا کار بدهد. آمریکا برای سیاه‌پوستانی که ادعای آزادی می‌کردند جای خطرناکی بود. پس آنها را نگه داشت.

وقتی برده‌هایش ازدواج کردند و خانواده تشکیل دادند، تعدادشان از ۲۰۰ به بیش از ۶۰۰ رسید.

پس از مرگش، دو مرد سیاه‌پوست آمدند تا حقیقت را فاش کنند، توماس‌جفرسون پدرشان بود!

او با برده‌داری مخالف بود... اما ۶۰۰ برده داشت!
او با برده‌داری مخالف بود... اما ۶۰۰ برده داشت!

جفرسون مفلس مرد، با بدهی‌های سنگین که امروز معادل ۲.۵ میلیون دلار است. خانه‌اش در حال فروپاشی بود و کسی توان تعمیرش را نداشت.

پس از مرگش، دو مرد سیاه‌پوست جلو آمدند و گفتند او پدرشان است. گفتند مادرشان سالی همینگز برده بود و او پدرشان. بنابراین نام خانوادگی جفرسون را گرفتند.

اما تنها دختر بازمانده‌اش، مارتا جفرسون، گفت این اصلاً درست نیست. گفت این مردی نیست که او می‌شناسد. نمی‌تواند جفرسون با یکی از برده‌هایش رابطه پنهانی داشته باشد و فرزندانی از او داشته باشد.

دو مرد سیاه‌پوست ادامه دادند و او انکار کرد.

در همین حال، خانه جفرسون به ویرانه تبدیل شد. سرانجام طلبکاران آن را توقیف کردند و سال‌ها مالکیتش دست به دست شد، اما هیچ‌کس توان تعمیرش را نداشت.

در سال ۱۹۲۳، بنیاد یادبود توماس جفرسون خانه را خرید. ۹۷ سال از مرگ جفرسون گذشته بود. حتی فرزندانش هم از دنیا رفته بودند.

بنیاد قصد داشت خانه را به موزه تبدیل کند. این برای شاخه سیاه‌پوست خانواده جفرسون تلخ بود. عصبانی بودند که به رسمیت شناخته نمی‌شوند و موزه، وجودشان و مادرشان را نادیده می‌گیرد.

در همین حال، نوادگان سفید جفرسون همچنان اصرار داشتند که جدشان هیچ رابطه و فرزندی با هیچ برده‌ای نداشته.

دی‌ان‌ای و جست‌وجو برای اتاق مخفی سالی

کشف اتاق مخفی سالی
کشف اتاق مخفی سالی

در سال ۱۹۹۸ آزمایش دی‌ان‌ای اختلاف را حل کرد. نتایج قاطع و غیرقابل انکار بود: توماس جفرسون پدر بود. شاخه سیاه‌پوست خانواده جفرسون از آشکار شدن حقیقت شادمان شدند. سرانجام دیده شدند. شاید ۱۷۲ سال طول کشید، اما بالاخره به رسمیت شناخته شدند و تاریخ درست شد.

با استفاده از نامه‌ها و اسنادی که در خانواده منتقل شده بود، اتاق سالی همینگز را پیدا کردند.

بنیاد یادبود جفرسون تقریباً بلافاصله کاوش را آغاز کرد.

حمام مردانه بالای اتاق بود. به تدریج دیوارها و کف را برداشتند تا اتاق سالی همینگز را آشکار کنند: اتاقی کوچک کنار اتاق خواب جفرسون. شومینه اصلی هنوز سالم بود.

دیوارها و کف اصلی هنوز باقی بودند. پنجره‌ای که در عکس بالا می‌بینید بعداً اضافه شده. در زمانی که سالی همینگز آنجا زندگی می‌کرد، پنجره‌ای نبود. فقط اتاقی کوچک تاریک کنار اتاق خواب اربابش بود، طبق گفته موزه.

دو خواهر ناتنی، یکی برده دیگری

مارتا همسر جفرسون
مارتا همسر جفرسون

وقتی سالی همینگز به مزرعه جفرسون رسید، کودکی بود که در آغوش مادرش نشسته بود. او و مادر و برادرانش برده همسر جفرسون، مارتا، بودند و پس از مرگ او به ارث رسیدند.

اما نکته عجیب این است که سالی و برادرانش فقط برده پدر مارتا نبودند... آنها فرزندان پدر مارتا هم بودند.

پارادوکس این است که سالی همینگز و مارتا جفرسون خواهر ناتنی بودند. پدر مشترکی داشتند، اما یکی در خانه بزرگ زندگی می‌کرد و دیگری در محل زندگی برده‌ها.

طبق اسناد تاریخی، به سالی و برادرانش برده نگفتند. آنها خدمتکار خانه بودند، خدمتکاران شخصی خانم جفرسون. خیاطی می‌کردند، مرتب می‌کردند و از دختران کوچک جفرسون مراقبت می‌کردند.

سپس خانم جفرسون در ۳۴ سالگی بر اثر بارداری‌های مکرر در سال‌های کوتاه مرد. در بستر مرگ از توماس خواست قول دهد دیگر ازدواج نکند. نمی‌توانست تحمل کند که دختران کوچکش نامادری داشته باشند که شاید آنها را مثل خودش دوست داشته باشد یا نه. او به قولش وفا کرد.

پس از مرگ مارتا، جفرسون وزیر امور خارجه در فرانسه شد و دختر بزرگش را با خود به پاریس برد. بعداً دختر کوچک‌تر را فرستاد و خواست سالی همینگز، خاله برده‌اش، همراهش باشد تا پرستار بچه‌ها شود.

رازی که پنهان نبود

خانه توماس جفرسون
خانه توماس جفرسون

نمی‌دانم چرا فرزندان سفید جفرسون از مارتا، فرزندان سیاه‌اش با سالی را انکار می‌کردند. همه وقتی سالی از محل برده‌ها به اتاق کنار اتاق خوابش نقل مکان کرد، فهمیدند.

وقتی دختر کوچک به فرانسه برگشت، سالی را با خود آورد. آنجا کنار رود سن، سالی برای اولین بار طعم آزادی را چشید و اعلام کرد برنمی‌گردد. سالی ۱۴ ساله بود و او ۴۴ ساله.

برده‌داری در فرانسه قانونی نبود. اگر می‌ماند، آزاد بود.

اما در بلندمدت این کار را نکرد. آزاد بود، اما فقیر. جفرسون به او همه چیز پیشنهاد داد اگر برگردد: فرزندانش درس بخوانند، تحصیل‌کرده و مستقل شوند و در سن قانونی آزاد شوند.

وقتی به آمریکا برگشتند، سالی باردار بود.

و در آن غرفه کوچک تاریک کنار اتاق خواب جفرسون، طی سال‌ها، سالی همینگز شش فرزند به دنیا آورد که چهار نفر زنده ماندند. دو دخترشان که پوست سفید داشتند، به محض آزاد شدن برای همیشه ناپدید شدند و جفرسون هرگز زحمت جست‌وجویشان را به خود نداد.

دو پسر باقی‌مانده اصرار داشتند او پدرشان است و این اصرار تا نوادگانشان ادامه یافت تا فناوری حقیقت را ثابت کرد.

آیا او را دوست داشت؟

سالی همینگز
سالی همینگز

پس از کاوش‌ها، بنیاد توماس جفرسون اتاق سالی را به حالت چند قرن پیش بازگرداند.

حالا نوادگان سالی همینگز و جفرسون در آن غرفه‌ها راه می‌روند و بسیاری‌شان فقط یک سؤال دارند: آیا واقعاً یکدیگر را دوست داشتند... یا فقط رابطه ارباب با کنیزش بود؟

بعضی با خشم اصرار دارند که او فقط مالک او بود و عشق هرگز در کار نبود. می‌گویند به او تجاوز جنسی کرده. بعضی دیگر ترجیح می‌دهند باور کنند حتماً با هم بزرگ شده‌اند و عاشق شده‌اند.

در واقعیت، سالی طبق توصیف کسانی که او را می‌شناختند، زنی فوق‌العاده زیبا بود... نیمه‌سفید با پوست روشن... چرا سالی با او ازدواج کرد؟

می‌توانیم بحث کنیم تا هر چقدر بخواهیم... اما هرگز جواب را نخواهیم دانست، چون ارواح و مردگان حرف نمی‌زنند.

گروهی از نوادگان جفرسون در آستانه خانه‌اش ایستاده‌اند
گروهی از نوادگان جفرسون در آستانه خانه‌اش ایستاده‌اند

وقتی جوان بود، جفرسون نوشت که باور ندارد سیاه‌پوستان با سفیدپوستان برابرند. فکر می‌کرد گرچه نباید سیاه‌پوستان را برده کرد، اما آنها از نظر بیولوژیکی پایین‌ترند.

پنج سال پس از بازگشت از فرانسه با سالی کنارش، گفت بیش از هر چیز دیگر آرزو دارد ثابت کند سیاه‌پوستان استعدادهایی برابر با همه انسان‌ها دارند و هر نشانه «نقص» به خاطر «وضعیت تباه‌شده وجودشان» است.

در ۷۱ سالگی، پس از ۲۷ سال زندگی با سالی در غرفه کناری و بزرگ شدن فرزندانشان، گفت هیچ چیز نیست که برای پایان برده‌داری فدا نکند.

«هیچ چیز نیست که برای طرح عملی حذف تمام باقی‌مانده این فساد اخلاقی و سیاسی فدا نکنم.» ~ توماس جفرسون به توماس کوپر، ۱۸۱۴

اما او زنده نماند تا آن روز را ببیند. سالی هم نه.

برده‌داری در آمریکا ۵۱ سال پس از مرگش لغو شد. سالی بقیه عمرش را با فرزندانش گذراند، دختر جفرسون خانه‌ای به او داد و او آزاد زندگی کرد و نه سال پس از مرگ جفرسون درگذشت.

برده
۴
۰
سعیده ملایی
سعیده ملایی
نویسنده، مترجم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید