ویرگول
ورودثبت نام
سعیده ملایی
سعیده ملایینویسنده، مترجم.
سعیده ملایی
سعیده ملایی
خواندن ۳ دقیقه·۲ سال پیش

نقد انیمیشن بچه‌ گرگ‌ها (فرزندان گرگ)

نویسنده: سعیده ملایی
نویسنده: سعیده ملایی


✍️ احترام به تفاوت‌ها در جوامع چندفرهنگی برای پرهیز از خشونت

نگاهی به انیمیشن ژاپنی «فرزندان گرگ»



💢 بیایید گرگ‌ها را دوست داشته باشیم!


چگونه جوامع چندفرهنگی می‌توانند با وجود «تفاوت»ها به صلح برسند؟ اصول و قواعد دست‌یابی به همزیستی مسالمت‌آمیز در جوامعی که از اقلیت‌های فرهنگی برخوردارند چیست؟ اینها سؤالاتی است که انیمیشن ژاپنی «فرزندان گرگ» درصدد پاسخ دادن به آنها است. برخی بر این گمانند تماشای این انیمیشن تنها مختص کودکان نیست، بلکه با هدف قرار دادن مخاطب بزرگسال ساخته‌شده‌است. هر چه که باشد جذابیت‌های فنی و محتوای عمیق این انیمیشن، آن را به اثری قابل اعتنا تبدیل کرده‌است.


داستان درباره‌ی دختری به نام «هانا» است که با یک گرگینه ازدواج می‌کند (بنا به آنچه در افسانه‌ها آمده، گرگینه‌ها، گرگ‌هایی انسان‌نما هستند که در شرایطی خاص مثل شبهای مهتابی به گرگ تبدیل میشوند). هانا و همسر گرگینه‌اش صاحب دو فرزند به نام‌های «آمه» و «یوکی» میشوند. بعد از تولد فرزندان، پدر آنها در حادثه‌ای از دنیا می‌رود. داستان درباره‌ی چالش هانا برای تربیت فرزندان گرگینه‌اش در جامعه‌ی آدم‌های «خالص» است. او سعی می‌کند به خاطر ترس از حرف مردم و نگاه‌های متعجبشان، هویت گرگینه‌ی فرزندان خود را پنهان کند و از آنها می‌خواهد در راه مدرسه یا در مواجهه با همسایگان، عناصر تفاوت «گوش» یا «دم» را که گاهی بر اثر هیجان یا خشم اشکار می‌شوند را بپوشانند.


✍️ احترام به تفاوت‌ها راه رسیدن به «صلح و آرامش»


همزیستی‌مسالمت‌آمیز و احترام به تفاوت‌ها، مضمون داستان است. هانا همراه دو فرزندش برای رهایی از فشار کنجکاوی‌های احتمالی همسایه‌ها، راهی خانه‌ی کوهستانی میشوند. آنها مهاجرت اجباری را به جان می‌خرند، و مجبور میشوند با همزیستی‌مسالمت‌آمیزی که بستر آن در نقطه‌ی مقصد (طبیعت‌کوهستان) امکان بیشتری دارد، به زندگی خود ادامه بدهند. مثلا آنها با اهدای سیب‌زمینی به همسایه‌ها، تخم مرغ دریافت می‌کنند.


سازندگان این انیمیشن قصد دارند با دستاویز قرار دادن افسانه‌ی گرگینه به ترویج «افکار روادارانه» و همچنین دردسرهای پنهان کردن جنبه‌های متفاوت هویت، در جامعه‌ای یکدست بپردازند.



✍️ آشنایی‌زدایی و هنجارگریزی از ماهیت گرگ‌ها


انتخاب هویت گرگ‌مآبانه برای شخصیتهای دوست‌داشتنی، برای آموختن احترام به تفاوت، از سوی سازندگان این انیمیشن بسیار هوشمندانه بوده‌است، زیرا گرگ یکی از حیوانات نه چندان محبوب جنگل است. شنل قرمزی را یک گرگ خورد، مثلا در کارتن «پسر شجاع» هم گرگ مکار و دغلباز بود، قهرمان داستان همیشه با او مبارزه میکرد و... ما همیشه در داستان‌هایمان از گرگ‌ها به بدی یاد می‌کنیم، این موجودات خشمگین و درنده، که می‌توانند در چشم بر هم زدنی طعمه‌هایشان را ببلعند آیا می‌توانند عواطف مثبت ما را برانگیزند؟! نویسنده‌ی داستان با این انتخاب ساختارشکننانه، کلیشه‌ها را میشکند و مخاطب را با گرگ‌ها همراه می‌کند و حس همدلی او را برمی‌انگیزد. انیمیشن فرزندان گرگ، عواطف انسانی ما را به جوش می‌آورد، در قسمت‌هایی از آن، ناخواسته اشکی از گوشه چشمانمان جاری میشود، به خصوص آنجا که هانا، برای پیدا کردن پسر کوچکش «آمه» که گرگ‌بودن را به جای انسان‌ماندن انتخاب کرده، راهی جنگل میشود.


گرگ‌ها در این انیمیشن بر خلاف انیمه‌های مألوف که که به گله‌ میزنند و گوسفندها را لت‌و پار می‌کنند، جنبه‌های باشکوه زیادی دارند؛ نگاه‌های نافذ، شکوه دویدن در کوه‌ها و زوزه کشیدن در برف‌ها و قدرت و شجاعتی که لزوما در تکه پاره‌کردن گوسفندها متجلی نمیشود.


روح ژاپنی در تمام کالبد انیمیشن فرزندان گرگ جاری است، از نظم و ترتیب‌ ژاپنی تا شهرتوکیو و پارک‌های‌طبیعی برای آموختن اینکه جای گرگ‌ها پشت میله‌های باغ‌وحش یا دیوارهای تاریک خانه نیست، هر جا که احترام و پذیرش به تفاوت باشد، حتی گرگ‌های انسان‌نما هم می‌توانند با آرامش زندگی کنند.

انیمیشنانیمهژاپننقد فیلم
۳۲
۵
سعیده ملایی
سعیده ملایی
نویسنده، مترجم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید