
ماسونی همیشه با رمز و راز و سرّیت شدید شناخته شده است؛ بهخصوص در اجرای اهداف و نقشههایش. بعضی از این رازها لو رفته، اما خیلیهایش هنوز پنهان ماندهاند. معمولاً ماسونها «محفل»های مخصوص خودشان را دارند که بسته به مناطق جغرافیایی متفاوتاند و جلسات مخفیشان فقط برای اعضای خودشان برگزار میشود. با این حال یک فرودگاه زیر نگاه عامه مردم وجود دارد که ماسونها مالک آن هستند، این فرودگاه بزرگترین فرودگاه آمریکای شمالی است. مساحتش حدود ۱۵۰ کیلومتر مربع است، سقفش شبیه به کوههای راکی پوشیده از برف، خدمات مشتری فوقالعاده، طراحی داخلی شیک و معماری منحصربهفرد... زیبا نیست؟ حتماً طراحش سلیقه خیلی بالایی داشته و این توصیف تو را هم تحت تأثیر قرار داد، درست است؟

خب پس چرا این فرودگاه اینقدر در شبکههای اجتماعی سر و صدا به پا کرده و اصلاً چه ربطی به ماسونها دارد؟

برای فهمیدن ماجرا، بیایید خلاصهای از داستان ساخت این فرودگاه را مرور کنیم. همه چیز از سال ۱۹۸۹ شروع شد؛ وقتی شورای منطقهای تصمیم گرفت فرودگاه جدیدی به نام دنور بسازد و شهردار وقت دنور، فدریکو پنا، بر پروژه نظارت داشت. دو سال بعد، شهردار ولینگتون وب پروژه را تحویل گرفت و طراح فرودگاه کسی بود به نام کورتیس دبلیو. فینتریس.
در سال ۱۹۹۰ سنگ بنای فرودگاه گذاشته شد و همینجا بود که اتفاقات عجیب شروع شد و سؤالهای زیادی در ذهن مردم ایجاد کرد. سنگبنای اصلی شامل پنج ساختمان بود که ابتدا ساخته شدند، اما یک روز کارگران متوجه شدند ابعادشان مشکل دارد. هر آدم معمولی انتظار داشت این پنج ساختمان را خراب کنند و دوباره بسازند، اما همه شگفتزده شدند وقتی مسئولان تصمیم گرفتند فرودگاه را دقیقاً روی همین پنج ساختمان نیمهتمام و مدفون ادامه دهند! تا امروز هم این ساختمانها زیر زمین مدفون ماندهاند و دلیلش معلوم نیست. خیلیها پرسیدند چرا، اما جواب قانعکنندهای نگرفتند. تازه، قبل از فرودگاه دنور، فرودگاه استپلتن وجود داشت که خیلی خوب کار میکرد؛ پس چرا اینقدر راحت کنار گذاشته شد؟

همه میدانیم ساخت فرودگاه کار خیلی گرانقیمتی است و صدها میلیون دلار هزینه دارد، اما هزینه فرودگاه دنور خیلی بیشتر بود؛ حدود ۴ میلیارد دلار! این رقم باعث شد مردم بپرسند چرا این همه پول برای یک فرودگاه معمولی خرج شده؟ مسئله بعدی که مردم را عصبانی کرد، موقعیت فرودگاه بود. فرودگاه دنور اصلاً داخل شهر دنور نیست؛ در منطقهای شبیه بیابان ساخته شده و ۴۰ کیلومتر با مناطق مسکونی فاصله دارد.
جالب است بدانید که بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۸ حدود ۵۲ میلیون مسافر از آن استفاده کردند. این فرودگاه یکی از مهمترین منابع درآمد آمریکا است، میلیاردها دلار سود میدهد، پنجمین فرودگاه شلوغ آمریکا و پنجمین فرودگاه دنیا از نظر تعداد پرواز (حدود ۶۲۵ هزار پرواز) است.
اما چیزی که واقعاً جنجال به پا کرد، شکل باندهای پرواز بود که از بالا شبیه صليب معقوف نازی (سواستیکا) به نظر میرسد. تازه فقط چهار باند دارد در حالی که تعداد پروازها خیلی زیاد است.

اولین چیزی که وقتی به ورودی فرودگاه میرسی میبینی، اسبی ترسناک با چشمان درخشان است که مردم به آن میگویند «اسب شیطان».
معمولاً وقتی جایی مثل بیمارستان یا مرکز خرید ساخته میشود، تابلو یا مجسمه خاصی برای آن انتخاب میکنند. مسئولان فرودگاه دنور هم تصمیم گرفتند مجسمه اسبی را جلوی فرودگاه بگذارند. این اسب اسمش «لوسیفر» است! این مجسمه به خاطر شکل عجیب و داستان عجیبترش بدنام شده؛ چون سازندهاش را کشت!
در دهه ۱۹۷۰ شهر دنور به مجسمهسازی به نام لوئیس خیمنز سفارش داد مجسمهای ۳۲ فوتی بسازد. وقتی داشت کار را تمام میکرد، سر مجسمه افتاد روی پای او و رگهایش را پاره کرد. لوئیس خیلی درد کشید و در نهایت بر اثر همان جراحت مرد. بعد از او پسرش و خانواده و دوستانش کار را تمام کردند.
این تنها دلیل نفرت مردم از این مجسمه نیست. بدن اسب آبیرنگ است، چشمانش کریستالی و هر شب قرمز و درخشان میدرخشد و خیلی ترسناک به نظر میرسد. مردم محلی به آن «بلوسيفر» (ترکیب blue و Lucifer = شیطان) گفتند و لقب دومش هم «اسب شیطان» است. با اینکه ساختش سالها پیش تمام شده، تا سال ۲۰۰۸ رونمایی نشد و هنوز هم از فاصله دور چشمان قرمز آن دیده میشود.


وقتی وارد فرودگاه میشوی، سالن بزرگی به نام «سالن بزرگ» (The Great Hall) میبینی؛ دقیقاً همان نامی که محفلهای ماسونی دارند،وقتی در راهروها قدم میزنید، تابلوها و نوشتههایی به انگلیسی میبینی مثل: جنگ، خشونت، مرگ... و کلماتی به عربی مثل «صلح». یکی از معروفترین نقاشیها، نقاشی «پایان جهان» است که نشان میدهد بشریت با جنگها و مشکلات خونین زیادی روبهرو میشود، و عکسهایی از دجال...! در نقاشیها سرباز نازی به سمت افراد بیگناه اسلحه میکشد، مادری گریان با نوزادش، کودکان از نژادهای مختلف، اسلحه و چاقو... و اینها را به عنوان آثار هنری به بچهها هم نشان میدهند!

بعد بیشتر بگردی، نقاشیهای موجودات فضایی سبز با چشمان بزرگ را میبینی که به تو نگاه میکنند. سپس مجسمهای از شیطان یا گارگویل (گرگسنگ) که انگار از داخل یک چمدان بیرون آمده و با تمسخر به استقبالت آمده!
خیلی از این نقاشیها پر از ابهاماند و انگار جایشان در موزه وحشت است، نه سالن فرودگاه جلوی چشم کودکان.
اگر چنین نمادها و تصاویر مرموزی را در رستوران یا مغازهای ببینیم، سریع احساس ناراحتی میکنیم و میرویم، اما در فرودگاهی بینالمللی که ساعتها منتظر پروازت هستی و نمیتوانی بروی، انگار مجبورت میکنند این تصاویر را بارها ببینی تا ناخودآگاه قبولشان کنی. هر جا پایت را بگذاری، سورپرایز جدیدی منتظرته.
عجایب ادامه دارد: اگر به زمین نگاه کنی، کلماتی به زبانهای مختلف حک شده؛ مثلاً «DZIT DIT GALL» که به زبان سرخپوستان یعنی «کوهی که سفید است»؛ اشاره به کوه مقدس بلانکا در کلرادو که برای فرهنگ سرخپوستان مقدس است و اعتقادی که «آلبرت پایک» (یکی از چهرههای مهم ماسونی) هم به آن باور داشت. همچنین «mt blanca» به اسپانیایی یعنی «کوه سفید» که اشاره به کوههای بلان در فرانسه دارد؛ جایی که شوالیههای معبد پیمان بستند. این دو کلمه به زبانهای مختلف نوشته شدهاند اما در دنیای ماسونی خیلی مهماند.
یکی دیگر از نمادهای بحثبرانگیز، «AG» و «AU» روی زمین است. از نظر علمی اینها نمادهای شیمیایی طلا (Au) و نقره (Ag) هستند، اما در ماسونی نماد قدرت و ثروتاند. بعضیها هم میگویند به بیماری هپاتیت ویروسی کشنده اشاره دارد که ساخته دست بشر است؛ پس فرودگاه با این بیماری چه ربطی دارد؟
اگر پایین بروی، کارگران با ماسکهای فضایی شوخی میکنند! چند شبکه تلویزیونی خواستند زیر فرودگاه را فیلمبرداری کنند و یکی از مسئولان قبول کرد. خبرنگار با فیلمبردارش رفتند تونلها را ببینند. بعد از تور، خبرنگار پرسید: «من را به همه جاها بردید؟» مرد با عصبانیت گفت: «بله... بله». خبرنگار لبخند مصنوعی زد چون میدانست فقط چیزهایی را نشانش دادند که میخواستند. وقتی بیرون آمدند، کارمندان با ماسک فضایی برای دوربین دست تکان دادند. خبرنگار گفت ورود به تونلها اساساً ممنوع بوده و فضای زیر فرودگاه خیلی بزرگتر از خود فرودگاه است!
یکی از روزنامهها نوشت: وقتی رفتیم فرودگاه دنور، چند مسئول ما را استقبال کردند، گشت زدیم و همه چیز را فیلم گرفتیم. سؤالهای زیادی داشتیم، بهخصوص درباره نمادها، نقاشیها و مجسمهها... اما مسئولان فقط دو جواب داشتند:
۱) جواب غیرقانعکننده
۲) اجازه نداریم جواب بدهیم
مسئولان فرودگاه میگویند زیرش فقط تونل است، اما دانشمند زمینشناس سابق، فیل شنايدر (که قبلاً با دولت کار میکرد)، نظر دیگری داشت. او گفت زیر فرودگاه خیلی خطرناکتر از این حرفهاست و آزمایشهای مخفی زیادی آنجا انجام میشود. فیل گفت در مراحل آخر ساخت، آن پنج ساختمان با تونلهای مخفی به هم وصل شدند. حدود ۱۴ هزار مایل کابل برق پایین آورده و در انبارهای عظیم زیرزمینی گذاشتند. او خودش در معرض سطوح بالای انرژی الکترومغناطیسی قرار گرفته بود.
بعضیها معتقدند زیر فرودگاه دنور یک شهر کامل وجود دارد که هیچکس نمیداند در آن چه میگذرد.
بعضی نظریهها میگویند این فرودگاه در واقع پایگاه نظامی مخفی است یا پناهگاهی برای نخبگان و سلبریتیها در زمان فاجعه. این نظریه وقتی شدت گرفت که ملکه الیزابت، پسرش چارلز و چند پادشاه و رئیسجمهور دیگر پناهگاههایی نزدیک فرودگاه خریدند. عجیب نیست که پادشاهان در بیابان پناهگاه بخرند؟
نظریه دیگر: شاید اینجا کارخانه سلاحهای مخفی باشد. نظریه آخر: شبیه منطقه ۵۱ است و آزمایشهای فضایی انجام میدهند؛ بهخصوص بعد از گزارشهایی از بشقابپرنده بالای فرودگاه (آخرینش سال ۲۰۱۸ بود). فرودگاه کنار مقر فرماندهی دفاع هوایی آمریکای شمالی (مسئول جنگ فضایی و ماهوارهها) هم قرار دارد.
هر کدام از این نظریهها درست باشد، چیزی که قطعی است: همه اینها زیر نظر نظام ماسونی انجام شده.

همه اینها تصادفی کشف و به هم ربط داده شدند. شاید برای بعضیها عادی به نظر برسد. حتی خودم اول فکر کردم فرودگاه عمداً جنجال درست میکند تا معروف شود، اما مهمترین بخش را برای آخر گذاشتم.
معمولاً هر فرودگاهی «کپسول زمان» دارد که تاریخ افتتاح و مسئولان را داخلش میگذارند. کپسول زمان فرودگاه دنور این نوشته را دارد:
«این فرودگاه در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۴ افتتاح میشود. وقتی باز شود، راز بزرگی زیر آن خواهد بود و این پیامی و یادگاری برای مردم کلرادو در سال ۲۰۹۴ است.»
زیر این نوشته، نماد پرگار و گونیا (نماد اصلی ماسونی) حک شده و زیرش نوشته: «با نظارت کمیته فرودگاه دنیای نو» و حامی مالی فرودگاه هم «کمیته دنیای نو» است!
اگر دنبال چنین کمیتهای بگردی، وجود ندارد! اگر چنین کمیتهای نیست، پس این ۴ میلیارد دلار از کجا آمد؟ مسافرانی که از کنار کپسول رد میشوند، با تعجب با هم پچپچ میکنند.



بسیاری فرودگاه دنور را جزو مکانهای تسخیرشده میدانند. خیلیها که رفتهاند میگویند وقتی وارد سالن اصلی میشوند احساس ناراحتی میکنند، انگار کسی آنها را تماشا میکند یا کسی از جلویشان رد شده. میگویند فرودگاه روی قبرستان مقدس سرخپوستان بومی ساخته شده و ارواحشان آنجا پرسه میزنند.
فرودگاه دنور جزو ترسناکترین فرودگاههای دنیا هم طبقهبندی میشود. جالب اینجاست که کارکنان فرودگاه چند تابلو گذاشتهاند که مردم را مسخره میکنند که آنها را متهم به همکاری با ماسونها میکنند، اما وقتی رو در رو ازشان درباره نمادها یا دلیل گذاشتن نام و نماد ماسونی بپرسی، هیچکس جواب نمیدهد!
حالا برمیگردیم به کپسول زمان: به نظر تو ای خواننده، آن راز بزرگ زیر فرودگاه دنور چیست؟ هدف واقعی ساختش چه بوده و چرا قرار است در سال ۲۰۹۴ یادگاری و پیامی برای مردم کلرادو باشد؟