
اقتباس جدید امرالد فنل از رمان کلاسیک امیلی برونته، بلندیهای بادگیر، تجربهای سینمایی است که با جسارت روایتگر خود، مخاطب را به چالش میکشد. فنل، به جای وفاداری صرف به متن اصلی، با بازتعریفی رادیکال از شخصیت نلیدین، فیلم را از یک داستان عشق و انتقام گوتیک به یک درام روانشناختی پیچیده درباره حسادت، طبقه اجتماعی و درک ناقص از عشق تبدیل کرده است. برای کسانی که فیلم «بلندیهای بادگیر» (اقتباس ۲۰۲۶) را هنوز ندیدهاند، شاید نقش نلی صرفاً در حد یک خدمتکار دلسوز و قابل اعتماد تصور شود. اما این اقتباس، با بازتعریفی جسورانه، او را به نیروی محرکهی اصلی تراژدی تبدیل کرده است. شرارتهای نلی در این فیلم، از نوع دسیسههای ظریف، سکوتهای معنادار و دستکاریهای پنهان در روابط انسانی است.


نلی در موقعیتهایی قرار میگیرد که شاهد عشق عمیق اما پرآشوب کاترین و هیتکلیف است. اما به جای تسهیل ارتباط یا حداقل بیطرفی، او با کماهمیت جلوه دادن احساسات هیتکلیف یا پنهان کردن نامهها و پیامهای عاشقانه، به تدریج شکافی عمیق بین این دو ایجاد میکند. او اغلب با کنایه و تحقیر از هیتکلیف نزد کاترین صحبت میکند و بر جنبههای منفی شخصیت او تأکید میکند، در حالی که انگیزهاش، نه دلسوزی، بلکه حسادت و شاید نوعی کنترل بر سرنوشت کاترین است.

نلی قادر است با کلماتی سنجیده و رفتاری متظاهرانه، احساسات دیگران را به بازی بگیرد. او میتواند در یک لحظه اشک تمساح بریزد و در لحظهی بعد، با سکوتی معنادار، تنش را افزایش دهد. این توانایی او در مدیریت احساسی اطرافیان، او را به یک شخصیت پیچیده و تا حدودی خطرناک تبدیل میکند.

در رمان برونته، نلیدین، خدمتکار وفادار و راوی داستان، نقشی دوگانه ایفا میکند؛ گاهی چونان مادری دلسوز و گاهی چونان بازیگری پنهان در پس پردهی وقایع. اما در فیلم ۲۰۲۶، این لایههای ظریف به سطحیترین و دراماتیکترین شکل ممکن آشکار میشوند. نلی دیگر صرفاً یک شاهد رویدادها نیست، بلکه نیرویی فعال و مخرب است که کاتالیزور اصلی فروپاشی زندگی کاترین و هیتکلیف میشود.

نلی، زنی که در دنیای متلاطم بلندیهای بادگیر هیچگاه طعم عشق واقعی را نچشیده، شاهد رابطهای است که از نظر او، هم غیرمتعارف است و هم دردناک. این حسادت، که ریشه در شکاف طبقاتی و عقدههای شخصی دارد، انگیزهی اصلی اعمال او در فیلم میشود. او نه از سر وفاداری، بلکه از روی نوعی انتقام عاطفی و ناامیدی خاموش، کاتالیزور جداییها، پنهانکاریها و در نهایت، ویرانی شخصیتها عمل میکند.
این رویکرد جسورانه به شخصیت نلی در فیلم، واکنشهای متفاوتی را برانگیخته است، برخی اقتباس فنل را شجاعانه و مدرن میدانند. آنها معتقدند که فیلم، لایههایی پنهان در شخصیت نلی را آشکار ساخته که همیشه در رمان وجود داشته، اما کمتر به آن پرداخته شده است. از این منظر، نلی به شرور غیرمنتظره داستان تبدیل میشود که پیچیدگی بیشتری به روایت میبخشد. اما عدهای دیگر، این بازنگری را آسیبزننده به ماهیت اصلی اثر برونته تلقی میکنند. آنها باور دارند که تمرکز بیش از حد بر دسیسههای نلی، فضای گوتیک و سرنوشتگرای رمان را کمرنگ کرده و داستان عشق پرشور و ویرانگر کاترین و هیتکلیف را به یک ملودرام صرف تقلیل داده است.
با همه این اوصاف، با تماشای فیلم بلندیهای بادگیر چیزی که دستگیرمان میشود این است که حواسمان به نلیهای اطرافمان باشد، آدمهایی پر از عقدههای بزرگ با ظاهری معمولی و آرام که میتوانند عمیقترین عشقها را به نفرت و جدایی تبدیل کنند.

