ویرگول
ورودثبت نام
امیرپارسا طلوعی
امیرپارسا طلوعی
امیرپارسا طلوعی
امیرپارسا طلوعی
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

« از دانشکده فنی تا اسلحه: تاثیر تحصیلات بر ذهنیت سران مجاهدین خلق»

این پرسش قابل طرح است که آیا سران سازمان مجاهدین خلق در بستری فکری پرورش یافته‌اند که ویژگی اصلی آن تردید روش‌مند، چندلایگی تحلیلی و مواجهه با پیچیدگی‌های علوم انسانی باشد، یا آنکه زمینه شکل‌گیری فکری آنان بیشتر متأثر از آموزش‌های فنی، ساختارگرا و مبتنی بر قطعیت بوده است؟
برای بررسی این موضوع، توجه به پیشینه تحصیلی آنان می‌تواند داده‌ای قابل تحلیل فراهم کند.

تحصیلات برخی از چهره‌های شاخص این جریان نشان‌دهنده یک الگوی مشخص است:
مریم رجوی – متالورژی، دانشگاه صنعتی شریف
موسی خیابانی – فیزیک، دانشگاه صنعتی شریف
مهدی ابریشمچی – شیمی، دانشگاه صنعتی شریف
اشرف ربیعی – فیزیک، دانشگاه صنعتی شریف

همچنین تحصیلات مؤسسان اولیه:
علی‌اصغر بدیع‌زادگان – شیمی، دانشگاه تهران
محمد حنیف‌نژاد – مهندسی کشاورزی، دانشگاه تهران
سعید محسن – مهندسی تأسیسات، دانشگاه تهران

بخش قابل توجهی از این افراد در حوزه‌های علوم پایه و فنی تحصیل کرده‌اند.

چرا؟
آموزش در رشته‌های فنی و علوم پایه معمولاً با نوعی رویکرد «سیستمی» همراه است. در این چارچوب، پدیده‌ها به‌صورت ساختارمند درک می‌شوند؛ مسائل دارای علت‌های مشخص تلقی می‌گردند و تغییر شرایط ورودی به‌عنوان راهی برای اصلاح خروجی‌ها در نظر گرفته می‌شود. چنین الگوی ذهنی وقتی به حوزه سیاست منتقل شود، می‌تواند جامعه را به مثابه یک «ماشین» قابل طراحی و بازآرایی تصور کند.
در مقابل، علوم انسانی بر پیچیدگی، لایه‌مندی و ابهام تأکید دارد. حوزه‌هایی مانند جامعه‌شناسی، فلسفه سیاسی و تاریخ، پدیده‌های اجتماعی را نتیجه تعامل عوامل فرهنگی، تاریخی، روانی و ساختاری می‌دانند و معمولاً از ارائه پاسخ‌های قطعی پرهیز می‌کنند. این حوزه‌ها بیشتر به فهم تدریجی، زمینه‌مند و چندبعدی واقعیت اجتماعی می‌پردازند.

پژوهش‌های بین‌المللی درباره گروه‌های افراطی نشان داده‌اند که بسیاری از نیروهای پیوسته به داعش دارای سطح تحصیلات بالاتر از میانگین جوامع مبدأ خود بوده‌اند و شمار قابل توجهی سابقه آموزش دانشگاهی داشته‌اند.
برخی مطالعات جامعه‌شناختی نیز اشاره کرده‌اند که در میان نیروهای تحصیل‌کرده گروه‌های افراطی، سهم فارغ‌التحصیلان رشته‌های فنی و مهندسی قابل توجه بوده است، هرچند آمار رشته‌به‌رشته برای داعش به‌صورت کامل و نظام‌مند منتشر نشده است.
این داده‌ها نشان می‌دهد الگوی حضور تحصیل‌کردگان فنی در جریان‌های رادیکال، پدیده‌ای مشاهده‌شده در بیش از یک بستر تاریخی است.


نتیجه
در شرایطی که علوم انسانی نقش محوری در شکل‌دهی به افق فکری ایفا نکند، تفسیرهای «مهندسی از جامعه» می‌توانند برجسته شوند؛ تفسیرهایی که تغییر اجتماعی را فرآیندی ساختاری، سریع و طراحی‌پذیر در نظر می‌گیرند. در چنین چارچوبی، سیاست از عرصه‌ای پیچیده، تاریخی و انسانی به حوزه‌ای نزدیک به طراحی فنی تقلیل می‌یابد.
از این منظر، تأکید بر اهمیت علوم انسانی را می‌توان ناظر بر ضرورت درک لایه‌های فرهنگی، تاریخی و انسانی جامعه دانست. فقدان این نگاه می‌تواند به شکل‌گیری رویکردهایی بینجامد که از نظر سازمانی منسجم و از نظر آرمانی پرانرژی‌اند، اما در مواجهه با پیچیدگی واقعیت اجتماعی، گرایش به ساده‌سازی و قطعیت دارند.
تقابل میان «نگاه فنی ـ سیستمی» و «نگاه انسانی ـ تفسیری» یکی از چارچوب‌های تحلیلی مهم برای فهم بخشی از جنبش‌های سیاسی معاصر به شمار می‌رود.

🖋️امیرپارسا طلوعی

اعضای سازمان مجاهدین خلق در حال برپایی نماز جماعت
اعضای سازمان مجاهدین خلق در حال برپایی نماز جماعت

مجاهدین خلقعلوم انسانیرادیکالیسممریم رجویداعش
۲
۰
امیرپارسا طلوعی
امیرپارسا طلوعی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید