وَلا تَجْعَلْ یَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا؛ و دستت را به گردنت زنجیر مكن، و بسیار هم گشادهدستى منما تا مورد سرزنش قرار گیرى و از كار فرومانى....مفاد آیه در واقع تأكیدى است بر همان چیزى كه عقل آدمى به تنهایى نیز آن را درك مىكند. عقل ما حاكم است به اینكه روش صحیح زندگى این است كه انسان نه باید آنچنان بىمحابا خرج كند كه دستش كاملا خالى شود، و نه باید در هزینه زندگى و صرف پول، سختگیرى و امساك داشته باشد. به ویژه در زمینه امساك و خسّت برخى چناناند كه نه تنها به دیگران چیزى نمىدهند، بلكه حتى خود نیز در استفاده از نعمتهایى كه خداوند در اختیار آنان قرار داده است بخل مىورزند! درباره بخیلان داستانهاى عجیب و غریبى نقل شده كه گاه واقعاً صورتهاى بسیار زنندهاى هم دارد. برخى از این قبیل افراد را بنده خودم در طول زندگى شاهد بودهام كه با وجود برخوردارى از مال و ثروت فروان، خود نیز از آن استفاده نمىكردند و زندگى فقیرانهاى داشتند؛ آن هم نه از سر زهد و سادهزیستى، بلكه به سبب علاقه و دلبستگى زیاد به مال، دلشان نمىآمد آن را خرج كنند. به هر حال این هم یكى از عجایب عالم است كه آدمیزاد گاهى چنان به مال علاقهمند مىشود كه فراموش مىكند اصلا مال و ثروت براى چیست، و صرفاً مىخواهد پول داشته باشد و حسابهاى بانكىاش پر و پیمان باشد بدون آنكه از این مال و ثروت بهرهاى ببرد!