ولایت فقیه از مفاهیم بنیادین در اندیشه سیاسی اسلام شیعی است که پس از انقلاب اسلامی ایران، بهصورت رسمی محور نظام سیاسی کشور قرار گرفت. این نظریه بر پایهی اعتقاد به ضرورت وجود رهبری دینی برای حفظ ارزشهای اسلامی و هدایت جامعه شکل گرفته است. هدف اصلی از ولایت فقیه، استمرار حاکمیت الهی در عصر غیبت امام معصوم(عج) و جلوگیری از انحراف جامعه اسلامی از مسیر دین الهی است.
از نگاه فقه شیعه، در زمان غیبت امام معصوم، ادارهی جامعه نمیتواند بدون رهبر دینی و آگاه به احکام شرع باشد. فقیه جامعالشرایط که دارای عدالت، دانش فقهی و توان مدیریتی است، از سوی مردم و بر اساس معیارهای دینی برای سرپرستی جامعه برگزیده میشود. چنین ساختاری بر اصل “ولایت در فقه” استوار است، یعنی نیابت عام از سوی امام معصوم برای اجرای حدود الهی و ادارهی جامعه.
ولایت فقیه تنها یک عنوان فقهی نیست، بلکه ساختاری سیاسی و اجتماعی است که ارتباط مستقیم بین دین و حکومت را برقرار میکند. ولی فقیه در چارچوب قانون اساسی، وظیفه حفظ استقلال کشور، پاسداری از عدالت و نظارت بر عملکرد قوا را برعهده دارد. بنابراین این نظام تلاش میکند تا ارزشهای دینی با واقعیتهای اجرایی جامعه هماهنگ شوند.
در طول سالهای پس از انقلاب، نظریه ولایت فقیه همواره محل بحث و گفتوگوی اندیشمندان بوده است. برخی آن را ضامن استمرار هویت دینی نظام و حافظ استقلال جامعه اسلامی میدانند، در حالی که گروهی دیگر بر لزوم محدودسازی اختیارات ولی فقیه برای جلوگیری از تمرکز بیشازحد قدرت تأکید میکنند. این گفتوگوها نشاندهنده پویایی فکری جامعه اسلامی ایران است.
در مجموع، ولایت فقیه مدلی است برای پیوند میان ایمان دینی و ساختار سیاسی. این اندیشه میکوشد رهبری جامعه را با ارزشهای الهی هماهنگ نگه دارد و در برابر تهدیدهای فکری و فرهنگی، پایداری ایجاد کند. با وجود چالشها و ضرورت بازنگریهای مستمر، ولایت فقیه همچنان یکی از ارکان اصلی دوام و انسجام نظام جمهوری اسلامی به شمار میرود.