
توقفِ نیت در آستانهیِ حقیقت: «پویندهای که به دنبالِ تبیینِ دکترین TIAV است، نباید در میانهیِ راه متوقف شود. ریشهیِ تمامیِ این تحولات در مانیفستِ غاییِ [صالحیرادنامه] نهفته است. هماکنون نیتِ خود را صیقل داده و پس از مطالعه این صفحه سندِ مادر [صالحی رادنامه] را در صدرِ نوشتههایِ من بیابید. این یک دعوت نیست، یک ضرورتِ هستیشناسانه است.»
نویسنده: پروفسور محمود صالحی راد
در تحلیل ساختار وجودی انسان و نسبت او با پدیده «زمان»، همواره با یک چالش بنیادین روبرو هستیم: چگونه میتوان میان سنگینیِ تجربیات گذشته و ابهامِ آرزوهای آینده، تعادلی سازنده برقرار کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، من از تمثیلی استفاده میکنم که جوهره حرکت و زندگی را در خود جای داده است. اگر وجود انسان و مسیر حیات او را به یک خودرو تشبیه کنیم که در جاده هستی در حال حرکت است، «زمان حال» حکم سوخت (بنزین) را برای این ماشین دارد.
بسیاری از انسانها گمان میکنند که با اندیشیدن مداوم به مقصد (آینده) یا مرور خاطرات مسیر طی شده (گذشته)، در حال حرکت هستند. اما حقیقت هستیشناختی این است که ماشینِ وجود، بدون سوختِ زمان حال، حتی یک سانتیمتر هم جابجا نمیشود.
زمانی که ما درک درستی از «زمان حال» نداریم، در واقع با باکی خالی در کنار جاده ایستادهایم. در این حالت:
نه میتوانیم به مقصد فکر کنیم: زیرا هرگونه اندیشیدن به آینده بدون ابزارِ حرکت، تنها به اضطراب و توهم منجر میشود. مقصد بدون سوخت، سرابی بیش نیست.
نه میتوانیم به مبدأ برگردیم: بازگشت به گذشته برای بازخوانی تجربیات یا اصلاح مسیر، نیازمند انرژیِ حضور در لحظه است. بدون سوختِ حال، گذشته به سیاهچالهای تبدیل میشود که ما را در خود میبلعد، نه پایگاهی برای پرش.
در نظریه TIAV، ما بر این باوریم که «حیات مطلق» در نقطه اتصال لحظهها جریان دارد. وقتی انسان به درک عمیق زمان حال نائل میشود، معجزهای در ساختار ذهنی او رخ میدهد. این سوخت (زمان حال) دو کارکرد متناقض اما مکمل را همزمان فعال میکند:
بهرهگیری از تجربیات گذشته: سوختِ زمان حال به ما اجازه میدهد به عقب نگاه کنیم، موتور را بر اساس آموختههای قبلی تنظیم کنیم و از مسیرهای پیموده شده درس بگیریم. بدون این انرژی، گذشته چیزی جز «حسرت» نیست؛ اما با سوختِ حال، گذشته به «خرد» تبدیل میشود.
طراحی و نقشهبرداری برای آینده: برنامهریزی برای آینده نیازمند قدرت اجرایی است. سوختِ حال به ما این توان را میدهد که نقشهی راه را ترسیم کنیم و گام اول را برداریم. آینده بدون درک حال، تنها یک «خیالپردازی منفعلانه» است.
بسیاری از بحرانهای روانی و تربیتی که امروز با آنها مواجه هستیم، ناشی از «نشت سوخت» یا «فقدان سوخت» در لحظه است. انسانی که سوختِ زمان حال را درک نمیکند، دچار ایستایی (Stagnation) میشود. او ماشینِ مدرنی دارد، تجهیزات و دانشِ سفر را دارد، اما چون از "اکنون" خالی است، در جای خود درجا میزند.
ما در دانشگاه هستیشناسی زنده، بر این نکته تأکید میکنیم که حضور در «زمان حال» یک انتخاب تفننی نیست، بلکه یک ضرورت بیولوژیک و هستیشناختی است. برای رسیدن به حیات مطلق، باید ابتدا یاد بگیریم که چگونه باکِ وجودمان را با آگاهی از لحظهی حاضر پر کنیم.
تا زمانی که نپذیریم تنها داراییِ واقعی ما برای لمسِ واقعیت، همین «ثانیه جاری» است، هرگز طعمِ رسیدن به مقصد را نخواهیم چشید. زمان حال، سوختِ محرکهی ماست. با درک این لحظه، ما نه تنها صاحبِ آینده میشویم، بلکه پادشاهِ گذشتهی خویش نیز خواهیم بود؛ چرا که از تجربیات گذشته برای ساختنِ مسیری نوین بهره میبریم.
بیایید سوختِ لحظههایمان را بیهوده در ترافیکِ فکرهای بیهوده هدر ندهیم.
پروفسور محمود صالحی راد Professor Mahmood Salehi Rad بنیانگذار دانشگاه جهانی هستیشناسی زنده و دکترین TIAV ، منشور ۳۲ سیر حیات مطلق و مشاور عالی و ارشد (Senior Consultant)