ویرگول
ورودثبت نام
مبینا قربانیان
مبینا قربانیان
مبینا قربانیان
مبینا قربانیان
خواندن ۳ دقیقه·۶ ماه پیش

چجوری دنیای دیجیتال،4P رو به 4E تبديل كرد؟!

وقتی بازاریاب‌های کلاسیک از 4P حرف می‌زدن، هنوز وای‌فای اختراع نشده بود!

قبلا می‌گفتن مارکتینگ یعنی محصول خوب، قیمت مناسب، مکان درست و تبلیغ جذاب. ولی واقعیتش اینه که تو دنیای دیجیتال امروز، دیگه اون فرمول جواب نمیده!

آدما امروز دیگه فقط نمی‌خرن، بلکه تجربه می‌کنن، حرف می‌زنن و تاثیر می‌ذارن...

حالا دنیای دیجیتال، 4P رو دوباره اختراع کرده. فقط اسمش شده 4E! فکر می‌کنم هر کسی که حتی یک‌بار درباره‌ی مارکتینگ تحقیق کرده باشه یا کتابی در حوزه‌ی مدیریت خونده باشه، با Marketing mix و 4P آشنا شده؛ اما شاید درباره‌ی 4E کمتر صحبت شده باشه!

بریم که این 4E معروف رو یکم بهتر بشناسیم...

1) Experience

یعنی برندت فقط محصول نمی‌فروشه. یه حس می‌سازه!

تو مدل 4E، "تجربه کاربر" یعنی مخاطب وقتی با برندت در ارتباطه، یه حس خاص رو تجربه کنه؛ چه تو خرید، چه تو استفاده، چه حتی تو دیدن یه پست ساده.

برندهایی که تجربه‌ی منحصربه‌فرد خلق می‌کنن، تو ذهن مخاطب موندگار می‌شن. چون آدم‌ها حس‌ها رو بهتر از پیام‌ها یادشون می‌مونه:)

مثلاً مثل وقتایی که یه کافی‌شاپ فقط قهوه نمی‌ده، بلکه با موسیقی، طراحی فضا و برخورد صمیمی، یه حس آرامش می‌سازه.. اون می‌شه Experience واقعی!

یا مثلا برند شون (Schon) رو درنظر بگیرین..

یه برند آرایشی‌ بهداشتی که "با تمرکز روی مواد طبیعی" مثل عصاره گیاهان، تونسته یه تجربه متفاوت از مراقبت شخصی بسازه از طراحی بسته‌بندی تا لحن برند، همه چیز حس سلامت و اعتماد رو منتقل می‌کنه:)


2) Engagement

یعنی مشتری فقط شنونده نیست، خودش وارد گفت‌وگو می‌شه!

تو دنیای دیجیتال و مدل 4E، برندها دیگه فقط پیام نمی‌فرستن، بلکه فضا می‌دن برای تعامل واقعی. یعنی چی؟

یعنی کاربر می‌تونه نظر بده، محتوا بسازه، تو تصمیم‌گیری‌ها نقش داشته باشه و حس کنه بخشی از برند شده. وقتی یه برند به مخاطبش اجازه می‌ده مشارکت کنه، اون حس تعلق ایجاد می‌شه. دیگه فقط یه تبلیغ نیست، یه تجربه مشترکه. اینجاست که اعتماد شکل می‌گیره:)

مثلا یه توییت میذاری از تجربه‌ی خوبت از برند X

یا تجربه‌ات از رفتن به فلان کافه‌ی معروف

و می‌بینی که اون برند همونجا جوابت رو می‌ده و ازت قدردانی می‌کنه!

یا حتی یه کامنت منفی میدی و یه انتقاد ثبت میکنی، و دوباره اون برند جوابت رو میده و سعی می‌کنه به دلجویی کردن ازت..

همین حرکت در ناخودآگاه شما یه "حس ارزشمندی" ایجاد می‌کنه. پس شاید حتی اگر تجربه‌ی بدی داشتی، سعی میکنی یه فرصت مجدد به اون برند بدی!

یا نوع دیگه‌ای از تعامل رو در دیجی‌کالا می‌بینیم.

با تولید محتوای تخصصی، بررسی محصولات، و کمپین‌های تعاملی مثل نظرسنجی و مسابقه، مخاطب رو وارد گفت‌وگو می‌کنه. حتی بخش نظراتش یه جامعه فعاله!


3) Every Place

تو دنیای امروز، مخاطب توی یه مسیر خطی حرکت نمی‌کنه؛ یه لحظه توی اینستاگرامه، بعدش توی گوگل، بعد شاید توی یه پادکست یا تلگرام.

دیگه نمی‌تونی فقط توی فروشگاه یا وب‌سایتت باشی و انتظار داشته باشی دیده بشی.

ما دیگه تو عصرِ “منتظر مشتری بودن” نیستیم؛ باید بری سراغش، اونم دقیقاً جایی که خودش بی‌خبر داره وقت می‌گذرونه.

باید بری وسط اسکرول‌ها، توی نوتیف‌ها، لابه‌لای استوری‌ها، حتی توی کامنتِ یه پست فان! باید توی ذهن مخاطب جا باز کنی.. برندهایی که فقط توی یه کانال حضور دارن، مثل مغازه‌ای هستن که فقط یه در داره. ولی برندهایی که توی هر نقطه‌ای از سفر مخاطب حضور دارن، تبدیل می‌شن به یه عادت روزمره، یه تجربه ماندگار...


4) Exchange

توی این رویکرد، ارزش یه محصول، صرفاً به قیمت محدود نمیشه. قیمت جاش رو به مبادله داده؛ مبادله‌ی ارزش‌ها!

یعنی یه "معامله‌ی دوطرفه" که توش هر دو طرف باید حس کنن برد کردن!

بیاید با یه مثال از دیجی‌کالا، این بحث رو واضح‌تر کنیم:

وقتی مخاطب از دیجی‌کالا خرید می‌کنه، فقط یه محصول نمی‌گیره؛ بلکه در ازاش یه تجربه کامل دریافت می‌کنه:

  • بررسی تخصصی محصول

  • نظرات واقعی کاربران

  • امکان مرجوعی راحت

  • پشتیبانی سریع

  • و حتی محتوای آموزشی برای استفاده بهتر از محصول

این یعنی مخاطب حس می‌کنه پولی که داده، فقط برای کالا نبوده. بلکه برای اطمینان و انتخاب آگاهانه بوده. و از اون طرف، دیجی‌کالا هم با دریافت اعتماد و وفاداری مخاطب، ارزش واقعی رو پس می‌گیره.


از توجهتون سپاسگزارم

آمیخته بازاریابی
۲
۰
مبینا قربانیان
مبینا قربانیان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید