ویرگول
ورودثبت نام
ayda kazemi
ayda kazemiدریای آروم هیچوقت ناخدای قهرمان نمیسازه🥰
ayda kazemi
ayda kazemi
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

تابستان دوست داشتنی من

تابستان آمده با دست‌های پر از رنگ،

میوه‌های سرخ و زرد و سبز،

😋😋
😋😋

هر قطره‌ی آبدارشان مثل خنده‌ی خورشید است.

باغ‌ها آواز زندگی می‌خوانند،

و هر رنگ، هر طعم، نوای شادی را در دل می‌کارد.

تابستان، فصل قلب‌های روشن و دست‌های پر از میوه‌های رنگارنگ.

تابستان؛ فصلِ رهایی و جشنی که برای منِ متولدِ خورشید برپا می‌شود!

می گویند متولدین تابستان روحیه‌ای گرم و پرانرژی دارند. شاید برای همین است که من همیشه در روابطم سعی می‌کنم مثل خورشیدِ تابستان، گرمابخش باشم.😊

خیلی‌ها می‌گویند زمستان یعنی آرامش، پاییز یعنی دلتنگی و بهار یعنی شکوفایی. اما اگر از من بپرسید، «تابستان» یعنی خودِ حقیقتِ زندگی. تابستان برای من یک فصلِ تقویمی نیست که با گذشت سه ماه تمام شود؛ تابستان یک حالتِ روحی است که انگار در ژن‌های من حک شده. شاید چون دقیقاً در همان روزهایی که خورشید در بالاترین نقطه‌ی آسمان ایستاده و زمین با تمام وجودش نور می‌بلعد، من هم به این دنیا پرتاب شدم.👶🏼

🌞
🌞

به نظر من، متولد شدن در تابستان یک ویژگیِ عجیب دارد؛ انگار تو را با آتشِ اشتیاق سرشته‌اند. ما متولدین تابستان، حاملانِ نوریم. ما همان آدم‌هایی هستیم که حتی در سردترین روزهای زندگی هم، تهِ دلمان یک خورشیدِ کوچکِ روشن داریم که نمی‌گذارد از پا بیفتیم.☺️🌬️

یادتان هست روزهای کودکی را؟ همان تابستان‌هایی که انگار ساعت‌هایش کش می‌آمد؟ آن روزها که از مدرسه تعطیل می‌شدیم و انگار دنیا متعلق به ما بود. بویِ خاکِ داغِ حیاط، طعمِ میوه‌های آبدار که شیره‌شان روی دستمان می‌چکید، صدایِ جیرجیرک‌ها در عصر‌های طولانی که تا غروبِ سرخ ادامه داشت... این‌ها فقط خاطره نیستند؛ این‌ها بخش‌هایی از هویتِ من هستند. من با این گرما بزرگ شدم و با این نور شکل گرفتم.

تابستان برای من فصلِ جسارت است. وقتی تابستان می‌شود، آدم دلش می‌خواهد رها باشد. نه نگرانِ سرمای هوا باشد، نه نگرانِ کوتاهیِ روز. در این فصل، همه چیز بیشتر است؛ رنگ‌ها زنده‌ترند، خنده‌ها بلندترند و حتی رویاها جسورانه‌تر. من فکر می‌کنم ما متولدینِ این فصل، در طولِ سال هم این انرژیِ تابستانی را با خودمان حمل می‌کنیم. ما بلدیم چطور در اوجِ رخوت و خستگی، دوباره بلند شویم و مثل خورشیدِ تابستان، پرقدرت بتابیم.

بعضی‌ها از گرمای تابستان فراری‌اند؛ از شلوغیِ خیابان‌ها، از شدتِ آفتاب. اما من؟ من عاشقِ این شدت هستم. من عاشقِ این هستم که دنیا مجبور است به بهترین و پرنورترین حالتش باشد. تولدِ من در دلِ این فصل، برایم یک یادآوریِ همیشگی است: «که تو برایِ درخشیدن به دنیا آمدی، نه برایِ پنهان شدن در سایه‌ها.»

هر سال که شمع‌های کیکِ تولدم را فوت می‌کنم، انگار دارم با خورشید عهد می‌بندم که تا تابستانِ بعدی، گرم‌تر و روشن‌تر از قبل باشم.

حالا نوبتِ شماست که چشم‌هایتان را ببندید و بگویید... وقتی اسمِ فصلِ تولدتان می‌آید، اولین چیزی که در ذهن‌تان جرقه می‌زند چیست؟ آیا شما هم حس می‌کنید که ویژگی‌های رفتاری‌تان به فصلی که در آن متولد شدید گره خورده؟ یا شاید هم یک فصلِ دیگر هست که قلباً حس می‌کنید متعلق به آن‌جا هستید؟

من عاشقِ شنیدنِ قصه‌ی آدم‌هایی هستم که هر کدام‌شان، بخشی از فصل‌های این سالِ بزرگ هستند.

تابستانمیوهرنگانرژی مثبت
۱
۰
ayda kazemi
ayda kazemi
دریای آروم هیچوقت ناخدای قهرمان نمیسازه🥰
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید