
میخوام دست بکشم از اون دختر رویایی که توی ذهنم ساختم چون خواسته من نیست .
این هدف اصلی صنعت سرگرمیه که بخوام خودمو شبیه ستاره های پرزرق و برقش ببینم و تصور کنم
قبلا تصوراتم راجع به آینده خودم بود و خیلی موتور خوبی بود برای ادامه زندگی
اما الان تبدیل شده به MD یا خیالپردازی ناسازگار اینکه به محض شنیدن موسیقی از دنیای واقعی پرت میشی توی دنیایی که خودت ساختی
من در واقعیت اصلا علاقه ای به حرف زدن با آدمای غریبه و کسایی که حس ناامنی بهم میدن ندارم اصلا علاقه ای به گسترش دایره ارتباطاتم ندارم
اصلا علاقه ای به اضافه کردن آدمایی که نمیدونم با چه هدفی بهت نزدیک میشنو ندارم
همیشه هم مورد حمله ام از طرف دوست و خانواده که چرا انقدر منزوی و اجتماع گریزی و سرد و بی احساسی (ماست)
آره اجتماع گریزم اصلا هم ازش ناراحت نیستم چون اینجوری راحت ترم
هرگز آرامش تماشای غروب و یا عکس گرفتن یهویی از نقاشی های خدا تو آسمونو و درست کردن ی نوشیدنی جدید یا خریدن کتاب جدید و غرق شدن توش یا اینکه ی دستور غذای جدید اختراع کنمو با غیبت کردن با بقیه درباره دیگران و فلانی و بهمانی عوض نمیکنم.
من حتی تست های سخت و غول پیکر زیست و شیمی و فرمول های فیزیک و تست های غیرقابل انجام ریاضی رو ترجیح میدم به آدمای سمی و سطحی و اسکرولینگ(اصطلاحی که در رابطه با آدمای اینستاگراموفیل به کار میبرم یا تیتکتاکوفیل یا هر مجازیوفیلی)
اما این تنهایی ی اختلال رو در من ایجاد کرده اما قابل درمانه و میتونم خودوو کنترل کنم
خیلی سخته ها وقتی یهو بدنت گر میگیره تمرکزت از بین میره و از پشت میز بلند میشی و دنبال هدفون و گوشیتی تا آهنگو پلی کنی و سریع از این دنیا خارج بشی و بری روی استیجی که تو رو به عنوان ی رپر میشناسن
جالبه که توی اون دنیا هم من باز ی ستاره ی گوشه گیرم که در هیچ مراسمی دوست نداره حاضر بشه و فقط دوست داره اعتراضش رو در موسیقی کوبنده اش رها کنه و به بقیه برسونه
اما در دنیای واقعی میخواد که توی رشته ای که از اسم کتابا و رفرنساش ذوق خرکی میکنه تحصیل کنه و آدمای خفن توی رشته اش رو ملاقات کنه حتی براش اهمیت نداره که قراره کلی سختی بکشه و ممکنه خواب راحت آرزوش بشه.
پس باید دنیای غیرحقیقی زندگیم رو نابود کنم و اینکاررو یا مرگ شخصیت توی ذهنم انجام میدم و هرگز اجازه تولد شخصی دیگر رو به ذهنم نمیدم.
پس بریم برای ی چالش ۲۱ روزه از همین دقیقه هم شروع میشه و با تمدید نوشتن عدد 21 روی مچ دست راستم به خودم یادآوریش میکنم .