"عاشقانه ای در خاک و خون"

همه ی سال هایی که با زندگی نامه شهدای دفاع مقدس گذشت.
فکر می کردم کمترین وظیفه من است اگر در هر شهر و دیاری میهمان می شوم و سفر می کنم سری به گلزار شهدا بزنم.
حتی اگر دور باشد و فقط عرض ادب چند دقیقه ای داشته باشم.
سال هایی که شهدای جدیدی تفحص می شدند خودم را به تشییع پیکرهایشان برسانم.
و هر کجای شهر که شهیدی در خاک آرمیده، ازش عاقبت به خیری طلب کنم.
و افتخار کنم که هم چنان در عصر معاصر نجات بخش ما شده اند.
هر کدام تلنگری هستند تا ببینم چقدر مردانه پای کشور بوده اند.
شهدایی که خیلی جوان هستند!
روزهایی آمد که کمتر حدس می زدم جوانان اگر کارزار شود پای میدان نبرد هستند تا برای کشورشان سینه چاک دهند .
و چقدر در این مدت بینش پیدا کردم نسبت به تک تک جوانان و خانواده هایشان .
چه دلاوری هایی را جوانان دهه هشتادی به عرصه ظهور رساندند.
به راستی که آن ها درّ شهادت را یافتند و چه عاقبت نیکویی دارند.
و ما در قبال زحمات آن ها چه کنیم؟
رنج خانواده هایشان را چگونه مرهم شویم.
دختری که در روز تولدش پدر عزیزش شهید وطن می شود را با چه کلامی آرام کنیم.
دلتنگی فرزندان شهدا را چگونه التیام دهیم.
غم چهره ای که چشمانش پر آب شده و صبوری می کند را با کدام آغوش تسکین دهیم.
در این روزهای کشورم که ما مردم به زندگی برگشته ایم ، چه زیادند آن هایی که با غم عزیز می گذرانند.
آن دوست و آشنایی که هنوز مجروحی بر تخت بستر دارند را چه کاری آرام می کند.
در دل با خودم مرور می کنم و پی پاسخ می گردم .
مصاحبه با خانواده شهید ابوالفضل ابدام را می بینم و در دل به این اعتقاد و نگرش مباهات می کنم.
به حال پسربچه ای به هوشیاری محمدجواد که در این سن نوجوانی چنین باورهایی دارد غبطه می خورم.
شهدا و نحوه زندگی کردن آن ها محل درس است.
محل تفکر است.
ایستگاهی که باید در آن توقف کنم و بیاموزم پای همین صحبت ها و آموزه ها است.
آموختن از همراهی همسری که هر چند سخت و دلگیر ، پای سختی های کار می ایستد.
نه که فقط همراهی کند.
عشق می ورزد تا از دامن او عاشقانه ای عروج پیدا کند و به آسمان هفتم رهسپار شود.
و عشق ابدی ، همان نگاه ما به دیدار مولایی است که لحظات آخر به بالین دوستدارانش سر می زند .
و شهید لبخند عاشقانه ای می زند و احترامی به امام شهیدش می کند.
باید پای درس ایمان و شهادت ممتاز شده باشی تا زخم های پیکر همسرت را زیبایی تفسیر کنی.
تا از غم نبودن و دلتنگی برای خودت مامن امن بسازی تا بچه هایت در سایهی امنیت و شهادت قد بکشند.
و این تفکر علوی و حسینی یک رسم زندگی برای آزادگان است.
و وظیفه ما در این روزهای پسا جنگ حفظ و تکریم اندیشه شهدایی است که هر کدام برای خود بزرگ مرد و شیر زنانی بودند.
همان ها که دانسته به دفاع از وطن شتافتند.
همان جگرگوشه های ایران که مظلومانه روانه بهشت شدند و محترمانه تشییع شدند.
همان ها که از دفاع مقدس شهید دادند و اینک شهیدی در جنگ تحمیلی رژیم غاصب تقدیم کردند تا اعلام وفاداری کنند برای ایران زمین.
تا خاک وطن از گزندها محفوظ بماند.
تا ایران برای فرداها در آرامش باشد.
لیلا حاجی
لیلا حاجی