
ببین رفیق، داداش گل، خواهرم،دوست عزیز راستش رو بخواین، من هم مثل خودتون گاهی توی این بازیِ تکراری گیر میکنم. صبح که بیدار میشیم، همون مسیر همیشگی، همون کار همیشگی، همون اسکرول کردنهای بیهدف توی گوشی، و شب که میخوابیم، یه حسِ عجیبِ خالی بودن،مطمئنم هممون تجربه کردیم.
میدونی چی میگم؟ انگار داریم یه فیلم رو تماشا میکنیم که تهش میدونیم چیه، اما هی صبر میکنیم تا اون سکانسِ هیجانانگیز برسه. اما یه حقیقتِ کوچیک و البته کمی ترسناک وجود داره: اون سکانسِ هیجانانگیز قرار نیست اتفاق بیفته، مگر اینکه خودمون صحنه رو عوض کنیم.
بیا با هم صادق باشیم ، خیلی وقتها ما منتظریم یه «اتفاق بزرگ» بیفته تا زندگیمون به اون صورتیکه دوست داریم شروع بشه. منتظریم پولدار بشیم درسته.. ، منتظریم فلان آدم بیاد و ما رو بفهمه.. ، منتظریم تا به اون جایگاه اصلی تو شغلمون برسیم ،اما یه روزی میرسه که نگاه میکنی و میبینی اون «اتفاق بزرگ» شاید هیچوقت نیومد، و تو هم اونقدر از این روزهای معمولی گذشتی که دیگه انرژیِ اون اتفاق رو نداری.
یه چند تا مثال که شاید فکرت رو تکون بده:
۱. تلهی «همین روزا»
یادته اون دوستت رو میگفتی که همیشه میگفت «باید یه سفر برم»، «باید یه کار جدید یاد بگیرم»، «باید با فلانی حرف بزنم»؟ حالا نگاهش کن. اون هم همیشه میگفت «همین روزا». اما اون «همین روزا» هیچوقت نرسید. الان اون آدم دیگه اون شور و حالِ قدیم رو نداره. اگه تو هم مدام بگی «همین روزا یه حرکتی میزنم»، یه روز بیدار میشی و میبینی تمامِ اون ایدههای قشنگت، فقط شده یه سری حسرتِ خاکخورده توی ذهنت. بخوام خودمونی تر از خودم دقیق مثال بزنم یه زمانی حسرت داشتن یه ماشین خیلی معمولی رو داشتم و اون زمان اگر کمی تلاش میکردم بهش میرسیدم ،ولی بیشتر توقع داشتم به من کمکی بشه از طرف خانوادم تا اون ماشین معمولی مدل پایین در سال ۱۳۹۰ که فقط ۶ میلیون بود رو بتونم داشته باشم،چندسال بعدبالاخره تونستم بخرمش،البته نه اون ماشین رو بلکه خیلی بهتر از اون ماشین مد نظرم. میخام بگم توقعم از اطرافینم رو سعی کردم کمتر کنم و تلاش کردم تا به اون هدفی که میخاستم با دست رنج خودم بهش برسم.
۲. اسیرِ دنیایِ شیشهای
ببین، ما داریم زندگیمون رو توی یه صفحه ۵ اینچی (گوشی) خلاصه میکنیم. ساعتها وقت میذاریم تا زندگیِ بقیه رو ببینیم، اما یادمون میره که زندگیِ خودمون داره از جلو چشممون رد میشه. یه روزی میشینی و به عقب نگاه میکنی، میبینی هزارتا عکس و فیلم از سفرِ بقیه دیدی، اما حتی یه خاطرهی واقعی از اینکه چقدر بوی بارون رو حس کردی یا چقدر از یه مکالمهی عمیق لذت بردی، نداری. اون موقع دیگه هیچ «لایک»ی نمیتونه اون حسِ خالی بودن رو پر کنه.
۳. انتظار برای «زمانِ مناسب»:
بزرگترین دروغی که به خودمون میگیم اینه که «الان وقتش نیست». میگیم فعلاً کار داریم، فعلاً خستهایم، فعلاً شرایط مهیا نیست. اما حقیقت اینه که «زمانِ ایدهآل» وجود نداره. زندگی، همون موقعیه که تو الان داری توش نفس میکشی. اگه منتظری همه چیز مرتب بشه تا شروع کنی، داری روی یه ابرِ متحرک قدم میذاری؛ هیچوقت به زمین نمیرسی!
لطفا، لطفا، لطفا ، کمال گرا نباش فقط شروع کن..
حالا چطوری از این وضعیت فرار کنیم؟ (بدون اینکه سخت بگیریم):
لازم نیست فردا صبح یه تغییرِ انقلابی بدی، فقط کافیه یه ذره «آگاهانه» زندگی کنی:
از دنیای مجازی یه قدم بیا بیرون: روزی یه ساعت، گوشی رو بذار کنار، کم کم چند ساعت بذار کنار ولی واقعاً بذار کنار. برو توی دلِ واقعیت زندگی، با گیاه گلدونت حرف بزن، با کوچیکترین چیزهای اطرافت ارتباط بگیر.با دوستات برنامه بچین.
- یه چیزی بساز، نه فقط مصرف کن،به جای اینکه فقط فیلم ببینی یا پست بخونی، یه چیزی تولید کن، یه نوشته، یه نقاشی،یادمه ترم قبل سر کلاس با دوستانمون طراحی انجام میدادیم اونم بعداز گذشت حداقل بیست سال، مجدد نقاشی با مداد رنگی یه حس و حال خوبی داشت و منو پرت کرد به خاطرات دوران دبستانم ،حتی شده برای یک ساعت نترسین فقط انجامش بدین، حتی یه غذای متفاوت بپزین حسِ اینکه «من چیزی رو خلق کردم» معجزه میکنه آقایونم عاشق غذاهای جدید و خوشمزه هستن البته دیزاینش فراموش نشه.
-ارتباطت رو عمیق کن به جای اینکه برای صد نفر پیام بدی،یا بخوای پستی تو مجازی بذاری برای اون یکی دو نفری که برات مهمه، یه پیامِ واقعی و پست از تهِ دل بفرست. کیفیت، خیلی بیشتر از کمیت ارزش داره.
حرف آخرم..
رفیق، من نمیخوام بترسونمت، اما خیلی زود دیر میشه از تک تک لحظاتت استفاده کن میخوام یادت باشه که زمان، تنها چیزی نیست که از دست میره؛«فرصتِ حس کردن» هم داره از دست میره، اون چیزیکه الان میخای اما سخته رسیدن بهش رو سطحش رو بیار پایینتر توقعت رو کمتر کن تا بتونی بهش برسی و تجربش کنی، پشیمونیِ بزرگ این نیست که کاری رو انجام دادی و شکست خوردی؛ پشیمونیِ بزرگ اینه که هیچوقت حتی جرئت نکردی امتحانش کنی چون منتظرِ یه زمانِ مناسبِ خیالی بودی.
موفقیت حاصل تکرار عادت های کوچک روزانه است، نه یک اتفاق بزرگ.
از همین الان، حتی با یه قدمِ خیلی کوچیک، شروع کن. چون فردا، فقط یه نسخهی دیگه از «همین روزاست».