
خاطرهای در دل «بوچیر»
سلام رفقا..
امروز میخوام از جایی براتون بگم که وقتی ازش حرف میزنم، هنوز هم حس میکنم گرمای خورشید جنوب و خنکیِ آبِ همزمان داره توی تنم میلرزه. بله، صحبت از «تنگه بوچیر» در هرمزگان است؛ جایی که انگار زمین، یکی از زیباترین تنگه ها رو توی دلِ خودش پنهان کرده.
من عاشق «درهنوردی» هستم؛ اون حسِ راه رفتن توی مسیرهایی که از هر طرفشون یه زیبایی جدید نشونت میده، آدم رو از تمام دغدغههای دنیا خالی میکنه. اما بوچیر... بوچیر یه چیز دیگه بودچون جزو اولین تنگه هایی بود که پیمایش میکردم، پرش های متعدد، فرودهای زیادی که نیاز به تخصص و آشنایی به ابزارهای فرود داشت . اینجا درهنوردی فقط پیمایش و شنا کردن از لا به لای صخرها نیست، یه جور کشف کردنِ تدریجیه.
وقتی وارد مسیر اصلی میشید، اولین چیزی که شما رو میخکوب میکنه، عظمتِ اون صخرههای عظیم و شکوهِ دیوارههای سنگی هست. سنگها اونقدر سالها زیر آب باران و باد بودهاند که انگار با دستِ یک هنرمندِ ماهر، با ظرافت تراشیده شدهاند، این دیوارههای بلند و با ابهت، انگار آسمون رو باریک کردهاند تا یه استخرِ طبیعی و بینظیر رو توی خودش جا بده .
اما اوجِ ماجرا، جایی شروع شد که بعد از چندین فرود با ابزار و دره نوردی به اون حوضچهی معروف رسیدیم؛ همون «قلبِ سنگیِ بوچیر». دیدنِ اون گودالِ طبیعی که آبِ فیروزهایرنگ، درست وسطش مثل یک نگینِ قیمتی میدرخشه، واقعاً نفس رو توی سینه حبس میکنه.
بالاخره رسیدم به اون لحظهای که تصمیم گرفته بودم شیرجه بزنم درون اون حوضچه قلبی شکل ارتفاعش تقریبا نزدیک ۱۵ متر میشد اولین بار که شیرجه زدم واقعا انگار زمان برای چند ثانیه متوقف شد کمی ترسناک ولی جذاب ، اون خنکیِ ناگهانیِ آب که تمامِ گرمایِ پیادهرویِ زیر آفتاب رو از تنم شست، بهترین حسِ دنیا بود اون لحظه به تمام سختی و خستگی مسیرش میارزید وقتی از زیر آب چشمهات رو باز میکنی و اون شکافهای سنگیِ بلند رو که دور تا دورت رو گرفتن میبینی، واقعاً حس میکنی تو بهشت هستی فقط تو و اون آبِ زلال، از دنیا جدا شدید.
شنا کردن توی بوچیر، به نوعی تضاد؛ تضادِ صخره های خشک و بلند با لطافتِ بیپایانِ آب خنک، گاهی لابلای حفرههای سنگی دست به صخره میخزی و گاهی خودت رو به جریانِ آرامِ حوضچهها میسپاری و رها میکنی.
راستش، وقتی از آب میای بیرون و روی اون سنگهای گرم و صاف دراز میکشی تا آفتاب رو صورتت بتابه و نسیم ملایم جنوب لباسهای تَنت رو خشک کنه، یا اون لحظه ناب چای خوردن بعد از اون همه غوطه خوردن ،حسِ عجیبِ و لذت بخشی داره . انگار تونستی برای چند لحظه، بخشی از اون طبیعتِ بکر باشی.
اگر دنبال جایی هستید که هم هیجان درهنوردی رو داشته باشید و هم با زیباییهای دستنخورده روبرو بشید، حتماً یه برنامهای برای آشنایی با دره نوردی یا تنگه نوردی داشته باشین چون واقعا هرچی از زیبایی و آدرنالین این رشته براتون بگم کم گفتم،البته که نوشته هام به نوعی نمیتونه ادای مطلب باشه تا وقتی که زیبایی های تنگه بوچیر رو با چشم خودتون نبینید و اون لحظات رو با تمام وجودتون حس و لمس نکنید؛ به همین دلیل چند عکس از لحظات سفرم به تنگه بوچیر رو میذارم تا متن ملموس تر بشه، البته اگر قلم قویتری داشتم باید بدون عکس فضای بوچیر رو تو ذهنتون میساختم، بهرحال امیدوارم اگر خوشتون اومده باشه در وبلاگ بعدیم راجع به تنگه ای زیباتر در شهر داراب شیراز براتون بنویسم.







