
مقدمه
سرمایه، خون جامعه است و آزادی هوای آن. این دو از هم جداییناپذیرند و نبود هرکدام میتواند سیستم اجتماعی و اقتصادی را از درون فرو بپاشد. در جهانی که سرمایهداری افسارگسیخته ثروت را در دستان اقلیتی متمرکز کرده و کمونیسمهای بسته آزادی فردی را سرکوب میکنند، نئوکمونیسم تلاشی است برای بازتعریف توازن بین سرمایه و آزادی.
سرمایه و اهمیت آن
سرمایه فقط پول نیست. سرمایه شامل سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نهادی نیز میشود. این سرمایهها زیربنای رشد و توسعه اقتصادی هستند. خروج سرمایه، بهویژه در قالب فرار سرمایه (capital flight)، باعث تضعیف زیرساختها و تشدید نابرابری میشود. دادههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول (IMF) نشان میدهند که کنترل بیبرنامه سرمایه میتواند بهرهوری را کاهش داده و فساد را افزایش دهد. بنابراین مدیریت خردمندانه سرمایه و حفظ گردش آن در جامعه ضروری است.
آزادی و حق خروج
آزادی فقط نبود اجبار (آزادی منفی) نیست، بلکه توان تحقق انتخاب (آزادی مثبت) هم هست. آزادی خروج یکی از ارکان اصلی هر جامعه سالم است. جامعهای که اجازه خروج آزادانه نمیدهد، حتی اگر ظاهراً آزادیهای محدودی داشته باشد، در حقیقت یک نظام بسته و استبدادی است. تجربه کمونیسمهای کلاسیک این واقعیت را بهخوبی نشان داده است.
نئوکمونیسم: پیوند عدالت و آزادی
نئوکمونیسم مدلی است که تلاش میکند عدالت اقتصادی را با آزادی فردی پیوند بزند. سرمایه باید همچون خون در کالبد جامعه جریان داشته باشد، نه اینکه صرفاً در اختیار گروههای محدود و غیرمسئولانه انباشته شود. در عین حال، آزادی ورود و خروج باید تضمین گردد تا خلاقیت و نوآوری در قفس گرفتار نشوند.
جمعبندی و افق پیشرو
تجربههای تاریخی ثابت کردهاند که چه نظامهای بسته و چه سرمایهداریهای بیقاعده، هر دو ناکارآمد و مخرب هستند. نئوکمونیسم خردیستی میخواهد تعادل پویایی میان عدالت و آزادی برقرار کند تا پاسخگوی نیازهای اقتصادی و انسانی جوامع امروزی باشد.