ویرگول
ورودثبت نام
نعنا فلفلی
نعنا فلفلی
خواندن ۳ دقیقه·۱۷ روز پیش

باز هم من شیفت شبم


ساعت 1:23 ست و من تک و نتها توی بخشمون نشستم و از صدای هواکش های بخش که با هیچ صدای دیگه ای (من جمله ناله های مریضا وسر و صدای همراهی هاشون) آمیخته نشده لذت میبرم و همزمان که این کلمات رو تایپ میکنم دارم شام میخورم

_____الان مجبور شدم تایپ رو رها کنم و عکس CXR یعنی قفسه سینه بگیرم.

تایمی که شیفتم رو شروع کردم(ساعت 19:30) دستگاه گرافی مون به مشکل خورد و ما به همکارای تجهیزات پزشکی و تاسیسات اطلاع دادیم که بیان و بررسی کنند مشکل رو

دستگاه رو فعلا درست کردن و ما هم به تریاژ و پزشک شیفت این موضوع رو گفتیم و خواستیم با ملاحظه بیشتری بیمار بفرستن برای گرافی ؛ علتش هم اینه که اگه نیمه شب دستگاه دوباره خراب بشه من به کسی دسترسی ندارم و همینطور خودم تنها هستم و عملا کاری از دستم بر نمیاد.

و حدس بزنید چی شد؟

از بخش ها مریض فرستادن، بیمارای سرپایی مون هم واقعا آسیب دیده بودن و نمیشد اونا رو به فردا موکول کنم و مهمتر از همه چند تا تصادفی اومد :)

غیر از شلوغی گرافی ، 3 تا CT هم داشتم.

امیدوارم دستگاه همینطوری پر قدرت ادامه بده تا فردا

و اینکه دیگه تا شیفت صبح بیمار نیاد (ساعت 1:50)


هنوز هم اولین شیفت شب های بیمارستان رو به خاطر دارم؛ خیلی بهم سخت میگذشت. ولی با گذر زمان تقریبا بهش عادت کردم و راسته که میگن زمان مسائل رو حل میکنه.

شب هایی که اینجام آخر شبا که معمولا خلوت تره معمولا سامانه حضور و غیابم رو چک میکنم، میام ویرگول و پست ها رو مطالعه میکنم (مثل پست های خانم بابائی که درباره چالش هاشون مینوسین و بقیه دوستان)، کتاب میخونم و یجورایی خودم رو سرگرم میکنم.



-----------------

برای تخت اتاق رست که شب ها بیمارستان میخوابم یه ملافه یونیکورنی خریدم و خودم دو سرشو با چرخ خیاطیم دوختم؛ البته من خیاطی یاد ندارم و مامانم دو سر ملافه رو به داخل کوک زد و من خط صافش رو چرخ کردم :) مامانم گفتن بزار من برات بدوزم ولی من گفتم که خیلی دوست دارم که خودم انجامش بدم

هر وقت به این ملافه ها نگاه میکنم یه خوشحالی و رضایت عمیقی تو دلم احساس میکنم

___

وقتایی که شیفت شب هستین باید آمادگی هر چیزی رو داشته باشین بیمارای تصادفی و سرپایی تو نیمه های شب و دمدمای صبح وقتی که خیلی خوابالویین بیدارتون کنن و شاید نتونین خواب درستو حسابی داشته باشین.

همین چند لحظه پیش هم دوباره اومدن زنگ بخشمون رو زدن تا بیان دستگاه سونو رو برای زایشگاه ببرن

خب خدایی نباید یه دستگاه پرتابل تو بخش اونا باشه؟! معمولا نصف شبا یا سر صبح که اوج خوابه مثل ساعت 2 صبح میان دستگاه سونو ببرن، دستگاه اکو ببرن .... حداقل نباید بخششون یک کلیدی چیزی به این خدمات محترم بده؟ خب بچه های ما هم گناه دارن هنوز یه ذره چشماشون گرم میشه بیدارشون میکنن.


یه باز به من ساعتای 3 صبح زنگ زدن که سونوی فلان مریض رو تایید کن ، خیلی نامردی بود درحالیکه اون بچه سونوش سر شب انجام شده بود و دکتر ما هم رفته بود و تاییدش نکرده بود

---------

دیدم یه چند وقتی هست که پست منتشر نکردم، گفتم که از حال و هوای امشب بخشمون کمی بنویسم

با عرض پوزش اگه نوشته ها خیلی منسجم نسیتن، اخه وسطش بیمار میومد یا برای کاری از پای سیستم بلند میشدم.

الانم که نوشتن پست تموم شد ساعت2:18 ست شب بخیر من برم که بخوابم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ویرایش: همین که وسایلم و گذاشتم تو اتاق رست، برای CT گرفتن به من زنگ زدن و نتونستم بخوابم :)

ایشالا ببینیم کی قسمت میشه :)

------------------------------------

وقتی دانش آموز بودم فکر میکردم که اگه ادم شیفت شب بیمارستان باشه خیلی خوب و باکلاسه ...

الان طور دیگه ای فکر میکنم که توصیفش در قالب کلمات نمی گنجه :)

شیفت شبرادیولوژیتجهیزات پزشکیدانش آموز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید