سلام خوبید ، من حدود یک ماه پیش تصمیم گرفتم چرخه معیوبی که در حال ظاهر درگیرشم رو بشکنم و یک اصلاح اساسی در نظر بگیرم.
ولی به هر حال اون زمان ، زمان درستی برای ارزیابی نبود ، چرا ؟ چون علت این تصمیم هیجانی استرس ناشی از حجم پروژه ها و گزارشکار ها و ددلاین امتحاناتی بود که هنوز خونده نشده بودن و استرس اخباری که مبتنی بر این بود که قراره امتحانات بصورت حضوری باشه ! ولی به هر حال دوره های مفیدتری برای زندگیم گذشت ولی مشکل اینجاست خود این دوره ها بیشتر آسیب زا بودند تا کمک کننده !
مشکل تفکر صفر و صدی و شدت کار بالاست ! من برای اینکه ذهنم رو از حالت ناپایداری در بیارم نمیتونم با یک برنامه ریزی انفجاری که فقط تا اونجایی که میتونی انجام بده اصلاحش کنم ! یعنی چی؟ من داخل طول زندگیم از زمان کرونا به بعد بینهایت تجربه دارم از زمان ددلاین ها که به طور عجیبی راندمان کارم بالاست ، من کلی تکلیف و پروژه و امتحان نخونده و کار انجام نشده داشتم بخاطر سبک زندگی معیوبم ولی طی یک دوره ددلاین همه رو تقریبا رسوندم ! این رسوندنه تفکر صفر و صدی رو تقویت میکنه و به دیسیپلین و نظم اتفاقا ضربه بیشتری میزنه ! چون معمولا بعد این دوره من احساس آرامش کنترل میکردم و دیگه کلا هیچ کاری انجام نمیدادم ! در صورتی که چیزی که من بهش نیاز دارم تداومه ! حالا هرچقدر هم من موفق شدم از پس کار های عقب افتاده بر بیام بار ها در طول زندگیم ثابت شده هیچ کمکی نمیکنه ! صرفا از یک فاجعه نجات پیدا کردم ، اینجوری هیچ وقت نظم ذهنی به وجود نمیاد ، مشکل تمرکز حل نمیشه و......
انواع و اقسام اعتیاد ها تو دنیا هست ، هیچ کس به فلان سبک اعتیاد علاقه ذاتی نداشته ! فقط یه راه فرار خوبی در نظرش گرفته ، دقیقا فضای مجازی الان در دنیای امروزی داره همین نقش رو ایفا میکنه...
ما انسان های امروزی ناخواسته آسیبی به ذهنمون میزنیم که هیچ دشمنی نمیتونه انجام بده ! این آسیب برای این خیلی برای من ملموسه که من چرخه طبیعی و معیوب رو با تجربه کردم ، متاسفانه وقتی داخل چرخه معیوب باشی روز به روز خصوصیات مثبتت کمتر میشه و بیشتر داخل باتلاق میری ، نقطه امنی که به انسان آسیب بزنه امنیت تخیلی و غیر واقعیه !
تا حالا فکر کردید حوصله سر رفتن چقدر پدیده شگفت انگیزیه!؟ چیزی که داخل دنیای امروز ما از خودمون محرومش میکنیم ! اکثر مخترع ها ، دانشمندا ، فیلسوفا وقتی حوصلشون سر رفته رفتن داخل فکر و فکر کردن و فکر کردن و یه شاهکار خلق کردن ، حتی هنرمند ها و تمام شگفتی های بشری همه با حوصله سر رفتن شروع شدن ! خصوصیت ذاتی بشر همینه ، ذهن تا وقتی مشغول باشه فکر نمیکنه ... اگه از زندگی ساعت های طولانی داخل فضای مجازی خسته بشید و تصمیم بگیرید عوض بشید ، دقت کنید به این حالت هیچ وقت شما در حالتی که تلویزیون میبینید ، بازی میکنید و داخل اکسپلورید این حس رو ندارید زمانی این حس بهتون دست میده که میبینید چقدر از روزتون رفته یا چقدر وقت هدر دادید و نگاه میکینید و در سکوت میرید تو فکر ! دقیقا نکته همینجاست ! ذهن تا بهش فرصت داده نشه هیچ حرکت مثبتی انجام نمیده
این فقط بحث این نیست که آدم مفیدی باشیم بحث اینه زندگیمون به تباهی کشیده میشه ، زندگی فقط کار و تلاش نیست ولی لحظات زیادی وجود داره که حتی نمیشه اسمش رو تفریح گذاشت ، تفریح یعنی آزادی ذهن و لحظاتی دور شدن از مشغله ها نه بی هدف تلف کردن وقت ! نه گذروندن وقت ! نه تموم کردن روز ها ! تفریح بخش جدا نشدنی و واجب زندگیه که اصول خودش رو داره !
تجربه خودم و سوال پرسیدن از کسایی که خوره فضای مجازین به من یک نتیجه رسونده ، تمرکزی که در این چرخه ها نابود میشه دیگه تمرکز رو برای هیچ کار مفید و سختی نمیذاره ! بعضی ها هستن میان زبان های مختلف برنامه نویسی رو یاد میگیرن فتوشاپ حرفه ای کار میکنن ، ادیت های مختلف رو یاد میگیرن و... ، خب اینها هم از تکنولوژی استفاده میکنن ولی بررسی کنیم میبینی اینا درسته از تکنولوژی استفاده میکنن ولی داخل چرخه معیوب نیستن ! کسی که داخل چرخه باشه اگه قرار باشه ذهن آموزش های مختلف رو حوصله کنه و با تمرکز یاد بگیره که اصلا نیاز نداشت بی هدف داخل فضای مجازی بچرخه !
ولی من یک موضوع رو هیچ وقت مطمئن نشدم و رازش رو نمیدونم ، بعضی آدمها علاوه بر اینکه بی هدف داخل گوشی میچرخن به همه کار هاشون هم میرسن! شاید الویت بندی و نظم ذهنی خاصی دارن ، نمیدونم ، ولی برای کسی که فضای مجازی براش شده راه فرار و تلف کردن وقت اصلا تعادل و نظم معنی نداره...
برای کسی که داخل چرخه معیوب فضای مجازی گیر افتاده ، بیکاری ترسناک ترین حالت ممکنه! وقتی گوشی رو بذاری کنار و بگی نه دیگه وقتمو تلف نمیکنم کلی حس و فکر میاد سراغت که انگار کلی کار داری و بیشتر نگران میشی حتی ! خود این یک سیستم درمانی فوق العاده طبیعی درون انسانه...
برای نجات تمرکز و برای یک زندگی بهتر و طبق برنامه ، مغز باید تداوم رو بپذیره باید بپذیره اصلا اینجوری نیست یا وقت کامل تلف بشه یا کامل کار مفید انجام بدی ، باید بپذیره فقط 0 و 100 نیست ، کلی عدد بینشون هست میخواد 10 باشه 20 یا 50 یا حتی بالاتر و همشون از صفر بهترن ! حتی اگه 1 هم باشی باز خیلی خیلی بهتر از یکه!
الان من در یک شرایطی ام که این روش درمانی طبیعی ذهن بکارم نمیاد ! چرا؟ چون منو مستقیم به ایده ها و کار های مفید سوق نمیده هدایتم میکنه کار های عقب افتاده و امتحاناتمو بخونم
چالش اصلی دقیقا از اولین دقیقه بعد از آخرین امتحان شروع میشه ! وقتی که کار و پروژه ای وجود نداره و باید به طور طبیعی پیشنهاد بده که از چرخه خارج بشه دقیقا کاری که اصلا تا حالا تجربه اش نکردم ولی خیلی بهش امیدوارم ! چون دقیقا همیشه تا اخرین ددلاین همه چی خوب پیش میره مثل همین دفعه ولی بعد از اتمام کار ها روز از نو و روزی از نو ! این روز تعیین کننده حدود نیم ماه دیگه تازه شروع میشه !
فقط دونستن و ناراحتی معنی نداره ، از دوران شیوع کرونا به بعد اراده و عمل گراییم خیلی ضعیف شد و الان باید برای تغییر دقیقا روی همین بعد عمل کار کنم....