ویرگول
ورودثبت نام
رحیم علیان
رحیم علیانخادم _دانشجوی روابط عمومی _ دارای 2فرزند
رحیم علیان
رحیم علیان
خواندن ۲ دقیقه·۶ ساعت پیش

روایت ناتمام

جاده‌ای که به هیچ‌کجا ختم نمی‌شود

کربلا، جغرافیای کوچکی است که در نقشه، تنها نقطه‌ای در عراق است؛ اما در قلبِ میلیون‌ها انسان، یک وسعتِ بی‌پایان. برای کسی که برای اولین بار قدم به این شهر می‌گذارد، کربلا فقط یک مقصد زیارتی نیست؛ گویی پا به «مرکزِ هستی» گذاشته است. اینجا جایی است که تاریخ نه در کتاب‌ها، که در صدای تپش قلب‌های زائران در کوچه‌های باریکِ بین‌الحرمین زنده است. در این پست، می‌خواهیم از حسی بگوییم که کلمات از توصیفش قاصرند.

بین‌الحرمین مرز میانِ عشق و اشک

شاید هیچ فاصله‌ای در جهان به اندازه این ۳۷۸ مترِ مشهور، حامل بار معنایی نباشد. ایستادن در بین‌الحرمین، تجربه‌یِ ایستادن بر لبه‌یِ یک حقیقت بزرگ است؛ در یک سو حرم حضرت عباس (ع) با صلابتِ بی‌مانندش و در سوی دیگر حرم امام حسین (ع) با شکوهِ غریبانه‌اش. اینجا زمان معنای همیشگی‌اش را از دست می‌دهد. صدایِ «یا حسین» که از گلدسته‌ها بلند می‌شود، انگار از قرن‌ها پیش می‌آید و در جانِ معاصرِ زائر می‌نشیند. این فضا، جایی است برای رها کردنِ تمام بارهایی که از زندگیِ روزمره با خود آورده‌ایم.

کربلا؛ زیارتِ تنهایی در ازدحام

شاید عجیب به نظر برسد، اما کربلا شهری است که در آن «تنهایی» معنای عجیبی پیدا می‌کند. حتی در میانِ ازدحامِ میلیونی زائران، وقتی در گوشه‌ای از صحن می‌نشینی و به گنبد خیره می‌شوی، گویی جهان برای چند لحظه متوقف می‌شود. این «خلوتِ جمعی»، تجربه‌ای است که کمتر جایی می‌توان سراغ گرفت. کربلا، محلِ مواجهه با «خودِ واقعی» است؛ جایی که ماسک‌های اجتماعی کنار می‌روند و انسان در برابرِ بزرگیِ یک فداکاری، به سادگیِ خودش اعتراف می‌کند.

حسِ غریبِ شب‌های کربلا

اگر تا به حال در نیمه‌شب به بین‌الحرمین نرفته‌اید، نیمی از تجربه کربلا را از دست داده‌اید. وقتی سکوتِ شب بر شهر حاکم می‌شود و صدایِ نجواهای زائران در میانِ خنکایِ بادِ شبانه می‌پیچد، کربلا چهره‌یِ دیگری از خود نشان می‌دهد. اینجا نه برای تماشا، که برای «گوش دادن» است؛ گوش دادن به صدایِ تاریخ که در دیوارها و سنگ‌فرش‌ها جاری است.

سفر به کربلا؛ بازگشت به فطرت

بسیاری می‌پرسند چرا کربلا این‌گونه آدم‌ها را تغییر می‌دهد؟ پاسخ شاید در مفهومِ «عشقِ بی‌آلایش» باشد. در کربلا، پذیرایی، مهربانی و خدمت، بدون هیچ چشم‌داشتی جاری است. اینجا «من» رنگ می‌بازد و «ما» معنا پیدا می‌کند. سفر به کربلا، سفر به اعماقِ فطرتِ انسانی است؛ بازگشت به آن نقطه‌ای از وجود که هنوز هم برای آزادگی، حقیقت و فداکاری، ارزش قائل است.

سخن پایانی

کربلا رفتن، آغازِ یک مسیر است، نه پایانِ آن. وقتی از این شهر بازمی‌گردید، چیزی در درونتان تغییر کرده است. شاید نگاهتان به رنج‌ها متفاوت شده باشد، یا درکِ عمیق‌تری از «پایداری» پیدا کرده باشید. کربلا به ما یاد می‌دهد که حتی در تاریک‌ترین لحظاتِ تاریخ، می‌شود شعله‌ای روشن کرد که تا ابد خاموش نشود.

شما بگویید:

اگر به کربلا سفر کرده‌اید، آن حسی که در اولین لحظه‌یِ دیدنِ گنبد در قلبتان نشست را با یک کلمه توصیف کنید. منتظر روایت‌های شما در بخش نظرات هستم

امام حسینکربلاسفرنامه
۰
۰
رحیم علیان
رحیم علیان
خادم _دانشجوی روابط عمومی _ دارای 2فرزند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید