تاریخ گاهی با یک تصمیم، مسیر جهان را برای همیشه تغییر میدهد. یکی از مهمترین این تصمیمها، آغاز عملیات بارباروسا در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ بود؛ بزرگترین تهاجم زمینی تاریخ که طی آن آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد. اما اگر آدولف هیتلر هرگز این عملیات را آغاز نمیکرد، آیا سرنوشت جنگ جهانی دوم متفاوت میشد؟ آیا آلمان میتوانست پیروز شود؟ یا تنها شکستش به تعویق میافتاد؟
در این مقاله، چند سناریوی محتمل را بررسی میکنیم.
تا پیش از تابستان ۱۹۴۱، آلمان تقریباً سراسر اروپای غربی را تحت سلطه خود درآورده بود. لهستان سقوط کرده بود، فرانسه تنها در چند هفته شکست خورده بود و کشورهای متعددی یا اشغال شده بودند یا تحت نفوذ برلین قرار داشتند. تنها رقیب جدی باقیمانده، بریتانیا بود که با وجود بمبارانهای سنگین، همچنان مقاومت میکرد.
در همین شرایط، هیتلر تصمیم گرفت به شرق حمله کند؛ تصمیمی که جنگ را به یک نبرد دو جبههای تبدیل کرد.
اگر عملیات بارباروسا آغاز نمیشد، آلمان میتوانست تمام توان نظامی، اقتصادی و صنعتی خود را علیه بریتانیا متمرکز کند.
نیروی هوایی آلمان فرصت بیشتری برای تضعیف نیروی هوایی سلطنتی پیدا میکرد و زیردریاییهای آلمان نیز میتوانستند با قدرت بیشتری خطوط تأمین بریتانیا در اقیانوس اطلس را هدف قرار دهند.
با این حال، حتی در این شرایط نیز تصرف مستقیم جزیره بریتانیا بسیار دشوار بود. نیروی دریایی بریتانیا همچنان یکی از قدرتمندترین نیروهای دریایی جهان بود و آلمان هرگز برتری دریایی لازم برای اجرای یک تهاجم موفق را به دست نیاورد.
بنابراین، محتملتر آن است که بریتانیا تحت فشار شدید اقتصادی و نظامی قرار میگرفت، نه اینکه الزاماً اشغال شود.
پیش از حمله ژاپن به پرل هاربر، افکار عمومی آمریکا تمایل چندانی به ورود مستقیم به جنگ نداشت.
اگر آلمان درگیر نبرد عظیم با شوروی نمیشد، شاید ایالات متحده نیز با سرعت کمتری وارد جنگ اروپا میشد یا تمرکز اصلی خود را بر جنگ اقیانوس آرام حفظ میکرد.
این موضوع میتوانست فرصت بیشتری در اختیار آلمان قرار دهد تا اقتصاد خود را تقویت کند و موقعیتش را در اروپا تثبیت کند.
البته پس از حمله ژاپن به پرل هاربر، ورود آمریکا به جنگ تقریباً اجتنابناپذیر بود و در نهایت توان صنعتی عظیم این کشور همچنان به ضرر آلمان عمل میکرد.
گاهی تصور میشود اگر آلمان حمله نمیکرد، شوروی نیز بیطرف باقی میماند. اما این فرض چندان قطعی نیست.
استالین به سرعت در حال گسترش ارتش سرخ و توسعه صنایع نظامی بود. برخی پژوهشگران معتقدند که اگر جنگ میان دو کشور به تعویق میافتاد، شوروی میتوانست با آمادگی بیشتری وارد درگیری شود.
در چنین حالتی، آلمان با دشمنی قدرتمندتر از سال ۱۹۴۱ روبهرو میشد.
جبهه شرق منابع عظیمی از آلمان گرفت.
میلیونها سرباز، هزاران تانک، میلیونها تن سوخت، مهمات و تجهیزات در جبههای به طول هزاران کیلومتر مصرف میشد.
اگر این جبهه هرگز شکل نمیگرفت، اقتصاد آلمان فشار بسیار کمتری را تحمل میکرد و صنایع نظامی میتوانستند تجهیزات بیشتری برای سایر جبههها تولید کنند.
این احتمال وجود داشت که عمر حکومت نازی چند سال بیشتر شود.
بسیاری از مورخان معتقدند پاسخ همچنان منفی است.
دلیل اصلی، برتری عظیم اقتصادی متفقین بود.
تولید صنعتی آمریکا، منابع گسترده امپراتوری بریتانیا و ظرفیت انسانی و اقتصادی شوروی، در مجموع بسیار فراتر از توان آلمان قرار داشت.
حتی بدون جنگ با شوروی، آلمان همچنان با مشکلات مهمی روبهرو بود:
کمبود نفت
کمبود مواد اولیه
محاصره دریایی
برتری صنعتی متفقین
بمباران کارخانهها و زیرساختها
این عوامل احتمال پیروزی نهایی آلمان را همچنان پایین نگه میداشتند.
بسیاری از تاریخنگاران عملیات بارباروسا را بزرگترین اشتباه راهبردی هیتلر میدانند.
او در حالی جبههای عظیم را در شرق گشود که هنوز نتوانسته بود بریتانیا را از جنگ خارج کند.
نتیجه این تصمیم، جنگی فرسایشی بود که میلیونها سرباز آلمانی را در سرمای روسیه گرفتار کرد و ماشین جنگی آلمان را به تدریج از پا انداخت.
اگر هیتلر هرگز به شوروی حمله نمیکرد، احتمالاً جنگ جهانی دوم طولانیتر میشد، بریتانیا فشار بیشتری را تحمل میکرد و آلمان فرصت بیشتری برای تثبیت سلطه خود بر اروپا به دست میآورد.
اما این به معنای پیروزی قطعی آلمان نبود. قدرت اقتصادی و صنعتی متفقین، همراه با ظرفیت بالای تولید آمریکا و منابع گسترده شوروی، احتمالاً در بلندمدت همچنان کفه ترازو را به سود متفقین سنگین میکرد.
بنابراین، محتملترین نتیجه این است که حذف عملیات بارباروسا شاید زمان شکست آلمان را تغییر میداد، اما لزوماً سرنوشت نهایی جنگ را عوض نمیکرد.
تاریخ نشان میدهد که گاهی یک تصمیم میتواند مسیر جنگ را تغییر دهد، اما همیشه برای تغییر نتیجه نهایی کافی نیست.