ویرگول
ورودثبت نام
°• Sirius •°
°• Sirius •°
°• Sirius •°
°• Sirius •°
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

ُُعـشور

ای دریا !

ای امواج عشق !

تو که از آن سر دنیا امید را روانه خود می‌کنی و با هر خیزشت این ساحل بی روح را پر از امید سرزندگی می‌کنی ...

در راه که می‌آمدی معشوق من را ندیدی ؟

او همانند توست.

وقتی دست در گیسوان طلایی اش می‌کشیدم گویا تو بودی ...

او همانند تو بود ؛ دریا بود!

حال نامه ای دارم که سال هاست برای او با قلم عشق دیرینمان نوشته ام.

او را در شیشه ای میگذارم و به تو میسپارمش.

او را به همان جایی که آمده ای ببر.

اما مراقب او باش ؛ مبادا خروشان و جوشان شوی که شیشه ی بلورین امیّد من ترک بردارد.

او را مانند نسیم نِساهود ببر ...

هنگامی که نامه من به دستش رسید کرد ندایی سر بده!

من منتظر پیغامت خواهم ماند...

🫴🏻📜🖋

@Sirius493138

#_az_man

۶
۰
°• Sirius •°
°• Sirius •°
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید