چند روز پیش، یکی از دوستانم آمد پیشم. من مشغول نوشتن پست اخر بودم، او هم در لپتاپش، مشغول امور خودش بود. سرکی کشید و نگاهی به مانیتور من انداخت و پرسید: خب این کارهارو میکنی که چی بشه؟ به چه دردی میخوره؟ پول توش هست؟ سوال سومش از همه بیشتر عصبیم کرد! با خودم گفتم: پول؟ واقعا دنبال پولی؟ چند هزار نفر کشته شدن، جونشون رو گذاشتن برای اعتراض و مبارزه، برای این که "شاید خودشون" اگه زنده می موندن و آیندگان، از زندگی بهتری برخوردار باشن، بعد توی این شرایط میگی پول؟ مگه اونی که رفته تو خیابون و داره اعتراض میکنه، پول گرفته؟ امتیازی دریافت کرده؟ یه عده ای کشته شدن، یه عده ای کور شدن، تو میگی پول؟
یعنی مشخصا با ادمی مواجه هستیم که احتمال زیاد پتانسیل این رو داره که بره تو صف مرغ و برنج و در نام نویسی ایران خودرو و سایپا شرکت کنه تا اگه برنده شد، 300-400 تومن پول در بیاره تا شاید یکسالی در زندگی جلو بیفته. احتمالا جوابش اینه که وقتی بقیه مردم این کارو میکنن، چرا من نکنم؟ چطور وقتی بقیه اعتراض میکنن، تو نمیکنی؟ چطور وقتی حرف از سود و منفعته، تو صفی و میگی بقیه میکنن، ولی وقتی میدونی اگه اعتراض کنی، ممکنه بری تو گونی و منفعتی نداره، کاری به بقیه نداری؟! چطور هیچ استوری اعتراضی نمیزاری؟ خیابون رفتن پیش کش! اصلا هم متوجه این نیست که کاری که داره میکنه، تایید شرکت ایران خودرو و سایپا و محصولات آشغالشونه و قرار زن و بچه و خودش سوار این ماشین های نا امن و زباله بشن و هوایی رو آلوده کنن که خودش تنفس میکنه. مسئله اینه که: بگو ببینم چقدر پول و امتیاز میدن؟ یعنی منفعت شخصی در کوتاه مدت، از اصول تصمیم گیری این شخصه. یعنی یه کاری بکنه که حالا به هر حال یه منفعت قابل تضمین و قابل توجه ای داشته باشه برای شخص خودش! یعنی منفعت شخصی اینجا اصل مهمه و اگر این کار حتی به جامعه و سود جمعی آسیب بزنه، خیلی مهم نیست. یعنی حرکت عام المنفعه در راستای افزایش آگاهی جمعی یا انجام کاری برای جامعه بدون دریافت سود شخصی، از نظر این اقا کار اشتباهی هستش.
اون لحظه جواب من به سوالی که پرسید این بود که: این یه مبارزه است، من به سهم خودم دارم تلاش میکنم که آگاهی جمعی رو ببرم بالا، با زور و ظلم و ستم مبارزه کنم. اگه همه مثل من فکر کنن و هر کسی به سهم خودش در این مسیر، کار کوچکی انجام بده، روی هم رفته کل جامعه، دستاورد بزرگی خواهند داشت. اگه من سکوت کنم، اگر ما سکوت کنیم، بزاریم قدرت برتر یا مقام تصمیم گیرنده، بدون در نظر گرفتن انتخاب ما، هر کاری که دلش میخواد رو بکنه و من نه اعتراضی، نه انتقادی بکنم و تصمیمش رو تحلیل و بررسی نکنم، خب قطعا اون فقط در راستای منفعت شخصی خودش میره جلو! حق گرفتنیه، دادنی نیست که! و در آخر گفتم: دیگرانی شاید حتی نکاشتند که ما بخوریم، ولی ما میکاریم تا دیگرانی بخورند.
قیافه ای عاقل اندر سفیه، به خودش گرفت و گفت: هووم، اره میشه و برگشت سر کار خودش و سوال دیگه ای نپرسید. لابد به خودش گفت، این دیگه چه احمقیه! خودش بی پوله و کاری نداره، نشسته برای جامعه و آگاهی جامعه وقت و انرژی میزاره! من هم بعد از این که اون ساکت شد، یاد علی اکبر دهخدا افتادم، اولین برخوردم باهاش سال دوم دبیرستان بود و زندگی نامه اش بیش از دو هفته ذهن من رو مشغول کرده بود. همش از خودش میپرسیدم که چرا؟ چرا این کارو کرد؟ چطوری این کارو کرد؟ چرا این کارو کرد؟
فرهنگ لغت دهخدا رو که میشناسید؟ میدونید چطوری نوشته شده؟ دهخدا حتی پول خرید دفتر و کاغذ رو هم نداشته و کلمات رو، روی کاغذ پاکت سیگار و حاشیه روزنامه مینوشت. چرا این کارو کرده؟ چرا ؟ نه پولی در کار بوده، نه قرارداری، نه حقوقی! چرا این همه به خودش رنج و زحمت داده که چی بشه؟ 20 سال و بیش از 50 جلد! تموم این کار رو برای منفعت جمعی کرد! برای حفظ زبان و فرهنگ پارسی کرد. به سهم خودش مبارزه کرده تا برای جامعه کاری کرده باشه. نه تنها علی اکبر دهخدا ثروتی کسب نکرد، بلکه بخش زیادی از دارایی خودش رو در این مسیر صرف کرد و هستند هزاران هزار نفر دیگه که در خانواده ایرانی و سیستم آموزشی جمهوری اسلامی، حرف و سخنی ازشون ابدا زده نمیشه. نهایت اشاره: فرهنگ لغت دهخدا حاصل تلاش علی اکبر دهخداست که 20 سال نوشتنش طول کشید. تمام! چیزی که درک ماجرا رو برای من سخت تر میکرد این بود که توصیف مردم اون زمان رو میخوندم و با خودم میگفتم: اخه برای چی عمر و انرژی و درآمد ناچیزشو گذاشته که برای این مردم کاری کنه! مردم نادان و بی سواده، قدر نشناسه عقب افتاده احمقه خرافاتیه چاپلوسه دروغگوعه خیانتکاره و ..... (به نظرتون چرا؟ )
حرف من این نیست که افراد جامعه خودشون رو فدای کشور و مردم بکنند (فقط) و از کار و زندگی و درآمد و ... بزنن و زندگی خودشون رو نابودن کنند، ولی قطعا وظیفه یکا یک ماست که در منفعت جمعی و حفظ و تولید اون، سهیم باشیم. این سهیم بودن قطعا گاهی اوقات نیاز به ازخودگذشتگی داره، از خود گذشتگی مالی، جانی و ... ، ولی کوتاه مدته و سود بلند و جمعی داره. این منفعت نیاز به ایجاد، نیاز به مراقبت و نیاز به پرورش داره و کار انفرادی ای نیست. ما همه باید با کمک هم در این مسیر قدم برداریم. انفعال و بی تفاوتی، همان چیزیست که ظالم و مستبد و اشغال گر، به دنبال اون هستند. نانی از سفره ی ما بدزدند و ما هیچ کاری نکنیم! اگر کتاب "روز های برمه" از اورول رو خونده باشید، دقیقا میدونید چی میگم.
این است بلایی که سر ما آمده است. منفعت شخصی حرف اول را میزند و کم اند کسانی که قدمی در راستای جامعه و آینده بردارند.
من در حالی که دارم این نوشته رو مینویسم، 22 دنبال کننده دارم که نوشته هامو 7-8 نفر لایک میکنن. همین 7-8 نفر برا من کافیه! من تنها رو، هشت نفر میخونن. همین مقدار باید کافی باشه. من اگه یک نفر هم میخوند، کافی میدونستم، چون با من یکی، میشیم 2 نفر و من تونستم علاوه بر خودم، یک نفر دیگه رو هم آگاه کنم یا بحثی رو باهاش مطرح کنم و حتی اگه من اشتباه میکنم، اصلاح بشم.

