در ادامه بحث روز قبل ۵دمورد دیگه از این پیشنهادات رو بررسی می کنیم
۶. درآمد ثابت به جای جایزه
گاهی افراد دوست دارن به پول یک شبه برسند.از نظر اقتصاد ما دو راه داریم برای رسیدن به درآمد بیشتر .راه اول اینکه یک کار ثابت پیدا کنیم و منبع درامد دوم ایجاد کنیم تا جایگاه خود را در طبقه متوسط تثبیت کنیم.طبقه متوسط با یک اشتباه وارد چرخه فقر می شوند. راه دوم اینه که سالها تلاش کنیم و برای رشد کارمون زحمت بکشیم تا بعد از چند سال از درامدی که بدست میاریم حالمون خوب بشه.باید یاد بگیریم که اگر قرار هست که جایزه ای بدست بیاریم با استفاده از کارهای بلند مدت بدست بیاریم.مثل اینفلوئنسر اینستاگرام که سالها با تلاش
پیجی راه اندازی کرده ، برای کارش وقت گذاشته و وقتی با یه استوری به اندازه یکسال حقوق یه کارمند پول کسب می کنه این نتیجه براش لذت بخشه...
۷. پس انداز به جای وام
یه قانون میگه در سن چهل سالگی سه برابر درامدتون باید پس انداز داشته باشید .این عدد در سن پنجاه سالگی به ۶ برابر و در سن شصت سالگی به ده برابر میرسه.این پس انداز شامل پول اجاره خونه یا موبایل یا هر کالای مصرفی نمیشه .اینها دارایی هایی هستند که نقد کردنشون زندگی ما را مختل نمی کنه .بعضی افراد وام را با پس انداز اشتباه می گیرند .وامی بی خطر است که معادل دو برابر مقدار وام برای تسویه اون پول داشته باشیم.باید برای مخارج ضروری وام بگیریم .وام را باید برای سرمایه گذاری گرفت.مخارجی که با اونها درامدمون بیشتر بشه.اگر برای کسب و کار یا زندگی شخصی مثلا ۲۰۰ ملیون دارایی نقد شونده مثل سهام ، طلا یا دلار دارید مجازید به اندازه ۵۰ درصد صدش وام بگیرید و با پول وام سرمایه گذاری هایی انجام بدید که جریان درامدتون در آینده افزایش پیدا کنه
۸. کار به جای دلار
خیلی از افراد برای پس انداز سکه ، دلار یا زمین می خرند .این پس اندازها سال به سال قیمتشون افزایش پیدا می کنه .اگر این روش پس انداز به رفتار یک ملت و فرهنگ عمومی ملت تبدیل بشه ، سرعت گردش پول کاهش پیدا می کنه و مردم کمتر از گذشته می تونن پس انداز کنن. که در اقتصاد بهش میگن پارادوکس خِسَّت.قطعا ما باید پس انداز داشته باشیم اما نباید فراموش کنیم که ثروت فقط دلار نیست یا اینکه زمینی بخریم و رهاش کنیم تا قیمتش زیاد شه یا سکه بخریم تا قیمتش بالا برود. اگر همه دارایی مون را به طلا تبدیل کنیم و یک کیلو طلا داشته باشیم، در طی ده سال همون یک کیلو باقی می مونه اما اگر کاری کنیم که وزن طلا را افزایش بدیم اونوقت می تونیم بگیم سود واقعی بدست آوردیم.سه نفر رو در نظر بگیرید که سه قطعه زمین یک هکتاری می خرند .اولی رها می کنه تا قیمتش زیاد شه دومی برنج کشت می کنه و سومی کارخونه آرد برنج میزنه و نون برنجی تولید میکنه بعد از چند سال اونی که کارخونه زده ارزش زمینش به اندازه دو تای دیگه هست اما اونقدر سود داشته که احتمالا زمین دو تای دیگه را می خره.نکته ای که باید بگیم اینه که صرفا خرید دارایی ما را ثروتمند نمی کنه ، تورم باعث این توهم میشه که بدون کار هم میشه پولدار شد .وقتی سود می کنیم و ثروتمند میشیم که وزن دارایی هامون افزایش پیدا کنه.
۹. تخصص گرایی به جای پراکندگی
به گفته یکی از بزرگان مهم نیست که چکاری داری .اگر سی سال همون کار را انجام بدی موفق میشید. تعمیر کاری که سی سال خودرو تعمیر می کنه ، اعتباری بدست میاره که ارزش اون خیلی بیشتر از ارزش مغازه اش هست.اگر در طول سی سال کار ، دانش تون را بالا ببرید ، به فن آوری جدید مثل هوش مصنوعی رو بیارید و تلاش کنید، موفقیت شما تضمین شده است.یکی از عوامل تنگدستی اینه که افراد به جای تمرکز روی یه کار از یه شعل به شغل دیگه می پرند .مثل افراد نابغه که هیچ پروژه ای را تا آخرش تمام نمی کنن و رها می کنن.
۱۰.عمده افراد از هزینه کیفیت به عنوان هزینه واقعی غافل می شوند. مثلا تیشرت ارزون و بی کیفیت می خرند و بعد از مدتی دیگه براشون قابل استفاده نیست.اما یه تیشرت با کیفیت را مدتها می شه استفاده کرد.یه ضرب المثل انگلیسی میگه من هنوز اونقدر ثروتمند نشدم که بتونم وسایل ارزون بخرم .هزینه خرید وسایل ارزون خیلی بیشتر از وسایل گرونه .
کرده