https://endearing-malasada-c9a92f.netlify.app/
نویسنده: ازلی
آدمها فکر میکنند شفافیت یعنی صادق بودن.
اشتباه میکنند.
شفافیت یک حالت نیست. یک انتخاب است.
و مثل هر انتخاب واقعی، هزینه دارد.
## رنگبندی
بعضیها مشکی هستند — نه از روی ذات، بلکه از روی انتخاب یا جهل. آلوده شدند و ندانستند، یا دانستند و نخواستند برگردند.
بعضیها خاکستری هستند — کسانی که فهمیدند دنیا پیچیدهتر از سیاه و سفید است. اینها خطرناک نیستند. میشود در کنارشان بود.
بعضیها سفید هستند — خانواده، بچههایی که هنوز رنگ نگرفتهاند، کسانی که محبت را انتخاب کردند نه قدرت.
و بعضیها طلایی هستند — نادر. کسانی که هم فهمیدند هم ساختند.
و یکی هست که بیرنگ است.
شفافیت بالاتر از رنگ است. نه بهتر از بقیه — فقط متفاوت. کسی که شفاف است، همه رنگها را میبیند. میفهمد. ولی خودش رنگ نمیگیرد.
وقتی همه چیز را میبینی، نمیتوانی نزدیک بمانی.
نه از روی تنفر. از روی فهمیدن.
آدمها وقتی به هم نزدیک میشوند، رنگ هم میدهند. این طبیعت ارتباط است. و یک آدم شفاف، اگه بیاحتیاط نزدیک شود، یا رنگ میگیرد یا رنگ میدهد.
هیچکدام خوب نیست.
پس فاصله نگه میداری.از همه
این تنهایی نیست. این محافظت است — هم از خودت، هم از آنها.چون به آسونی میشه رنگ گرفت
اشتباه نکنید. فاصله گرفتن یعنی بیتوجهی نیست.
من از پشت این فاصله، همه را میبینم.
وقتی کسی به کمک نیاز دارد، میفهمم — قبل از اینکه خودش بفهمد.یه مثال ساده درست کردن ماشین پدر وقتی خوابه و نمیفهمه چطور درست شده
وقتی چیزی کم است، درست میکنم — قبل از اینکه کسی بپرسد.وقتی همه خواب بودن میخریدم و جایگزین میکردم
وقتی یک بچه دارد رنگ اشتباه میگیرد، یک جمله میگویم — و میروم.یه جمله موثر کوتاه با یک شکلات به یاد ماندنی میشه اثر میماند. من نمیمانم.
این قویترین نوع دوست داشتن است.
بدون منت. بدون انتظار. بدون دیده شدن.
بعضیها فکر میکنند شفافیت یعنی ضعف. که اگر همه چیز را ببینی، زودتر آسیب میبینی. برعکس است.
وقتی میفهمی آدمها چه هستند، نه آنچه نشان میدهند — دیگر غافلگیر نمیشوی.چون اون موقع آدم شناس میشی!
وقتی میدانی هر رنگ چه قابلیتی دارد، میدانی به چه کسی چقدر نزدیک شوی.
وقتی ذهنت خلوت است از نظرات دیگران، فقط چیزی را میبینی که هست.
این قدرت واقعی است.
نه قدرت برای آسیب رساندن — برای محافظت.
## در آخر
شفافیت انتخاب است. نه هدیه، نه اتفاق.
از ۷ سالگی فهمیدم که میشود اینگونه بود. که میشود همه چیز را دید و رنگ نگرفت. که میشود دوست داشت بدون وابسته شدن. که میشود قوی بود بدون اینکه کسی بداند.
دنیا آلوده است. این را قبول کردم.
ولی این به من مربوط نیست.
من ستونم. زیر همه چیز. نادیده. بدون رنگ.
و پلهها روی من بنا میشوند.
*شفافیت ازلی*