
بسی رنج بردم در این روز ، چِل
چو بینم یکی بیل در آب و گِل
چُنان بیلِ فرخنده و نیک خو
که در آفرینش ندیدم چو او
یکی بیلِ فرمانبرِ پارسا
کُنَد مردِ درویش را پادِشا
ز شادی همی هاله ای شد مرا
که در بی غمی نغمه ای شد مرا
بدو گفتم ای دلبرِ نازنین
چه بودت مرا رفته بودی غَمین ؟
بجز عشقِ من ، چه عشقی دگر
به سر داشتی ، وز میان رهگذر ؟
که من گرچه پیرم ولی عاشقم
که جز تو نبودست یاری دگر
همی گشت خود را به آغوشِ من
بسی اشک ریخت برِ دوشِ من
بگفتا حقیقت از آن روزگار
همی رفته از دل نماند قرار
که ناگه یکی دختری با نقاب
مرا بی هوا غیب شد آفتاب !
بسی اشک و شیون همی کردمی
که او نامِ خود گفت : بَتمنی
نگویم دگر زانکه بودم پریش
ولیکن نبودی مرا راهِ پیش
کنون مر مرا در بَرت جان ببخش
وزین پس دگر ،هیچ هیچم مبخش
چنان شاد گشتم درین بی غمی
که هیچش نبینم دگر بَتمنی ...
با سلام و عرض ارادت به یاران جان🌷🥰
ماجرای بیل و این شعرِ کج و معلول از چهل روز پیش آغاز شد .
نقابدار واژه ها از داستانی جنایی ، مقتولی و عشقی رو نمایی کرد . که علاوه بر کارکترها ، این بیل هم جهت دفن مقتول استفاده شد . اما در قسمت بعدی نبود !
من در کامنتی احوال بیل را جویا شدم .چون مثل کارکترها با او هم همزاد پنداری داشتم !
بانو گفتند : کوو بیل ؟ من بیل ندیدم !
گفتم : بیل را چه کردید سلطان بانو !؟
فرمود : بیل ماله خودمه ، نمیدم !!
خلاصه طی این چهل روز ، از من اصرار بر بازپس گیری بیل و از ایشان انکار ...
گفتم : تو که اصلا بیل را ندیده بودی ! خودم پیداش کردم و همزاد پنداری با او داشتم ...برایم عزیز ست !!!
گفت : نه ، بیل در داستانِ من بوده ، ماله منه ...نمیدم .اصلا گم شده ...نیس ، نمیدونم کی برداشته !!!
تااااا دیروز که مهمونی ۵۰۰ تایی شدنِ سید مهدار شد . من بحالت خسته و پنچر ! پست را خواندم ...
بی دقت و غافل ، از حضور خودم در مهمانی 🙏🙄🥺😳

در این عکس ، بیل در دست خوشحالم ...میرقصم 🥰👍👏
اما کمی تا قسمتی دلخوری بوجود آمد ...
که چطور بودی ، اما ندیدی !؟ چرا بیل بتو دادم ... اما ندیدی !؟
من اگر بیل بتو دادم ، تو ز من بیل بردی
گر گناه ست محبت ، تو گنهکار تری ...🥰👌
منهم چنان شعری سرودم و اقرار نامه ای منتشر ...باشد که مقبول اُفتد .
این پست صرفا جهت دلجویی و جبران مافات ، عذر زحمات و عفو تقصیرات ، اختصاصی برای این عزیزانِ جان 🌷🥰🙏منتشر شد و ارزش قانونی دیگری در هیچ محکمه ای ندارد .
بیلِ حق ؛ به حقدار رسید ...همین