
سلاااااام یارانِ جان 🌷💖
دو روزیست که اندَر خَمِ یک کوچه ام ...! 😳
داشتم مثه یه بچه ی آدم ،غزلیات حافظ میخوندم ...با بیل و کلنگی مجازی ، اینترنتِ مفلوک را شخم میزدم . کلمه ای از غزلی یادم میومد ، سرچ میکردم و با خودم خوش بودم 😍🥰
در سایتی یه هووو یه پیغام اومد : بیااا ... فالِت بگیروووم ...ببینوووم چه در طالعت داری ؟ ( با همین لحن 😁 )
گفتم : آآقا جان ؛ یواااش ! حضرت لِسان الغیب ، کلا دلِ خوشی از من نداره...چون من در یه سری خاطرات رازهای مگو فاش کردم !!! چه بسا مثل حسنک وزیر که اسرار فاش میکرد ...مرا دار بزند !!
باز دوباره گفت : بیااا فالِت بگیرووووم ...ببینوووم چه کردی ؟ حافظ با کسی شوخی نداااره هاااا ...
گفتم : آره میدونم ... ولی راستش در خاطراتم چندبار از غزلهایش استفاده کردم ...
باز هم گفت : بیاااا فالِت بگیروووم ...
بالاخره این دکمه ی اینترِ بی وفا را زدم ... با مصرع اول ... دچار برق گرفتگی شدم !!!
ناگهان پرده برانداختهای، یعنی چه؟
مست از خانه برون تاختهای، یعنی چه؟
زلف در دستِ صبا، گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساختهای، یعنی چه؟
شاهِ خوبانی و منظورِ گدایان شدهای
قدرِ این مرتبه نشناختهای، یعنی چه؟
نه سرِ زلفِ خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداختهای، یعنی چه؟
سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرِّ میان
وز میان، تیغ به ما آختهای، یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای، یعنی چه؟
حافظا در دلِ تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای، یعنی چه؟ 😡😡😡
گفتم : حضرت ناراحت و عصبانیه ...من برم بعدا میااام .🖐
گفت : واایسساااا ...ببینوووم تعبیرش چیییه ...؟
تفسیر غزل فوق و تعبیر فال آن به بیان مفسران شعرهای حافظ و فالگیران به این شرح است:
مدتی است از رفتار خود گیج و سرگردان شده ای و معنی حرکات و کارهایت را نمی فهمی، گویا انقلابی در وجود تو به وقوع پیوسته است که تو از آن غافل بوده ای. سعی کن خود را بهتر درک کنی و عواطف و احساساتت را بفهمی. تنها از این راه است که بیش از دیگران به خود نزدیک خواهی شد. به خاطر داشته باش که او ( خویشتَنَت ) به زودی وارد زندگی تو خواهد شد، بنابراین خود را مهیای پذیرایی از او کن.
دو دست داشتم ...دو دست دیگر قرض کردم ...بر فرقِ سَر کووبیدم ...چااار دست و پا سینه خیز ...سایت را ترک کردم ...
حضرت خیلی عصبانی بووود ....

اما ؛ برق گرفتگی همچنان باقیست ...