
پ.ن : دوستان گرامی؛ استاد ناصحی ، متاسفانه در مشغله های روزمره ، این پست را ندیدند ! هر چه تلاش کردم کامنتی برایشان بگذارم نشد ...مجبور شدم مجددا منتشر کنم .🙏
با درود به استاد عزیز ، جانِ جانان 🌷
چند روز و شب تلاش برای کامنتی در این پست بی نتیجه ماند .
ترفندی زدیم ...مقبول افتاد ...
چقدر زیبا و رسا ، باورپذیر و دلنشین ، با فیزیک روابط را شرح دادید 🙏👏
من شاید فقط در ؛ هم فرکانسی و غوطه ور شدن در همین شار مغناطیسی، بتوانم با کسی ارتباط بگیرم .
وگرنه از هرچه ظاهر و رفتارهای سطحی ست ، فراریَم .
چند مصاحبه از خانم باران نیکراه دیده ام که به ظرافت و دقت و مکاشفه ای از فیزیک برای درک معنا سخن گفته ...
قضاوت را در پستی نوشتم که با : طیف مرئی و ابعاد زمان و مکان و جهان سه بُعدی بررسی کرده تا ....به قضاوت رسید !!! شگفتانه ای بود.
اگر درست فهمیده باشم ، شیمی هم دستی بر این آتش دارد ، مثلا تغییرات و حجمِ هورمونهای درون ریزِ آدمی و اثرگذاری در افکار ، کردار ، رفتار و بیان .
از تأثیر موسیقی بر روح و روان هم ، کمی میدانم . چه بسا در موردش که پیگیر شدم، جایی خواندم : ذهن انسان به موسیقی نزدیکتر است تا ریاضیات...چطور ، ذهن که انرژی و هالهای پیرامونی ست و بیشتر در قالب معنا اثرگذاری دارد ، با ریاضیاتِ چهارچوب دار و محدود در بازه های الگوریتمی ، مقایسه کرده ...!؟
" ریاضیات " برایم سؤال و مبهم است !
آیا آنهم دستی بر این آتشِ معنا سازی دارد ؟
شاید استاد ارجمند ، در متنی بیان داشته اند که نخوانده ام ...!
چشم انتظار نظر و پاسختان هستم .🙏🌷👌

انیشتین به چارلی چاپلین گفت: می دانی آنچه که باعث شهرت تو شده چیست؟!
"این است که تو حرفی نمی زنی و همه حرف تو را می فهمند."
چارلی هم با خنده پاسخ داد: تو نیز می دانی آنچه باعث شهرتت شده چیست؟!
"این است که تو با اینکه حرف می زنی، هیچ کس حرفهایت را نمی فهمد."