ویرگول
ورودثبت نام
Marsh swan 🌄
Marsh swan 🌄آرام از میان هیاهو و شتابزدگیها بگذر و بیاد بیاور که چه آرامشی در خاموشی نهفته است ...
Marsh swan 🌄
Marsh swan 🌄
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

شناور در ابعاد و تضادها


 گشت وگذار در ابعاد بینهایت در روزهای پایانی سال میلادی با نگار
دختر خاله صحبت های کوتاهی داشتم چون قرار
بود با والدین به خانه ی نیوشا و دخترش دلا بروند و بدو بدو های کاری آخر سال و
موضوعات دیگر ... پس بیشتر پیغام نوشتاری و صوتی رد و بدل کردیم . در پیغامی از از اینکه در شلوغی این روزها صحبت نکردیم ، عذر خواهی کرد و من در پیغامی
نوشتم :
عذر خواهی لازم نیست ! میفهمم که باید تمرکز داشته باشی .
باید به امور کاری آخر سال برسی ؛والدین را با ماشین و گذر از جاده پس از 6
ساعت رانندگی به خانه خواهرت نیوشا ببری ؛
با سارا قرار شب عید و مراسم بذاری ؛
؛ با مجید دوست پسرت ارتباط بگیری با دلای دوساله شادترین لحظات را بگذرانی ؛به او بیاموزانی و از او بیاموزی ...
این نوشتار برای خودم هم پیامی داشت !
چگونه بهترین ارتباطها را با افراد مختلف مدیریت کنیم ؟ بهترین ارتباط چیست ؟ راضی بودن مخاطب ؟ ایفای نقشهای مختلف در ارتباطات ، برای نتیجه ی
آرامش و رضایت خود یا دیگران ؟
براستی ما چه میخواهیم ؟ یا من ! چه میخواهم ؟
بنظرم ما با توجه به مخاطب براحتی تغییر بعد میدهیم :با والدین ؛ با خواهر و برادر ؛ با
دوستان ؛ با خواهرزاده ؛ با همکاران ؛ با هر آنچه در بیرون ماست . پس می توانیم مابین ابعاد درونی
خود هم حرکت کنیم . و تازه این آسان تر خواهد بود چون نقابی برچهره نداریم و نقشی ایفا نمی کنیم . هر چه هست ؛ خویشتن است ...
شاید بیشتر اختلاف نظرها و دلخوریها را میشود با تغییر ابعاد در شرایط بهتری قرار داد .در زندگی مشترک با همسرم ،از او و
خودم بارها پرسیده ام :

چرا یک حرف ، یک جمله یا هر مطلبی ، وقتی خواهرت یا پدر مادرت یا همکارت میگه ، میخندی ! با مهارت کنترل میکنی تا مبادا دلخوری پیش بیاد . ولی من بعنوان شوهر همان حرف و مطلب را میگویم منجر به تنش میشه !؟

در زمانی که دوست و نامزد بودیم از
همه چیز با گذشت و انعطاف و خنده ، عبور می کردیم . ولی بعد از ازدواج اصلا کوتاه نمی آییم ؟
چطور است که در مواجهه با دیگران در ابعاد میچرخیم و بهترین بعد ارتباطی را پیدا میکنیم
ولی با خود و همسر ، چرخش و انعطافی نیست و بجای آن با توقع و چشم داشت ، موضوع را میسنجیم !؟  و اینگونه بود که دامنه ی اختلافات مختلف در ازدواج هایم ، به شکست و جدایی ختم شد ...
در این روزها و شبهای تنهایی با شکوه ؛ خاطرات و گذشته را مرور کردم با اندیشه و
مطالعه و دقت . مطالعه ی کتابها و مقالات روانشناسی و دقت در فیلم ها و پادکستهایی
که به درون و معنا پرداخته بودند . به خودم نگاه کردم ، پیام نوجوان و جوان را دیدم و هم صحبت شدیم . فهمیدم که
ناخودآگاه سه اصل انعطاف ، تغییر پذیری و تطبیق پذیری را در چالشها زیسته ام !

تمام تلاشم را کرده ام تا خانواده را با آرامش و امنیت و عشق حفظ کنم .
نمیدانم چطور ندانسته اینگونه حرکت کردم ، شاید بدلیل یافتن راههای مختلف راز بقا در نتیجه ی تک فر
زندی ! یا در مبحث تناسخ و زندگی های بسیار و استادان بسیار !
زندگی های قبلی من چطور بوده که در این زندگی ، از دوران بچگی و بلوغ نوجوانی به
این درک موقعیت فکر کردم و مسیر حرکت را دیدم . یا در رویا و توهم غوطه ور شدم؟

بهرحال هرچه بود و هست از مجموعه ی مثلا ۴۵سال اخیر درصد زیادی راضیم .

شاید خودخواهی بنظر برسد یا بقول همدم از خودراضی برخورد کنم !!!
شاید افرادی که با من رابطه داشته اند در پایان رابطه احساس تنفر و آسیب دیدگی از جانب من داشته باشند . اما دیر یا زود در می یابند که باید با هم همراه میشدیم و
درسهایی یاد می گرفتیم . حضور هیچ آدمی در زندگیمان بی دلیل نیست و هرکس رسالتی دارد برای کمک به فهم و
معنای زندگی . اینرا وقتی درک کردم که سخنان و کتابهای اهل
فن را خواندم و توجه به اینکه بیشتر افراد بهد از پنجاه سالگی به حقایقی میرسند و راههای متفاوت زندگی نهایتا در یک راه تعالی معنا و فهم به هم میرسند .
من آدم بدی نبودم . نیت آسیب نداشتم و از هیچ کار و
رفتار مسالمت آمیزی دریغ و
کوتاهی نکردم . در کار و زندگیهای مشترک ؛ تمام توانم را صرف بقا و حفظ خانواده و منافع دیگران کردم .

خودم را در اولویتهای آخر قرار دادم . بیش از حد گذشت و انعطاف بخرج دادم و آسیبهای مهلک و زخمهای فراوانی تجربه کردم .بیش از حد منطقی؛ بیش از حد تلاش در راه رضایت دیگران ؛ بیش از حد منعطف و ... خلاصه در همه چیز بی تعادلی باعث رنجم شد . و الان از راهی که پیمودم ، از مخاطبین و همراهانم ؛ راضی ام .گاهی
سخت و طاقت فرسا بود ، اما دوام آوردم . بسیار شعله ور شدم و سوختم تا دوباره متولد  شوم .
روایت تولدی دیگر از اینجا شروع شد ....

پرده پرده آن قدر از هم دریدم خویش را

تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را

خویش خویش من ، مرا و هرچه من ها بود سوخت

کشتم آن خویش و ز خاکش پروریدم خویش را

زندگی مشترکپایان رابطه
۵
۰
Marsh swan 🌄
Marsh swan 🌄
آرام از میان هیاهو و شتابزدگیها بگذر و بیاد بیاور که چه آرامشی در خاموشی نهفته است ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید