اینجا نوشته هرچی دوست داری بنویس، پس فکر کنم منم همینکارو کنم.
خیلی فکر کردم که برای شروع چی بگم
با دو کلمه ی (صمیمی) و (احترام) شروع میکنم.
خیلیا تا این دو کلمه رو میشنون فکر میکنن که باهم در تضادن ولی اصلا اینطور نیست.
از نظر من احترام و صمیمیت در کنار هم کامل ترن.
اگر صمیمی هستی ولی احترام نمیزاری لطفاً تا آخر حرفام رو بخون.
نمیخوام الان درس اخلاق به کسی بدم.
بیشتر یه دردودل و اظهار نظر درباره ی تجربه هایی هست که داشتم و دارم.
میدونید بنظرتون خنده دار نیست که یکی میگه فردی رو خیلی دوسداره بعد با فحش های رکیک خطابش میکنه؟
و یا عصبانیتون نمیکنه یه نفر که ادعا میکنه با خواهرتون دوسته بعد به مادرتونو خودتون که بزور دو کلمه باهاش حرف زدید (به قول خودش به شوخی) فحش ناموس میده؟
حالا به صورت رمزی یا واضح، هردوش نشون از این داره که ما و اطرافیانمون به عمق حرف هامون فکر نمیکنیم.
قبح یسری چیزا برامون ریخته و عادی شده.
برامون مهم نیس دوستمون بهمون بگه ک*صکش چون اکثرا نمیدونیم معنیش چیه و یا انقد شنیدیم و گفتیم که به معنیش فکر نمیکنیم و فقط به زبون میاریمش.
و یه واقعیت تلخی که هست اکثر فحش های امروزی زن ستیزانهاس. یعنی مثلاً یجا هم میگیم فلانی پدرش معلوم نیس کیه بازم داریم یجورایی به مادرش توهین میکنیم.
ایکاش فرهنگ سازی بشه. واقعا حیفه وقتی ما زبان مادری به این قشنگی داریم بعد ازش برای الفاظ زشت استفاده میکنیم اونم بین افرادی که برامون عزیزن.
لاقل اگر افرادی که لایق اون فحش ها هستن باشه آدم دلش نمیسوزه.
دردش اینه به خودی میزنیم.
لطفاً بیشتر به بار حرف هایی که میزنید فکر کنید.