انگار باید خوشحال باشیم که نیمی از حقوق واقعی مان که که به ناحق ماه ها ازمان سلب شده بود، به همان شکل محدود خودش! به ما بازگشته است؛ انگار احساس میکنیم به ما لطف و محبتی ارزانی داشته شده!
اصل محدودیت دسترسی ما به سوشال مدیا و سایت های مختلف بین المللی به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست، حال آنکه قرار است آنها برای ما سانسور شده باقی بمانند و ما اجازه ی ورود به آنها را نداشته باشیم( که البته با استفاده از قند شکن میتوانیم دسترسی پیدا کنیم)، از هر سمت میبینم مسخره و مضحک تر به نظر می رسد، چطور است که این محدودیت باید برای عده ای باشد و عده ای دیگر با خط های مخصوص و یا هر طریقی میتوانند در همان فضا های سانسور شده و مغایر با قوانین جمهوی اسلامی ایران حضور پیدا کنند؟ اگر قانون قانون است چرا برای همه یکسان نیست و نوعی اختلاف طبقاتی مالی یا مقام و رتبه ای در این میان بر قرار است؟
میخواهم بگویم عادت ذره ذره انسان را از حقوق واقعی اش و احساس مطالبه گری اش دور می کند، کاری می کند به درصد پایینی از حقوق اصلی مان به عنوان یک شهروند به عنوان یک انسان تاثیر گزار در یک اجتماع گسترده و دارای شعور و شخصیت اجتماعی، قناعت کنیم و از درخواست آنچه براستی باید داشته باشیم و به نادرستی از ما سلب می شود، امتناع کنیم و لزومی نبینیم زیرا که حداقل کمی از آن را داریم...