ویرگول
ورودثبت نام
یک نویسنده عاشق کتاب
یک نویسنده عاشق کتاب
یک نویسنده عاشق کتاب
یک نویسنده عاشق کتاب
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

امید رسیدن

درختان سر به فلک کشیده اند و

آفتاب آسمان را شکافته است

من امید رسیدن دارم

شاید آن سوی تپه ها

خانه ای باشد با آدم های خوب

زمین را شخم زده باشند با امید

و کاشته باشند بذر هدف

شاید آن سوی جاده بهتر باشد

بیا نا امید نشویم

این غروب و شب می گذرد

تو در گرگ و میش

می رسی به آرزو هایت

می

۵
۰
یک نویسنده عاشق کتاب
یک نویسنده عاشق کتاب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید