سلام سلام خوب هستید ؟ امیدوارم انقدر خوب باشید که هیچ وقت خنده از لبانتان پاک نشود. خواستم در مورد چیزی بنویسم، نمیدانستم چه فکر کردم ودرنگ، تا به یاد آوردم.
ویرگول .جایی است که تازه با آن آشنا شده ام اما بسیار از آن آموختم جایی است که می شود پاتوق کتاب خوان ها شود در زمان های کم آن ها .بعد از آشنایی با ویرگول بسیار در موردش فکر کردم ،فکر کردم ،فکر کردم . تا به حال از زمانی که با این علامت نگارشی در فارشی آشنا شده بودم در موردش این قدر فکر نکرده بودم حتی در آن زمان که کوچک بودم و با معنی اش باید آشنا میشدم . ما یاد گرفته بودیم که هر جا ویرگول دیدیم صبر کنیم ،مکث کنیم ، بعد جمله را ادامه دهیم اما چرا جای دیگر از آن استفاده نکردیم چرا ؟ چرا وقتی که برای مدرسه شعر حفظ میکردیم صبر نکردیم و به معنایش فکر نکردیم و گذشتیم ؟ چرا در خواندن بعضی از کتاب ها صبر نکردیم و دوباره نخواندیم و گذشتیم؟ چرا هنگام رد شدن از خیابان ها صبر نکردیم و نگاه نکردیم و گذشتیم؟ چرا هنگام عصبانیت صبر نکردیم وفریاد کشیدیم و گذشتیم؟ چرا ؟ خواستم بگویم اندکی صبر کن ای دوست و از مسیر لذت ببر ، خواستم بگویم هر چرا دیدی چه خوب و چه بد سریع رد نشو و کمی صبر کن. مگر کسی ما را دنبال کرده است که میخواهیم روز را به شب برسانیم و شب را به روز ؟ مگر به ما جایزه دادند برای این همه عجله کردن ؟ بیایید قرای بگذاریم که کمی صبر کنیم و ویرگولی بین زندگی مان بیاندازیم و فکر کنیم. من یول میدهم به قرارمان عمل کنم و شما هم قول بده و کمی صبر کن .