
عشق همان نیرو محرکه روانی و انگیزه (F) میباشد. هر عمل که با عشق همراه باشد، نیروی محرکه قوی را در انسان احساسات انسان ایجاب مینماید. در تداوم روابط زندگی انسان (زن و مرد)، هم عامل لذت (v) وجود دارد هم عامل عشق (نیرومحرکه روانی); ما بر این اساس چهار حالت مجزا داریم .
فرد عاشق باشد; ولی تمایلی به لذت با معشوق خود ندارد.
فرد عاشق نباشد; ولی تمایل برای ایجاب لذت با طرف جنس مخالف ندارد.
فرد عاشق نباشد; ولی تمایل به رابطه لذت مند با جنس مخالف را دارد.
فرد عاشق باشد; ولی تمایل به وجوب لذت ارتباط با معشوق خود را دارد.
ما گزینه 4 را بهترین نوع روش سبک زندگی، میدانیم، عشق خودش لذت تولید میکند. {جمع لذت نیرومحرکه عشق + لذت ناشی از آن در رابطه جنسی = جمع کل لذت از رابطه} در انسان فرضی، لذت پایداری را ایجاب میکند; که پایداری زندگی را قوی و محکم میگرداند.
در خانواده هایی که از هم جدا میشوندو روابط زندگی از هم میپاشن . مقدار منفی حاصل از تنفر {تنفر نوعی نیرومحرکه منفی است}; که معکوس همان عشق است.
از لذت حاصل از احساس میل جنسی زوجین کم میشود و در نتیجه این تفکیک (B-A)، با یک لذت منفی روبرو هستیم; که انسان فرضی، برای رهایی از رنج افزون شده، جدایی را انتخاب میکند و در نتیجه زوجین، به خاطر رهایی از این رنج، جدایی را بر میگزینند.
گزینه 3 مربوط به افراد هرزه است که میل به بی بندباری دارند و به دلیل نداشتن عشق به معشوق خود تنها لذت حاصل از میل جنسی را در پی دارند.
در نتیجه به خاطر این لذت منفور، به هرزگی خود، تا مدتها ادامه می دهد و قصد ازدواج ندارد. مگر اینکه عاشق شوند و لذت بیشتری (جمع لذت عشق + لذت حاصل از رابطه جنسی) بیشتر به حالت مجرد در خود یابند..
حالا در این مبحث، ما رفتار اجتماعی دو نفر زوج مرد و زن را مورد بررسی قرار میدهیم. ما در روابط بالا برای یک انسان چهار حالت را برسی کردیم. اگر رابطه دو نفر را مورد ارزیابی قرار دهیم. جمعاً4× 4=16 حالت رفتاری در روابط زن و مرد، داریم.
هر دو عاشق باشند; و هر دو از رابطه جنسی لذت ببرند.
هردو عاشق باشند; ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرند
هردو عاشق باشند; ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن نبرد.
هردو عاشق باشند; ولی زن از رابطه جنسی لذت ببرد ولی مرد نبرد.
هردو عاشق نباشند; ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن نبرد.
هردو عاشق نباشند; ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد ولی زن ببرد.
مرد عاشق باشد; ولی زن عاشق نباشد، ولی هردو از رابطه جنسی لذت ببرند.
مرد عاشق باشد; ولی زن عاشق نباشد ولی هردو از رابطه جنسی لذت نبرند.
مرد عاشق باشد; ولی زن عاشق نباشد. ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن از رابطه لذت نبرد.
مرد عاشق باشد; ولی زن عاشق نباشد. ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد و لی زن از رابطه جنسی لذت ببرد.
مرد عاشق نباشد; ولی زن عاشق باشد. ولی هردو از رابطه جنسی لذت ببرند.
مرد عاشق نباشد; ولی زن عاشق باشد ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرند.
مرد عاشق نباشد; ولی زن عاشق باشد ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن از رابطه لذت نبرد.
مرد عاشق نباشد; ولی زن عاشق باشد ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد ولی زن از رابطه جنسی لذت ببرد.
هر دو عاشق نباشند; ولی هر دو از رابطه جنسی لذت میبرند.
هر دو عاشق نباشند ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرند.
✔ اگر زن و مرد هر دو عاشق باشند و از رابطه جنسی با همدیگر در روابط لذت ببرند . این پایدار ترین رابطه یک زوج خوشبخت است. (گزینه شماره1) لذت هر یک از زوجین= A+B ( یک فاکتور مربوط به لذت رابطه و فاکتور بعدی لذت حاصل از نیرو محرکه روانی نیروی عشق میباشد) فاکتور لذت رابطه جنسی تقریباً ثابت {نمودار احساسات از این لذت صعودی با شیب تقریباً ثابت است} است.
اما فاکتور لذت حاصل از نیرو محرکه عشق با افزایش رابطه احساس عشق فزونی مییابد(پیش رونده است). و ممکن است در بعضی سوء تفاهمات ناشی از زندگی، کم شود. بنابراین فاکتور لذت حاصل از نیرو محرکه عشق مهمتر از لذت رابطه جنسی (لذت ثابت، یا احساس با شیب ثابت)میباشد.
بنابراین انتخاب زوج زیبا در لذت رابطه جنسی مهم است اما مهمتر از آن برای پایداری زندگی، این است; که زوجین احساس کنند که عاشق هم(یعنی دارای نیرو محرکه روانی مهم عشق) هستند تا این زندگی دوام داشته باشد.
به گفته عامیانه (سیرت زیبا به از صورت زیبا) چه بسیار زوجین زیبا نگار هستند; که زندگی آنها به خاطر فروپاشی نیرومحرکه عشق، در هم ریخته است و چه بسیار زوجینی; که به خاطر افزونی نیرو محرکه عشق، زندگی با نشاط و موفقی داشته اند.
✔ اگر هر دو زوج عاشق هم باشند ولی لذت نبردن از رابطه خود (گزینه شماره2) آنگاه در صورت که عشق کاهش یابد و حالت منفی به خود بگیرد {در بین زوجین سوء تفاهم زندگی ایجاد شود}.
عامل لذت در رابطه زوجین وجود ندارد; که در این صورت سوء تفاهم حاصل از نیروی محرکه منفی، یعنی نفرت از هم، در بین زوجین کاهش و تعدیل کند، عامل لذت حاصل از رابطه جنسی وجود ندارد، تا این نفرت حاصل از نزاع را تعدیل کند. و زندگی زوجین را پایدار نگاه دارد.
✔ اگر هر دو زوج عاشق هم باشند; ولی یکی از زوجین از رابطه خود با دیگری لذت نبرد (گزینه 3،4) آنگاه در صورت، سوء تفاهم ناشی از منفی شدن مقدار انتگرال عشق(ایجاد رنج ناشی از نفرت {نفرت همان نیرومحرکه روانی منفی است} و نزولی شدن احساس ناشی از عشق)، زندگی برای زوجی که لذت از رابطه می برد، قابل کنترل است; ولی زوجی که از رابطه لذت نمیبرد،
در صورت ایجاد تنفر، یک برآیند منفی از نظر رنج هر دو فاکتور موجود(عدم لذت از رابطه و تنفر از همدیگر) در خود مییابد و یک زندگی تقریباً یک طرفه، در زمان منفی شدن لذت عشق، در زوجی که لذت از رابطه نمی برد ایجاد میشود. بنابراین این زندگی میتواند، یک زندگی تقریباً ناپایدار باشد.
✔ اگر مرد و زن هردو عاشق هم نباشند، ولی از رابطه لذت ببرند. گزینه (15) در این صورت این یک رابطه نامشروع و قراردادی است و هیچ ضمانت تداوم ندارد. رابطه با وجود لذت ادامه مییابد و بعد از ارضاء یکی از آن دو یا هر دو، این رابطه خاتمه مییابد
✔ اگر هر دو زوج عاشق نباشند، ولی یکی از دو زوج از رابطه جنسی لذت نبرد. گزینه (5،6) اصلاً این چنین رابطهای شکل نمیگیرد. مگر با اجبار طرفی که لذت از رابطه جنسی میبرد. (تجاوز جنسی)
✔ اگر یکی از زوجین عاشق باشد و دیگری نباشد و کسی که عاشق است از رابطه خود با دیگری لذت نبرد و طرف دیگری از رابطه لذت ببرد ولی عاشق نباشد. گزینه (10،13) سرانجام پس از اتمام لذت ناشی از عشق یکطرفه و لذت یکی از دوطرف رابطه جنسی، این دو پس از ابراز نیاز قطع میشود و پایدار نیست.
✔ اگر یکی از دو نفر عاشق باشد و دیگری نباشد همچنین کسی که عاشق است از رابطه جنسی لذت ببرد ولی کسی که عاشق نیست لذت نبرد، گزینه شماره (9،14) این بدان معنا است که طرفی که عاشق است و از رابطه لذت میبرد با استفاده از راههای متعدد در صدد رابطه با دیگری میباشد ولی توانایی ایجاد رابطه را باز نمییابد. و ممکن است سرانجام بدترین را، یعنی تجاوز به زور با طرف دیگر را انتخاب کند.
✔ یکی از طرفین عاشق باشد و دیگری عاشق نباشد ولی هر دو از رابطه جنسی لذت ببرند. گزینه شماره (7،11) این رابطه ممکن است در آینده از سوی شخصی که عاشق نیست، ولی لذت میبرد به عشق تبدیلشود و ادامه دارشود.
✔ اگر یکی از طرفین رابطه عاشق باشد و دیگری نباشد. ولی هر دو طرف رابطه از تماس جنسی لذت نبرند. گزینه شماره (8،12) شخصی که عاشق است، یک عشق یکطرفه را تجربه میکند که نهایت آن حسرت و نرسیدن به عشق خود میباشد.
✔ اگر مرد و زن عاشق نباشند و از رابطه جنسی لذت نبرند، اصولاً چنین رابطهای شکل نمیگیرد .گزینه (16)
